
نمونهاي عيني از اين تابلوي سازندگي كه نظيرش در جاي جاي كشورمان به چشم ميخورد، سوغاتي ارزشمندي است كه در سفر اخيرمان به استان كرمانشاه با خود به يادگار آورديم. اين سفر كه به همت بسيج سازندگي كشور و براي بازديد از فعاليتهاي گروههاي جهادي در مناطق محروم كرمانشاه انجام گرفت، كاروان اصحاب رسانه را به تماشاي زيباييهايي برد كه تلاش جهادگران جوان و نوجوان در دلمحروميت مناطقي چون روستاهاي فيروزآباد خلق كردهاست. سفربه محروميتي خاكستري كه قرار است همت مردانه اين بچهها، رنگهاي سبز و سرخ و سفيد را بر چهره خسته آن بكشد.
كرمانشاه و نهضت مسجدسازي
شهر كرمانشاه اولين مقصد كاروان اصحاب رسانه است. شب هنگام به اين شهر ميرسيم. طي حدود ۶۰۰ كيلومتر راه به سمت غرب كشور در جادهاي كه رفته رفته طبيعت كوهستاني به خود ميگيرد، تمامي همسفران را خسته كرده اما سپهري، مسئول قرارگاه رسانهاي بسيج سازندگي كه به نوعي ميزبان ما در اين سفر است، از نهضت مسجدسازي سخن ميگويد كه گويي به تازگي در اين استان شكل گرفته و بسيج سازندگي نيز با جديت در آن ورود پيدا كرده است. سخنان او پرسشهايي را برايمان ايجاد ميكند كه تاريكي هوا و خستگي راه مجالي براي جويا شدن از آنها باقي نميگذارد. صبح روز بعد برنامه فشردهاي انتظارمان را ميكشد و با تقسيم شدن اتاقها، خيلي زود سكوت همه جا را فراميگيرد.
نشست خبري سرهنگ «عليجان حبيبي»، مسئول بسيج سازندگي استان كرمانشاه سربرنامه اولين روز كاري سفرمان است. حبيبي ليست كاملي از فعاليتهاي جهادي در سال گذشته را پيش رو مينهد و ميگويد: سال گذشته ۱۸۰۰ مدرسه توسط دانشآموزان در قالب طرح هجرت۳ بهسازي شده كه به اين منظور ۲۰ هزار دانشآموز در مقاطع مختلف پاي كار آمدند و لباس جهادگران بسيجي را برتن كردند.
ورود جدي ۲۰ هزار دانشآموز تنها در استان كرمانشاه، بخشي از موج عظيمي را شامل ميشود كه چندي است در قالب طرح هجرت و اردوهاي جهادي، رودخانه سازندگي را در سراسر كشورمان جاري كردهاند. اما عمران آبرساني ۱۴ روستا، احداث ۱۶ خانه نيازمند، سه مدرسه، يك خانه بهداشت، يك خانه عالم، يك پل بين مزارعي، ۹ غسالخانه، ۱۶ مسجد و تعمير ۲۹۵ مسجد ديگر، پنج مورد راهگشايي و... از موارد ديگري هستند كه حبيبي به عنوان بخشي از فعاليتهاي بسيج سازندگي در سال ۹۰ ذكر ميكند و اين را هم ميگويد كه گويي اين فرآيند سازندگي طي بيش از سه ميليون روز كار انجام گرفته است. درحالي كه طبق بخشنامههاي ابلاغي سهم اين استان در همين سال تنها ۳۵۰ هزار نفر روز بوده است.
اما برنامه احداث ۷۰ واحد مسجد در سطح شهرستانهاي استان كرمانشاه، همان نهضت مسجدسازي است كه پيشتر سپهري از آن خبر داده بود، برنامهاي كه حبيبي نيز به عنوان گل سرسبد اقدامات بسيج سازندگي در سال ۹۱ برميشمارد و در توضيح ميگويد: با توجه به برگزاري اجلاس سالانه نماز در كرمانشاه، امسال توجه بسياري به احداث و مرمت مساجد در سراسر استان اعمال شده كه بسيج سازندگي با ورود جدي به آن، علاوه بر احداث ۷۰ مسجد در شهرستانهاي مختلف، تعمير مساجد روستايي را نيز مد نظر قرار داده است.
احداث فازهاي بعدي مسجد شهيد عاصمي، احداث جاده- موزه شهدا، احداث فاز دوم جاده بازيدراز، تخريب و احداث مسجدالنبي طاق بستان، احداث ۱۰۰ واحد مسكوني براي خانوادههاي تحت پوشش كميته امداد ورزقان و... از ديگر طرحهاي عمراني بسيج سازندگي در سال ۹۱ هستند كه حبيبي به آنها اشاره ميكند و در پايان از توجه بسيج به مباحث فرهنگي در كنار مباحث عمراني ميگويد.
بعد از سخنان حبيبي، براي بازديد از روند تكميل ساخت مسجد بقيهالله الاعظم به داخل شهر كرمانشاه ميرويم. شهري كه به گفته مردمش از كمي مساجد رنج ميبرد و جهادگران بسيجي برآنند تا در كنار ساير نهادهاي مسئول، با ساخت چندين مسجد، آن را به سال نهضت مسجدسازي براي اين استان تبديل كنند.
مسجدي با گنبدي آسماني
كارگراني كه در زير گنبد به رنگ آسمان مسجد بقيهاللهالاعظم بيوقفه مشغول كار بودند، سعي ميكردند اين مسجد را براي برگزاري اجلاس نماز در شهر كرمانشاه آماده كنند. همراه گروه به اين مسجد ميآييم كه ساخت آن از سالها پيش با كمكهاي مردمي آغاز شده و اكنون بسيج برآن است تا با همتي مضاعف ساختمان نيمهكارهاش را به اتمامبرساند.
گنبد اين مسجد كه تقريباً چهارچوبي بيش نيست، هنوز راه زيادي تا تكميل در پيش دارد و وقتي كه زيرش قرار ميگيريم ميتوانيم شمايي دايرهاي شكل از آسمان نيلگون را تماشا كنيم! اما به قول دستاندركاران بسيج سازندگي كرمانشاه، قرار است اين مسجد به همراه حدود ۱۰ مسجد ديگر تا چند روز آينده آماده بهرهبرداري شود.
آهي معاون فرهنگي بسيج سازندگي كرمانشاه، طرح مرمت مسجد بقيهالله الاعظم را در زمره طرحهاي اشتغالزايي موقت معرفي ميكند كه طي آن اداره ساخت مسجد توسط مهندسان بسيجي مديريت شده و كارگران نيز از بوميان محلي به كار گمارده ميشوند. ديدار از مسجد بقيه الله الاعظم، كمي بعد با ذكر صلواتي كه حجتالاسلام حشمتي امام جماعت مسجد ما را به فرستادن آن فراميخواند به اتمام ميرسد و به همراه كاروان رسانه عازم روستاهاي اطراف شهر صحنه ميرويم، آنجا كه صحنه هنرمندي دانشجويان و دانشآموزاني است كه سعي دارند با استفاده از اوقات فراغت تعطيلات تابستاني، به زيباسازي مدارس منطقهشان اقدام كنند.
صحنه هنرمندي
شهر «صحنه» يا به تعبير همسفران محليمان «عروس كرمانشاه» با نظم و پاكيزگي مثالزدنياش ۵۰ كيلومتر دورتر از شرق كرمانشاه به ما سلام ميدهد. توقف ما در اين شهر كوچك چندان طول نميكشد و به سرعت به بلنديهاي مشرف به شهر ميرويم. آنجا كه مدارس روستاهاي كوچك و بزرگش صحنههايي از هنرمندي دانشجويان ايراني را به نمايش گذاشتهاند.
نسرين شادمهر، مربي نقاشي كه مسئوليت گروه زيباسازي دبستان دخترانه بعثت را برعهده دارد، به همراه گروه كوچك خود از جمله هزاران شركتكننده طرح هجرت۳ در سراسر كشور هستند كه عموماً در تابستانها و با استفاده از اوقات فراغت پيش آمده براي دانشآموزان و دانشجويان به امور فرهنگي و عمراني ميپردازند.
شادمهر كه خود و گروهش همگي اهل شهر صحنه هستند، اهدافي چون در كنار هم بودن و ورود به عرصههاي كار را فراتر از هر اقدام عمراني براي طرح هجرت۳ معرفي ميكند و سپس به همراه او و شمسي عزيزي دانشجوي ديگري كه داوطلبانه اوقات فراغتش را به زيباسازي دبستان بعثت اختصاص داده به تماشاي احاديث، جملات قصار، ابياتي از اشعار شاعران بنام و نقاشيهايي ميرويم كه اين گروه روي ديوارهاي اين دبستان ترسيم كردهاند.
توانا بود هر كه دانا بود...
هايهاي آب!
«روستاي كريمآباد» با خانههاي عموماً كاهگلياش، با فاصله كمي از دبستان بعثت قرار دارد اما اينجا نه از خرمي و آباداني صحنه خبري است و نه از شلوغي كرمانشاه، آن طور كه نادر خاموشي يكي از اهالي ميگويد، كريمآباد از مشكل كمآبي رنج ميبرد، مسئلهاي كه باعث شده خيلي از اهالي، روستا را ترك كنند و كريمآباد را با ۱۴ خانوار و حدود ۹۰ نفر جمعيت تنها بگذارند. هاي هاي آب مردم كريمآباد، سرفصل ماجرايي است كه در بسياري از مناطق محروم اين استان وجود دارد. مردمان اين سامان آهنگ زندگي خود را با شرشر آب تنظيم ميكنند و همراه جريان كمرمقش به زندگي يكنواخت خود ادامه ميدهند.
اما در كريمآباد سربه زير و خلوت نيز شاخهاي از رودخانه عظيم بسيج سازندگي جريان يافته و تلاطمي از زندگي را به تن خسته اين روستا دميده است. سهند فتاحي ۱۴ ساله و اهل صحنه، يكي از بسيجياني به شمار ميرود كه براي مرمت و زيباسازي مدرسه تك كلاسه كريمآباد به اين روستا آمده است. سهند ميگويد هشت روزي ميشود كه از هشت صبح تا حدود شش غروب به اين روستا ميآيد و خستگي طي راه و كار در مدرسه را با شيريني كمك كردن به دانشآموزان تحمل ميكند.
سر و صورت سهند خاكي است و در ميان اين همه گرد و غبار، دو چشم درخشان انبوهي از انرژي و پويايي را به ما هديه ميكند و كرم علي عادلي، مسئول سازندگي شهر صحنه اميدوار است صرفنظر از هر فعاليت عمراني، همين انرژي و پويايي از بچههاي بسيجي به بچههاي روستايي منتقل شود.
فيروزآباد، بشاگرد كرمانشاه
منطقه فيروزآباد كه يك بخشداري و حدود ۲۳۲ روستاي كوچك و بزرگ دارد، به طور تقريبي در ۵۰ الي ۷۰ كيلومتري جنوب شرقي كرمانشاه واقع شده است. البته وسعت اين منطقه كه تا ۱۸۷۷ كيلومتر ميرسد باعث شده تا فاصله نقاط مختلف آن از مركز استان متفاوت باشد. دو مشكل عمده كمبود آب و جاده ناهموار و خاكي، باعث شده است تا فيروزآباد خود را به عنوان محرومترين منطقه استان كرمانشاه معرفي كند.
ورود ما به منطقه كوهستاني فيروزآباد با مشاهده نقاط دودآلودي در ميان درختان بلنديهاي اطراف جاده همراه ميشود كه گويي حاصل آتش زدن اين درختان توسط برخي از اهالي است تا با تبديل درختان سوخته شده به زغال و فروش آن، اندك درآمدي كسب كنند. در واقع فقر اين مردم، درودي خاكستري را به كاروان اصحاب رسانه تقديم ميكند و بازديد ما از بشاگرد كرمانشاه آغاز ميشود.
«وينه بهاران» يكي از روستاهاي منطقه فيروزآباد است كه گروه جهادي سفيران عشق از بچههاي پيشواي ورامين در آنجا مشغول ساخت مسجد امام حسين(ع) هستند. چهرههاي آفتاب سوخته اين بچهها كه به گفته مسئول گروهشان، نوجواناني از مقاطع راهنمايي و دبيرستان را تشكيل ميدهند، يك به يك در قاب دوربين عكاسان گروه جاي ميگيرد و عكسهاي يادگاري انداخته ميشوند.
