رسانهها خبر دادهاند كه سومين اجلاس بينالمللي مقاومت اسلامي با حضور ۱۱ كشور طي روزهاي پانزده و شانزدهم شهريورماه و با سخنراني سيد حسن نصرالله در اصفهان آغاز ميشود. در وضعيت فعلي دنيا و خاصه منطقهاي كه ما در آن هستيم، واژه مقاومت و ماهيت آن در حال يك دگرديسي نگرانكننده است.
در حالي كه از ابتداي اعلام موجوديت رژيم نامشروع اسرائيل، گروههاي متعددي در كشورهاي اسلامي و در همراهي با فلسطينيان بناي بر مقاومت گذاشته و گزينه رويارويي با صهيونيستها را برگزيدند، بسياري به ويژه ديكتاتورهاي ممالك عربي براي بقاي خود خط سازش را پيش گرفتند. در ادامه و با فشاري كه از سوي ملتها به دولتهايشان وارد ميشد، آنها نيز تلاش كردند به نوعي مدعي حضور در جبهه مقاومت اسلامي در جهان شده و از اين راه اعتراضات مردمي خود را كاهش دهند.
در اين ميان اما خط و جبهه مقاومت از رويارويي با رژيم صهيونيستي به مناطق ديگري در جهان تغيير مكان داد، براي مثال سعوديها و شيخنشينهاي خليجفارس، جريان افراطي القاعده را كه خوراك ايدئولوژيك آن، همان آموزههاي انحرافي وهابيت بود علم كردند، سپس عاشقان به جهاد و مقاومت را در كشورهاي خود به طور نامحسوس روانه اين گروه كرده و به اين وسيله، بسيار موذيانه و حساب شده جريان جهاد مسلمين را منحرف كردند. به اين معنا كه وقتي صهيونيستها در يورشهاي وحشيانه خود به جنوب لبنان و سپس غزه، سرگرم كشتار مردم مسلمان و مظلوم اين مناطق بودند، جهادگران القاعده در كوهستانهاي «هندوكش» در قلب افغانستان و همپاي طالبان، سرگرم نبرد با احمدشاه مسعود بودند.
بدبختانه اين روند ادامه يافت. مدتي اين چريكها به جبهههاي آذربايجان و ارمنستان، بوسني و هرزگوين، كشمير،كوزوو، عراق و... گسيل شدند. اكنون نيز آنها گروه گروه و تحت لواي جهاد و مقاومت به سوريه فرستاده ميشوند تا به نقشه غرب در سرنگوني اسد، جامه عمل بپوشانند. در اين ميان معلوم نيست چرا القاعده هيچگاه براي جهاد و مقاومت، چريكهايش را به كرانه باختري و غزه نفرستاد و نميفرستد؟ معلوم نيست چرا آنها به جاي عملياتهاي احمقانه انتحاري در بازارهاي كابل و بغداد، يك عمليات مشابه در«تلآويو» و «حيفا» انجام نداده و به هيچ هدف صهيونيستي در هيچ نقطهاي از دنيا حمله نميكنند.
اين مسائلي است كه بايد در اين اجلاس از نظر دور نماند. يعني بازگشت به جوهر مقاومت و طرح پيگيري آن در مناطقي چون بحرين و يمن و... كه در هياهوي رسانهاي غرب براي سوريه، از نظرها محو شدهاند. نكته مهم ديگر، دعوت از جريانهاي اصيل مقاومت در افغانستان به اين اجلاس است. دنيا بايد بداند، جز طالبان كه به سبب نزديكي به القاعده بدنام شده است، جريانهاي واقعي و مردمي مقاومت عليه اشغالگران در افغانستان فعالند اما رسانههاي غرب با برچسب طالبان و القاعده به وجود آنها اعتراف نكرده و آنها را به رسميت نميشناسند. چنين اجلاسي بهترين محل براي اعلام وجود اين جريانها و شنيدن سخنان نمايندگان آنهاست. اميد آنكه اين تدبير مهم در نوع دعوت از ميهمانان و سخنرانان اجلاس مذكور، انديشيده شده و عملي شود.