کد خبر: 488555
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
نگاهي به فيلم «تعميركار، خياط، سرباز، جاسوس»
عليرضا پورصباغ
اغلب رمان‌هاي جاسوسي اين سه نفر در حوزه سينما دستمايه كارگردان‌هاي سرشناسي قرار گرفت و جيمز باند سرشناس‌ترين جاسوس انگلوساكسوني به يكي از آثار مهم سينماي غرب بدل شد. فيلم «تعميركار، خياط، سرباز، جاسوس» آخرين ساخته توماس آلفردسون با اقتباسي از كتابي به همين نام از نويسنده رمان‌هاي جاسوسي جان لوكاره ساخته شده است. اين فيلم با سبك خاص خود، معادله سنت‌هاي كلاسيك در باز روايي فيلم‌هاي جاسوسي را بر هم مي‌زند و ماهيتي متفاوت نسبت به آثار توليد شده در ساب ژانر جاسوسي دارد. بهترين دستاوردهاي جدي فيلم‌هاي جاسوسي نابالغ از دهه ۶۰ و ۷۰ به طور خاص به احياي سنت‌هاي جيمز باندي، اتان هانتي(قهرمان مجموعه غير ممكن) و جيسون بورني منتهي شد. اما «تعميركار، خياط، سرباز، جاسوس» اقتباس درخشاني از رمان جان لوكاره در تضاد با عملكرد وتفسير‌هاي جامد سينماي جاسوسي است.
 
امروز با تصوير شدن فيلم تعميركار. . . مي‌توان سنت‌هاي ادبي لوكاره را در بازنمودهاي سينمايي‌اش با سنت‌هاي «يان فلمينگ» مقايسه كرد. البته مخاطب محصولات هاليوودي درغرب، امروز با قهرمان‌هايي از جنس خودش بيشتر همذات‌پنداري مي‌كند تا با قهرمان‌هاي پوشالي از جنس جيمز باند. از اين رو در چند ساله اخير (درمحافل ادبي – سينمايي غرب) آثار لوكاره از اقبال بيشتري برخوردار بوده و درفرآيند اقتباس عمده آثار اين نويسنده دستمايه آثار سينمايي مختلفي قرار گرفته است. لوكاره مثل يان فلمينگ جاسوس بود پس از دوران بازنشستگي به نوشتن نوول‌هاي جاسوسي روي آورد.
 
آثارش به دليل پرداختن به پشت پرده سازمان‌هاي مخفي بريتانيا نوعي سنت شكني را در حوزه كتاب‌هاي جاسوسي بنيان نهاد. پاساژ‌هاي ويژه داستاني، سبك سنگين و قابل اعتنا در بازروايي واقعيت، ترفندهاي تازه قصه پردازي، عبور از هزار توي داستاني بدون افتادن به دام موضوعات پرفروش، آثار لوكاره را برجسته ساخت. «توماس آلفردسون» با تأسي از همين قواعد در شيوه بازپرداخت تصويري اثري متفاوت از رمان تعميركار... را به تصوير كشيد كه مي‌توان اذعان داشت يكي از پديده‌هاي سينماي اقتباسي در چند سال اخير است كه متأسفانه از چشم منتقدان و انديشمندان سينمايي دور مانده است. 

فيلم «تعميركار، خياط، سرباز، جاسوس» اقتباسي از كتابي به همين نام از جان لوكاره (نام اصلي جان كورنول) جاسوسي‌نويس سرشناس بريتانيايي است. كتاب‌هاي فراواني از او در بازار كتاب ايران منتشر شده است. آخرين كتاب كه از او اخيرا روانه شده «جاسوسي كه از سردسير آمد» (نام اصلي جاسوسي كه از سرما خلاص شد)، جنگ آينه‌ها نام دارد و البته اولي از بهترين آثار اين نويسنده ۸۴ ساله به شمار مي‌رود. از آثار لوكاره تاكنون فيلم‌هايي نظير جاسوسي كه از سردسير آمد ( مارتين ريت- ۱۹۶۵) خياط پاناما (جان بورمن- ۲۰۰۱) باغبان وفادار (فرناندو ميرليس- ۲۰۰۵ ) و خانه روسي (فرد شپيسي- ۱۹۹۰ ) صاحب برگردان سينمايي شده‌اند. سال ۱۹۷۹، پنج سال بعد از انتشار كتاب «تعميركار، خياط، جاسوس، سرباز»، «بي بي‌سي فيلم» به تازگي راه‌اندازي شده بود و تعميركار. . . نخستين سريالي بود كه در اين بخش از بي‌بي سي به توليد رسيد؛ سريالي هفت قسمتي به مدت زمان (پنج ساعت و نيم) كه ۳۲ سال قبل ميليون‌ها نفر اين سريال را طي هفت هفته با جديت و علاقه در انگليس تماشا كردند تا در نهايت بدانند جاسوس كيست؟ 