مسئول گروه كه دانشجوي رشته عمران است، نامش را نميگويد و تنها به اين مورد اشاره ميكند كه ۱۰ روزي ميشود از پيشوا به اينجا آمده و آفتاب سوزان تابستاني را به جان خريدهاند. اين را هم ميگويد كه با كارشان سعي دارند به بچههاي وينه بهاران ماهيگيري ياد بدهند كه يعني اگر آباداني ميخواهي اين مسجد را ساختيم به نشانه همتمان كه تو هم همت به خرج بده و در آن فرهنگ و دين بياموز و آستين بالا بزن براي آباداني سرزمينت.
مهدي غلامي ۱۶ ساله ميگويد مهر سال جاري به دوم دبيرستان ميرود. وي يكي از بچههاي گروه سفيران عشق است كه جثه كوچك او در ميان ساير دوستانش جلب توجه ميكند. مهدي ميگويد چند روزي است از شهر و كاشانهاش به اين روستاي دورافتاده آمده و هرچند دلش تنگ خانواده است، اما خدمت به خلق را خدمت به خدا ميداند و سرآخر دستي مردانه با ما ميدهد تا حساب كار دستمان بيايد با چه مردان سختكوشي طرفيم و نبايد همت اين بچهها را با جثهكوچكشان بسنجيم.
حسين نوريان يكي ديگر از بچههاي اين گروه جهادي است. بچه كه نه! او حالا ۵۱ سال دارد و به گفته خودش همراه همسر و دختر و دامادش به اين اردو آمده است. نوريان ميگويد از بچههاي جنگ بوده و حالا نبردي ديگر براي سازندگي ايران اسلامي در پيش است. او را همراه با بچههاي با صفاي گروه سفيران عشق، چهرههاي آفتاب سوختهشان، كم توجهيشان به سر و صداي كاروان اصحاب رسانه! مسجد امام حسين(ع) كه آجر به آجر قد ميكشد و قرار است درونش مرد پرورش دهد، زنان روستا كه در نبود مردانشان براي خوشامد گويي به ما تجمع كردهاند و... در قاب نگاهمان جا ميدهيم و به سوي روستاي بعدي حركت ميكنيم.
بيمارستاني درون يك اتاق
از وينه بهاران كه به سمت روستاي عثماوند ميرويم، هرلحظه بر نابساماني جاده و وضعيت روستاهاي اطراف افزوده ميشود. گويي فيروزآباد چون درهاي است كه ورود به عمقش يعني ورود به دل فقر و بيآبي. در اغلب روستاهاي اين منطقه يكي دو سطل آب با چهارپا يا وسيلهاي كه افراد را به چشمههاي اطراف برساند، شايعترين امكان دسترسي به آب شرب است. مايع حياتي كه اينجا مايه كار و كسب و درآمد و در يك كلام زندگي است. از همين رو حين راه به روستاهاي متروكي برميخورديم كه به گفته برخي از همراهان، اهالياش به دليل كمبود آب، خانه و كاشانهخود را رها كرده و به نقاط ديگر رفتهاند.
در عثماوند كه يكي از روستاهاي پرجمعيت اين نواحي است، يك گروه درماني از بسيج جامعه پزشكي كرمانشاه انتظارمان را ميكشيدند. عثماوند روستايي است كه عرض برخي از كوچههاي آن از عرض شانههاي يك مرد كوچكتر است، با اين وجود هنگام ورود ما، يكي از خانههايش را مملو از جمعيتي ميبينيم كه براي مراجعه به پزشكان بسيجي به صف ايستادهاند.
براي درك صحيحي از وضعيت اين خانه و اتاق تقريبا ۱۶ مترياش كه به عنوان محل اصلي تجمع گروه درماني و بيماران قرار گرفته، كافي است تصور كنيم كه حداقل ۵۰ الي ۶۰ نفر از اهالي، زن و مرد و كوچك و بزرگ، براي نشان دادن وضعيت جسمي خود به پزشكان بسيجي در آنجا تجمع كرده بودند؛ از در خانه گرفته تا راهروي روباز و راه پلهها و خود اتاق، بستههاي دارو هم در گوشهاي از اين اتاق قرار داشت و با احتساب دكتر عمومي و دكتر داخلي و يك پرستار و مسئول داروها و البته خود داروها، بيمارستان بسيج در همين اتاق كوچك و چنين شكل و شمايلي كامل شده بود.
