
اين فيلم روايت يك قتل خانوادگي است. «پدري (با بازي مهران رجبي) با كمك يكي از پسرهاي نوجوانش «محتشم» يكي از دختران تازهبالغ خود را كه باعث آبروريزي ناموسي اين خانواده شده، بيرحمانه و دور از چشم بقيه افراد خانواده به قتل ميرساند و در زيرزمين خانه دفن ميكند. رفتهرفته اعضاي خانواده از اين قتل باخبر ميشوند اما از ترس پدرسالار بيرحم خانواده، راه سكوت را در پيش ميگيرند. سالها ميگذرد و دختر محتشم (نوه خانواده) كه دانشجوست به حضور گور دختر نوجوان پي ميبرد. پدربزرگ فوت كرده و دختر جوان رودرروي پدرش كه در قتل همدست پدربزرگ بوده، ميايستد و...» وزارت ارشاد و نيروي انتظامي هر دو بر اين فيلم ايراد گرفتهاند.
طبق گفته عليرضا سجادپور، مديركل اداره نظارت و ارزشيابي سازمان سينمايي كه دوست ندارد از واژه توقيف براي فيلم خانه پدري استفاده كند، ميگويد: «خانه پدري» به اصلاحيههايي نياز دارد و چون اين اصلاحيهها انجام نشده بود، فيلم نتوانسته پروانه نمايش بگيرد. اصلاحيههاي مورد نظر وزارت ارشاد در مورد حذف صحنه قتل است كه اصليترين سكانس فيلم محسوب ميشود. مهرزاد دانش كه معتقد است داستان فيلم خانه پدري كپي شده فيلم يك جنايت امريكايي (تامي اوهاور، ۲۰۰۷) است، در مورد اين ايراد كه شايد به حذف آن سكانس هم بينجامد، ميگويد: متوليان سينمايي ما در اينجا، اصرار شديد دارند كه از خشونت جنايت بكاهند و مصلحتسنجيهاي فرامتني اعمال كنند و با تحميل برداشتهاي نمادين خود، هنرمند را مجبور به تحمل مثله شدن اثرش كنند تا لابد به وظايف و تكاليف خود عمل كرده باشند، غافل از اينكه در هر كشور صاحب صنعت سينما، هر سال دهها نمونه از فيلمهايي جنايي ساخته و نمايش داده ميشود و كك كسي هم نميگزد و ظاهراً تنها اينجاست كه جناب كك، با خزيدن در پوشش ذهنيات برخي متوليان، به واكنشهايي اينچنيني وادارشان ميسازد، اما نيروي انتظامي به عنوان تهيهكننده كار كه سهم ۵۰ درصدي در انجام آن داشته است نيز به ساختار فيلم ايراد ميگيرد.
مؤسسه ناجي هنر كه مسئول امور هنري و فرهنگي نيروي انتظامي است و معمولا در ساخت فيلمها و سريالهاي پليسي مشاركت دارد با پروژه خانه پدري نيز همكاري داشت. سهم ۵۰ درصدي شراكت ميان عياري و ناجي هنر عملاً اين مؤسسه را در مقام تهيهكنندگي فيلم قرار ميدهد. سعيد منتظرالمهدي كه به تازگي مديريت ناجي هنر را بر عهده گرفته است، تصميم براي مشاركت در فيلم عياري را به دوره مديريت قبلي منتسب ميداند و در مورد ايرادهاي وارده از سوي نيروي انتظامي ميگويد: «ما وقتي فيلم را ديديم براي چند سكانس حرف داشتيم و هنوز هم حرف داريم. حرف ما اين است كه ما يك جامعه اخلاقمدار هستيم و احساسات و عواطفمان نسبت به همنوع غليان ميكند. ما براي مرگ يك حيوان خانگي متأثر ميشويم، چگونه ميشود با حذف انساني كه ۱۸ سال در يك خانواده زندگي كرده است به راحتي برخورد كنيم. صحنههاي دلخراشي در فيلم وجود دارد كه آزاردهنده است. جامعه به نظرم با ديدن اين صحنهها متأثر خواهد شد. ما سر اين صحنهها حرف داشتيم. «خانه پدري» يك فيلم اجتماعي است و فيلم پليسي نيست.»
با آنكه از مؤسسه ناجي هنر به عنوان تهيهكننده اين كار انتظار بالاتري در نظارت بر چگونگي انجام كار و بازبيني فيلم قبل از تكميل آن ميرفت اما كيانوش عياري با رفتار غيرحرفهاي خود فيلم را به جشنواره ونيز در حالي كه مجوز اكران آن صادر نشده، ارسال كرده، بنابراين وزارت ارشاد خواستار اصلاح فيلم است و تهيهكننده آن نيز نسبت به فيلم ايراداتي گرفته كه جاي سؤال دارد. عياري فيلمساز باسابقهاي است و به خوبي بر همه قوانين موجود در سينما واقف است و نميتوان ارسال فيلمي اينچنيني به جشنواره ونيز را محصول بيتجربگي او دانست.
وي حتي به درخواست ناجي هنر براي جلوگيري از اكران فيلم توجهي نكرد، با آنكه قانوناً ۵۰ درصد حقوق فيلم به نيروي انتظامي تعلق دارد. متأسفانه در سالهاي اخير بر ميزان فيلمهايي كه در داخل كشور و با بودجه دولتي ساخته ميشوند و به جاي تبليغ ايران اسلامي نوعي ضدتبليغ عليه كشور ميشوند، افزوده شده است.
در چند ماه گذشته فيلم «يك خانواده محترم» كه مجموعهاي از تهمتها و سياهنماييها بود در جشنواره كن حاضر شد؛ فيلمي به ظاهر در مورد جنگ تحميلي اما سراسر دروغ كه باعث اعتراض هنرمندان ايراني كه به كن رفته بودند، شد، حال بعد از آن فيلم نوبت به خانه پدري رسيده است كه در ديگر جشنواره معتبر جهاني آبروي ايران را به بازي بگيرد.
مسلماً ساخت اين فيلمها با بودجه داخلي و حمايتهاي انجام شده در داخل ميتواند بار بسيار سنگيني را از دوش دولتهاي مخالف نظام جمهوري اسلامي بردارد. تا زماني كه فيلمهايي چون خانه پدري و يك خانواده محترم ساخته ميشود، ديگر لازم نيست نگران توليد فيلم «۳۰۰» يا« ارگو» باشيم، حتي لازم نيست مانند فيلمي چون «سنگسار ثريا» يا « كسي از گربههاي ايراني خبر ندارد» به صورت مخفيانه يا خارج از كشور فيلم ساخته شود، چون دوستان داخلي و كساني كه ادعاي بودن در نظام را دارند هماكنون فعالتر و پركارتر از هاليووديها عمل ميكنند.