كنترل (جان‌هارت ) رئيس بخش جاسوسي سيركوس(ضداطلاعات نظامي MI۶ ) از طريق يك افسر ارشد مجارستاني متوجه مي‌شود كه در عالي‌ترين سطوح دستگاه امنيتي بريتانيا يك جاسوس دو جانبه وجود دارد كه براي روس‌ها جاسوسي مي‌كند و اسناد محرمانه را براي سازمان «كي‌جي‌بي» مي‌فرستد. اين خبر براي كنترل (جان هارت‌) فوق‌العاده تكان دهنده است. «كنترل» جيم پرايدوكس(مارك استرونگ) را براي كشف اطلاعات به مجارستان مي‌فرستد اما پراديوكس توسط نيروهاي شوروي سابق دستگير مي‌شود. در روزنامه‌هاي بلشويكي اينطور نقل شده است كه جيم توسط مأموران شوروي سابق كشته شده است. بعد از اين اتفاق «كنترل» به همراه جورج اسمايلي از مقام خود استعفا مي‌كنند. چندي بعد سازمان امنيت بريتانيا تصميم مي‌گيرد كه يك تحقيقات گسترده در مورد اين مقام عاليرتبه جاسوس انجام دهد. سازمان اطلاعات و امنيت بريتانيا اسمايلي طرد شده را براي يافتن عامل نفوذي اتحاد شوروي در درون سازمان ضد اطلاعاتي سيركوس فرا مي‌خواند. 

اگر به داستان‌هاي ماندگار سينما بازنگري عميق داشته باشيم پي خواهيم برد كه عمدتاً داستان‌هاي كلاسيك درباره پرسش‌هاي ازلي است، مثل خيانت و وفاداري كه در روايت‌هاي جاسوسي بيشتر در جدال‌هاي اكشن به كار آمده‌اند تا روايت‌هايي با اين شكل و ساختار در اين داستان شكل اسطوره‌اي از مؤلف روايي خيانت و وفاداري به‌وجود مي‌آِيد و مصمم بودن جورج براي يافتن خائن به تمامي آرمان‌هاي او شكلي اسطوره‌اي اما ساكن بر خود مي‌گيرد، فيلمساز برخلاف نويسنده بر تم وفاداري و خيانت تأكيدات روايي خاص دارد و كهن الگوهاي مطروحه در اثر، ذات درام را فراتر از يك تريلر جاسوسي مي‌برد، تم اصلي فيلم خيانت و وفاداري است اما سبك فيلم محتوايي متبلور كننده هيجان با حركت‌هاي فيزيكي و فرا واقعي نيست. اين تم تقريباً در تمامي آثار عمده لوكاره به صورت يك موتيف بارها تكرار شده است، افسري در رده‌هاي بالا كه در بين سازمان ضد جاسوسي بريتانيا به دنبال يك جاسوس دو جانبه مي‌گردد يا مأمور كار كشته‌اي كه او را از بيرون سازمان مي‌آورند تا بحران وجود يك جاسوس دوجانبه را حل كنند. 

در اين فيلم علاوه بر‌گري اولدمن جمعي از بزرگان سينما و تئاتر جمع شده‌اند كه اغلب آنها دوران پيري و كهولت خويش را مي‌گذرانند و در بطن فيلم جاسوس‌هاي سابقه‌داري هستند كه چروكيدگي و خستگي از آنها مي‌بارد و البته اين نوع انتخاب بازيگر به فضاي كلي اثر كمك مي‌كند و البته سن رؤساي قدرت در اين فيلم اشاره دارد به بريتانيا در دوره جنگ سرد كه زوال قدرتش آغاز مي‌شود و نقش برجسته و استعمارگرانه خود را در دوران جنگ سرد از دست مي‌دهد. در آن دوران نه فقط سازمان‌هاي اطلاعاتي اين كشور سردرگم، مغشوش و گيج بود بلكه كل كشور بريتانيا با واقعيت افول قدرت اقتصادي و سياسي در جهان روبه‌رو شده بود كه در فيلم در لايه‌هاي حاشيه‌اي داستاني اين موضوع نمود دارد و در نهايت مشاهده مي‌كنيم كه از سر عجز به دستگاه‌هاي اطلاعاتي امريكايي پناه مي‌برند. 

ريتم، لحن، ساختار و حتي ريتم اين فيلم شباهتي نزديك به فيلم چوپان خوب (رابرت دنيرو )را لزوماً به ياد مخاطب آورد، اين مسئله نكته‌اي قابل تامل است كه در كنار اين همه آثار جاسوسي توليد شده در اين سال‌ها كه اكشن و سوسپانس فراواني درون خود دارند، «تعمير كار، خياط، سرباز، جاسوس» را در ريتم، لحن و سبك بايد با «چوپان خوب» مقايسه كرد. لحن يكدست و سنگين كارگردان سوئدي دقيقا سايه سنگيني روي فيلم و اصل اقتباس انداخته است حتي آنطور كه در هاليوود ريپورتر آمده بود، كمپاني سازنده توماس آلفردسون را انتخاب كرده تا لحن و ريتم فيلم به ساير قبلي اين كارگردان سوئدي «مرا به درونت راه بده» شباهت داشته باشد. اين شباهت به دليل الگوبرداري در سبك دنيرو در هدايت‌ فيلم چوپان خوب نيست بلكه ميل به فضاي‌هاي تاريك، سرد و وهم انگيز همراه با افشاي تدريجي و نرم داستان به نوعي سبك كاري آلفردسون به شمار مي‌رود و البته نبايد فراموش كرد كه براي آفريدن وفادارانه فضاي جنگ سرد چنين شيوه كاملاً پاسخگو خواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار