کد خبر: 488767
تاریخ انتشار: ۱۰ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
 جمشيد خيرآبادي اهل سنندج ۴۳ ساله كه كل پاداشش براي قهرماني المپيك فقط و فقط ۲۰ سكه بود، دوست داشت تا زمان به عقب برگردد تا هيچ وقت به مراسم تقدير از المپيكي‌ها نرود تا نمي‌ديد توهين‌هايي كه به گفته خودش نمي‌گذارد فكر بازگشت به تيم را در سر بپروراند. 

آقاي خيرآبادي بي‌شك يكي از عواملي كه باعث شد كشتي فرنگي ما طلسم ۴۰ ساله را بشكند و افتخارآفرين شود، حضور شما بود. 

ممنون از لطف شما. ببينيد قهرماني ما حاصل يك ماه و يك اردو نبود؛ تلاش تمام بچه‌ها اعم از كادر فني برمي‌گردد به چند سال پيش. همه چيز زماني شروع شد كه ما تيم را تحويل گرفتيم، درست بعد از مسابقات آسيايي چين كه آن موقع تيم فرنگي ما ششم شد. ما نمي‌توانيم منكر آن شويم كه بنا براي قهرماني المپيك از جان مايه گذاشته ولي در كل همه عوامل از مربي گرفته تا تداركات همه و همه در اين پيروزي سهيم هستند. 

مسئولان ورزشي فدراسيون كه الان در حال و هواي تعليق‌اند، چقدر در قهرماني شما سهيم هستند؟ 

شما فكر مي‌كنيد دوستاني كه چند ماه قبل از المپيك به ورزش آمده‌اند چقدر مي‌توانند سهم داشته باشند؟ آيا اصلاً مي‌توان آنها را سهيم دانست؟ كساني كه با ورزش بيگانه هستند و با اعمال نفوذ‌هاي سياسي ورزش را رياست مي‌كنند، آيا مي‌توانند مثمرثمر باشند. 

شنيده‌ايم كه ديگر به تيم‌ملي برنمي‌گرديد. 

معلوم است كه برنمي‌گردم؛ با آن بي‌مهري‌هايي كه به من و ديگر مربيان روا داشتند، فكر مي‌كنيد باز هم بايد بمانم و توهين‌ها را تحمل كنم. با روزي ۲۷ هزار تومان شبانه‌روز به عشق ايران و كشتي ايراني زحمت كشيدم. چه زجرهايي كه به خودم و خانواده‌ام كه ساكن سنندج هستند، روا نداشتم. تيم را قهرمان المپيك كرديم ولي چه شد؟ مراسم برگزار كردند با چه ذوق و شوقي خود را به تهران رساندم، آن فضاحت را به بار آوردند. هيچ افتخاري بالاتر از افتخارآفريني در المپيك نيست. آيا اين افتخارآفريني بايد با ۲۰ سكه جبران مي‌شد. من دوست ندارم مباحث مالي را مطرح كنم، اما مگر من و امثال من منبع درآمد ديگري هم داريم. ما كه در بازي‌هاي آسيايي گوانگجو ۶۰ سكه گرفته بوديم آيا المپيك براي آقايان اينقدر ارزش داشت؟ معلوم است كه قدر نمي‌دانند. 

فكر مي‌كنيد اين بي‌مهري‌ها از روي قصد و غرض است. 

قصد و غرض براي چه؟ ما تمام مشكلاتمان به خاطر اين است كه افراد ورزشي در رأس نيستند. ساختار ورزشي ما بيمار است، مديران ما مديريت ورزشي را بلد نيستند چون از جنس ورزش نيستند. 

در حق محمد بنا هم اجحاف شده؟ 

شك نكنيد. من چندين سال است در بيشتر مسابقات بين‌المللي با او بوده‌ام. اولاً لازم مي‌دانم يك نكته را درباره شخصيت بنا بگويم؛ نكته‌اي كه تا به حال هيچ جا نگفته‌‌ام. من الان ۴۳ سال سن دارم. از ۹ سالگي در ورزش بوده‌ام. تا به حال انسان بامعرفتي چون بنا در زندگي‌ام نديده‌ام. به بنا ماهي ۰۰۰/۵۰۰/۱ تومان حقوق مي‌دادند حدود صد و پنجاه هزار تومان آن ماليات كم مي‌شد. ۰۰۰/۳۵۰/۱ تومان الباقي را معمولاً بنا خرج خريد كفش و دو بنده مي‌كرد از پول شخصي‌اش. در صورتي كه بارها در تورنمنت‌هاي خارجي شاهد اين بودم كه چه پيشنهادهاي اغواكننده‌اي از كشورهاي صاحب كشتي به او داده مي‌شد اما او فقط لبخند مي‌زد و تشكر مي‌كرد. 

‌از بنا خبري داريد؟ بالاخره شما رابطه نزديك‌تري با او داشتيد. 

من ديشب ۴۱ دقيقه با بنا صحبت كردم. درباره همه چيز به خصوص كشتي و آينده، درباره بي‌مهري‌هاي مسئولان، درباره مدال‌آوري نوروزي و همه و همه.
اينكه گفته مي‌شود بنا ديگر به كشتي برنمي‌گردد را قبول داريد. 

فكر نمي‌كنم. بنا عاشق كشتي است اما هر كسي ظرفيتي دارد بايد برخي شرايط عوض شود تا بنا بتواند دوباره در اين كشتي كار كند. 

شما چطور؟ اگر بنا بخواهد برمي‌گرديد؟ 

ما در اين باره هم صحبت كرديم. بنا مي‌دانست كه من به تيم‌ملي برنمي‌گردم اما در اين باره خيلي با من صحبت كرد حتي پيشنهاد و ضمانت خيلي چيزها مثل مسائل مالي را هم شخصاً تقبل كرد اما فكر نمي‌كنم بتوانم با اين شرايط ادامه دهم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار