
ميتوانيد خيلي راحت ببينيد كه چرا هواداران او را دوست دارند و مدعي هستند كه از زمان آمدنش از كلن به «امارات» به تيم انرژي داده. او به زمين تمرين آرسنال آمده و يك راست سراغ سه روزنامهنگار آلماني ميرود كه از قبل ميشناسد. يك عكاس به او پيشنهاد ميدهد كه تصاوير ديجيتال را نشانش دهد با كمال ميل ميپذيرد و دستش را روي شانه طرف ميگذارد و بعد يك دفعه ميگويد:«اوه نه، اين يكي را نه...»
انگليسياش عالي است: «در سفرهاي خارج از خانه و در هتل به خودم آموزش ميدادم همينطور در تيم ملي. هركسي وقتهاي اضافه زيادي دارد كه ميتواند از آنها خيلي خوب استفاده كند.»
به بازي آلمان و انگليس در جام جهاني ۲۰۱۰ اشاره ميكند كه ژرمنها با قدرت تيم فابيو كاپلو را يك- ۴ شكست دادند و به يك چهارم نهايي رسيدند: «انگليس قوي بود، خيلي جنگيدند، خيلي تلاش كردند اما فكر ميكنم ما فوتبال بهتري بازي كرديم. از يك طرف هم فكر ميكنم بايرن مونيخ در فينال ليگ قهرمانان اروپا از چلسي بهتر بود اما چلسي قهرمان شد. فوتبال همين است.»
فوتبال مايه رستگاري پودولسكي بوده. فرزند يك زوج لهستاني كه وقتي دو سال داشت به همراه پدر و مادرش به آلمان مهاجرت كرد و اقامت گرفت چون پدربزرگ و مادربزرگ پدري او قبل از جنگ جهاني دوم شهروند آلمان بودند. پدرش در يك كارخانه و مادرش در يك مدرسه كار پيدا كردند و در بلوكي كه بيشتر سكنه آن را خانوادههاي مهاجر تشكيل ميدادند، سكني گزيدند: «ما در ساختماني نزديك يك استاديوم فوتبال زندگي ميكرديم. وقتي شما از لهستان ميآييد هيچ چيزي نداريد. پدر و مادرتان كار ميكنند و شما فقط يك جاي خواب داريد با يك آشپزخانه و ديگر هيچ. بايد بجنگيد. خوش شانس بودم كه اين استاديوم نزديك خانهمان بود؛ ميتوانستم آنجا فوتبال بازي كنم. البته در اختيار خانواده بودم. پدر و مادرم كه كار ميكردند، خواهرم هم يك چيزي براي خوردن درست ميكرد من هم گاهي برايش چيزهايي تهيه ميكردم اما هر وقت فرصت داشتم با دوستهايم فوتبال بازي ميكردم.»
وقتي ۱۰ يا ۱۱ ساله بود مورد توجه يك مدير استعداديابي كه براي كلن كار ميكرد، قرار گرفت: «كلن تيم بزرگ من بود، تيم محبوبم. يك هفته با كلن تمرين كردم و بعد از من خواستند با آنها قرارداد ببندم. ۱۷ يا ۱۸ سالم بود كه مربي به من گفت به زمين تمرين تيم اول باشگاه بروم. خوششانس بودم كه با آن مربي كار ميكردم. خيلي زود پيشرفت كردم. او كسي بود كه الان مربي تيم ملي اتريش است، مارسل كولر. به من زنگ زد و به دفترش رفتم. گفت تو خيلي خوبي، يك هفته به تمرين تيم بيا. بعد من هفتههاي زيادي با تيم تمرين كردم. در اولين مسابقه برابر هامبورگ روي نيمكت بودم، همه چيز خيلي سريع اتفاق افتاد. بازي اولم براي تيم ملي هم زودتر از انتظارم پيش آمد.»
۱۹ ساله بود كه براي تيم ملي بازي كرد با آن كه دو قلب داشت، يكي براي آلمان و ديگري براي لهستان اما دعوت رودي فولر براي بازي در آلمان مقابل مجارستان در ژوئن ۲۰۰۴ را پذيرفت. او حالا ۱۰۳ بازي ملي در كارنامه دارد كه براي يك بازيكن ۲۷ ساله عالي است. در يورو ۲۰۰۴ يك بازي به عنوان جانشين انجام داد اما در جام جهاني ۲۰۰۶ آلمان يكي از اعضاي ثابت تيم يورگن كلينزمن بود كه با زدن سه گل در صعود كشورش به نيمه نهايي نقش داشت و در نهايت بالاتر از ليونل مسي و كريستيانو رونالدو بهترين بازيكن جوان جام لقب گرفت.
همان سال به بايرن مونيخ رفت اما مهاجم چپ پا و همهفنحريف بعد از سه سال ناموفق به كلن برگشت: «ميدانستم ميتوانم در بايرن موفق باشم اما در اين تيم بازي به من نميرسيد و از فوتبالم لذت نميبردم به همين خاطر به كلن برگشتم چون فوتبال براي من تفريح است. پيشنهادهايي از ايتاليا، انگليس و تيمهاي ديگر آلماني داشتم اما به كلن رفتم چون به من گفتند ميخواهند يك تيم حول محور من بسازند و براي قرار گرفتن در ۵ يا ۶ رده اول ليگ بجنگند اما بعد از سه سال فهميدم تصميم اشتباهي گرفتم چون آنها هيچ كاري نكردند. بعد آرسنال اين تيم بزرگ كه هميشه در ليگ قهرمانان اروپا حاضر است پيشنهاد داد و من بايد ميرفتم البته چند نفر را براي تحقيق در مورد باشگاه به لندن فرستادم چون خودم در جام ملتهاي اروپا درگير بودم.» به هفت سال بيجامي توپچيهاي لندن اهميتي نميدهد: «فقط قهرماني نيست كه اهميت دارد. من اين باشگاه را دوست دارم، به هوادارانش علاقه دارم. از اولين جلسه تمرين با آرسنال احساس راحتي ميكردم و ميخواهيم اين فصل براي قهرماني ليگ بجنگيم.»