دكتر سعيد حمزهاي، پزشك متخصص داخلي يكي از اعضاي گروه درماني بسيج است كه در گفتوگوي كوتاهي با ما از تشخيص چهار الي پنج مورد هپاتيت نوع A ميگويد كه گويي به خاطر آب آشاميدني ناسالم اين منطقه برخي از افراد را مبتلا ساخته است. بيماريهاي انگلي، اسكلتي و همين طور تشخيص دو مورد بيمار قلبي كه براي ادامه درمان به شهر اعزام خواهند شد، از ديگر بيماريهايي است كه اين گروه پزشك بسيجي با آمدن در ميان اين مردن محروم توانستهاند آن را تشخيص دهند و در حد وسع خود گرهاي از مشكلات اين مردم بگشايند.
دكتر شمس اللهي هم با محاسن سفيدش، پير دكترهاي خير بسيجي به شمار ميرود كه به گفته خودش ۲۵ سال خدمت خالصانه براي مردم محروم انجام داده و اكنون بستر بسيج را فرصتي يافته تا با عرصهيابي بسيج سازندگي و هماهنگيآن با بسيج جامعه پزشكي، با فراغ بال بيشتري در ميان محرومان حضور يابد و به مداواي آنها بپردازد.
تابلوي نقاشي
محسن كريمآبادي، بخشدار فيروزآباد، يكي از همراهان گروه ماست كه به هر روستايي ميرويم همراهيمان ميكند. به قول سپهري مسئول قرارگاه رسانهاي بسيج سازندگي كشور، مطالباتي كه در هر روستا از سوي بچههاي جهادي به كريمآبادي ارجاع ميشود، يكي از اهداف بسيج سازندگي است تا جوانان نه تنها با دست و بازوي خود كه با حرف و فكر و ايده خود در مباحث عمراني و فرهنگي مناطق محروم شركت كنند و بيپرده مطالب مردمي را به مسئولان انتقال دهند.
با كريمآبادي كه شغل اصلي خود را دبيري معرفي ميكند در روستاي سرعين همكلام ميشويم. هر چند نام اين روستا نشاني از چشمه و آب دارد اما سرعين نيز همانند ساير روستاهاي اين منطقه از همان سيستم آبرساني سطلي بهره ميبرد! در اين روستا، كريم آبادي از اجراي طرحهايي چون طرح آبرساني مجتمع امام علي(ع) سخن ميگويد كه قرار است با همياري بسيج سازندگي بسياري از مشكلات مردم اين منطقه را حل كنند.
كريمآبادي در حالي با اصحاب رسانه گفتوگو ميكند كه تنها دو الي سه متر آن طرفتر، چند جهادگر از گروه جهادي از خاك تا افلاك مشغول ساخت خانه محرومين براي پنج يتيم يك خانواده بيسرپرست هستند. اين گروه جهادي از عدهاي خواهر نيز براي ارتباط هرچه بهتر با زنان روستا بهره ميبرد كه در دبستان كوچك سرعين مشغول آموزش بچههاي روستايي هستند. حيدري به عنوان مسئول خواهران اعزامي از اسلامشهر، از مشكلات فرهنگي متعددي ميگويد كه زنان و كودكان اين روستا دچار آن هستند و اين خواهران برآنند تا با برگزاري كلاسهاي قرآن، احكام، مشاوره خانواده و برقراري ارتباطهاي چهره به چهره، تا حد توان بر رفع چنين محروميتهاي بكوشند.
آفتاب روبه تاريكي است و هنگام بازگشت فرارسيده است. فيروزآباد را در حالي پشت سر ميگذاريم كه دو جهادگر روي داربستهاي يك مسجد نيمهساز در معرض آخرين تلألوي غروب آفتاب منظره زيبايي را به نمايش گذاشتهاند. چيذري، يكي از خبرنگاران كاروان اصحاب رسانه قطعه شعري را كه سروده برايمان ميخواند. او از تابلويي نقاشي ميگويد كه اين روزها در جاي جاي كشورمان ترسيم ميشود:
ميروم نقاشي/ ميمانم در باران/ شعرها پشت هم/ نالهها در پس دلم/ آه جرقه، آه رعد، آه نگاه/ معناي زندگي كدامين است؟/ اين منم و آن اوست/ واژه انسانيت و هم وطني بر لبان دوست...