سرانجام پس از ماهها تلاش جمهوري اسلامي ايران از يك سو و امريكا و صهيونيستها از سوي ديگر اجلاس عدم تعهد به بهترين وجه ممكن در تهران برگزار شد. آيا اين ادعا كه نشست مذكور به بهترين وجه ممكن برگزار شد، صرفاً يك پرستيژ تبليغي- رسانهاي است يا امري واقعي و حقيقي ؟
براي فهم اين مهم بايد به مواضع مسئولان غرب و صهيونيست(نه رسانهها) دقت نمود و واكنشهاي آنان را ديد و از سوي ديگر بايد به دور از فضاي رسانهاي، دستاوردهاي آن را براي نظام جمهوري اسلامي ايران در شرايط حساس فعلي و آينده بررسي نمود. دستاوردهاي اين نشست را ميتوان در دو دسته دستاوردهاي كوتاهمدت يا دستاوردهاي حين برگزاري و دستاوردهاي بلندمدت دستهبندي كرد. زمان نشست نيز نبايد در تحليل نهايي از ذهن دور شود چرا كه زمان نيز عنصر تأثيرگذار در تحولات امروز جهاني و وضعيت نظام جمهوري اسلامي ايران در فضاي موجود ارزش دستاوردهاي اين نشست را دوچندان ميكند.
الف: دستاوردهاي كوتاه مدت(حين نشست):
۱- اجلاس تهران حداقل به مدت دو هفته ايران را كانون رسانههاي منطقه و جهان و كشورهاي عضو نم قرار داد و مسئله اصلي جهان از تهران به سراسر جهان مخابره ميشد. محتواي نشست نيز همانند تيرهاي سهمگيني بود كه به سمت غرب و صهيونيستها شليك ميشد و ايران در طراحي اين محتوا نقش اساسي داشت.
۲- نشست تهران جيغ بنفش صهيونيستها را درآورد و مسئولان اين رژيم از اينكه در زمان هجمه سنگين مقام معظم رهبري به صهيونيست هيچ كس اجلاس را ترك نكرده به شدت ناراحت هستند و اين چنين صهيونيستها به خوبي توانستند جايگاه بينالمللي خويش را يك بار به صورت شفاف ارزيابي نمايند و امريكا نيز بفهمد كه آيا اسرائيل منزوي است يا ايران؟
۳- نشست تهران جايگاه بينالمللي و منطقهاي و گفتماني ايران را ارتقا داد. به صورتي كه اكثر حاضران بر اين نكته تأكيد داشتند كه ما به مديريت كارآمد ايران بر اجلاس اطمينان داريم. معني اين حرف آنطور كه در صحبت وزير خارجه لبنان آمد، اين است كه رياست جنبش به عهده كشوري قرار گرفت كه به معني واقعي كلمه غيرمتعهد است.
۴- پيروزي ايران در دوئل با غرب و صهيونيستها در آمدن يا نيامدن دبيركل سازمان ملل از مسائل مهمي بود كه به نفع ايران تمام شد و دبير كل نيز از اين سفر دفاع كرد و ملاقات وي با آرميتا رضايينژاد و عليرضا احمدي روشن تير ديگري به قلب صهيونيستها و از بهرهبرداريهاي زيركانه ايران در اين نشست بود.
فضاي گفتماني نشست تهران در تقابل با غرب طراحي شده بود به صورتي كه سخنان مقام معظم رهبري هيمنه پوشالي غرب و صهيونيستها را به هم ريخت و اعضاي جلسه نه تنها از اين مسئله دلگير نشدند بلكه پس از پايان سخنان به صورت ايستاده و ممتد، سخنان معظمله را تأييد كردند.
ب - دستاوردهاي بلند مدت
۱- يكي از مهمترين دستاوردهاي نشست تأمين تمامي خواستههاي ايران در يازده بند بيانيه بود. بيانيه پاياني نيز به صورتي بود كه همه بندهاي مذكور عليه قدرتهاي بزرگ و در حمايت از ايران و نفي نظام سلطه بود. بيانيه تهران در مقايسه با بيانيه ۱۵ اجلاس قبلي بينظير و از روح انقلابي برخوردار است.
۲- ورود رئيسجمهور مصر به ايران بعد از ۳۴ سال از انقلاب اسلامي، نشان از تغيير ژئوپليتيك منطقه به ضرر صهيونيستها و به نفع ملتهاي مسلمان است نزديكي ايران و مصر به عنوان دو قطب راهبردي جهان اسلام در اين اجلاس عملي شد و زمينه را براي ارتباطات بعدي فراهم ساخت.
۳- حضور گسترده مسئولان كشورهاي جهان باعث گرديد كه ايران با طراحي هوشمندانه حوزههاي دوجانبه را نيز بررسي نمايد و پررنگ شدن تعاملات اقتصادي و نفتي دوجانبه ضربه ديگري بر تحريمهاي يكجانبه غرب و امريكا عليه ايران بود.
۴- حضور يكصد و بيست كشور در اجلاس تهران مدعاي اجماع جهاني عليه ايران را به دروغي برجسته تبديل كرد و نشان داد كه كشورهاي مذكور با آگاهي از اينكه ايران قطب تضاد موجود جهان با غرب است به ايران آمدند و اين حضور را به رخ غرب كشيدند.
معرفي پيشرفتها و مظلوميتهاي ملت ايران كه در قالب نمايشگاه دستاوردهاي علمي و اسناد ترور دانشمندان هستهاي بود، پيام اين پيشرفتها در اوج تحريم را به سراسر دنيا مخابره نمود.
مديريت جدي ايران بر جنبش با ايجاد دبيرخانه و اخذ مجوز از اعضا براي اين مهم نشان ميدهد كه ايران درصدد است جنبش را به يك سازمان تبديل نمايد كه بتواند در معادلات جهاني تأثير عملي و تضميني داشته باشد. ايران ميتواند فرصت سه ساله را مغتنم شمارد و جنبش را به سمتي هدايت نمايد كه قاعده سلطهگر- سلطهپذير را در جهان معاصر به هم بريزد. ايران جنبش را به محور حمايت از ملت مظلوم فلسطين تبديل خواهد كرد و خواب آشفته صهيونيستها را آشفتهتر خواهد كرد. تبادل اقتصادي مستقل از قدرتهاي بزرگ و طراحي الگوي توسعه بومي از نقاط طلايي است كه ايران ميتواند آن را به عنوان راهبرد سهساله انتخاب كند.