جوان: جنبش غيرمتعهدها كه متشكل از ۱۲۰ كشور عضو اصلي، ۱۷ كشور ناظر و ۱۰ سازمان و تشكل بينالمللي به عنوان دومين سازمان بزرگ و تأثيرگذار جهاني پس از سازمان ملل متحد شناخته ميشود.
جنبش عدمتعهد در گذر تاريخ نخستين تلاش براي ايجاد همگرايي ميان كشورهايي كه بعدها به غيرمتعهدها معروف شدند، در سال ۱۹۵۵ در كنفرانس باندونگ در شهر باندونگ اندونزي انجام شد. جواهر لعل نهرو، جمال عبدالناصر و سوكارنو رؤساي وقت حكومت كشورهاي هند، مصر و اندونزي در اين اجلاس انديشه تشكيل چنين سازماني را مطرح كردند. چون اين اتفاق كمي بعد از استقلال هند رخ ميداد، تحت تأثير جهانبيني ماهاتما گاندي نيز قرار داشت.
در ۱۹۶۱ اولين اجلاس سران عدمتعهد با حضور مارشال تيتو رهبر يوگسلاوي سابق، قوام نكرومه رهبر غنا، جمال عبدالناصر رئيسجمهور مصر، جواهر لعل نهرو نخستوزير هندو احمد سوكارنو رهبر استقلال اندونزي در كنفرانسي كه در شهر بلگراد در كشور يوگسلاوي برگزار شد، اين سازمان موجوديت خود را اعلام كرد.
نشستهاي انجام گرفته توسط اعضاي جنبش:
- گردهمايي نخست- بلگراد، ۶- ۱ سپتامبر، ۱۹۶۱
- گردهمايي دوم- قاهره، ۱۰- ۵ اكتبر، ۱۹۶۴
- گردهمايي سوم- لوزاكا، ۱۰- ۸ سپتامبر، ۱۹۷۰
- گردهمايي چهارم- الجزيره، ۹- ۵ سپتامبر، ۱۹۷۳
- گردهمايي پنجم- كلمبو، ۱۹- ۱۶ اوت، ۱۹۷۶
- گردهمايي ششم- هاوانا، ۹- ۳ سپتامبر، ۱۹۷۹
- گردهمايي هفتم- دهلي نو، ۱۲- ۷ مارس، ۱۹۸۳
- گردهمايي هشتم- حراره، ۶- ۱ سپتامبر، ۱۹۸۶
- گردهمايي نهم- بلگراد، ۷- ۴ سپتامبر، ۱۹۸۹
- گردهمايي دهم- جاكارتا، ۷- ۱ سپتامبر، ۱۹۹۲
- گردهمايي يازدهم- كارتاگينا، ۲۰- ۱۸ اكتبر، ۱۹۹۵
- گردهمايي دوازدهم- دوربان، ۳- ۲ سپتامبر، ۱۹۹۸
- گردهمايي سيزدهم- كوالالامپور، ۲۵- ۲۰ فوريه، ۲۰۰۳
- گردهمايي چهاردهم- هاوانا، ۱۶- ۱۵ سپتامبر، ۲۰۰۶
- گردهمايي پانزدهم- شرم الشيخ ۱۱- ۱۶ جولاي، ۲۰۰۹
گردهمايي شانزدهم- تهران
اهداف اوليه و تأسيس جنبش عدمتعهد
اهداف اوليه جنبش عدمتعهد بر اصول ذيل استوار شده است:
حمايت از حق تعيين سرنوشت، حاكميت و استقلال ملي و يكپارچگي سرزميني كشورها، مخالفت با آپارتايد، عدم الحاق به پيمانهاي نظامي چندجانبه و استقلال كشورهاي عضو از قدرتهاي بزرگ و نفوذ در بلوكبنديهاي سياسي، مبارزه عليه امپرياليسم در تمامي اشكال و ظهور، مبارزه عليه استعمار، استعمار جديد، نژادپرستي، اشغال و تسلط خارجي، خلع سلاح، عدم دخالت در امور داخلي كشورها و همزيستي مسالمتآميز ميان ملتها، رد استفاده از تهديد به زور در روابط بينالملل، تقويت سازمان ملل، دموكراتيزه كردن روابط بينالملل، توسعه اقتصادي اجتماعي و بازسازي سيستم اقتصادي بينالمللي و همچنين همكاري بينالمللي در موقعيت برابر در خلال قريب به گذشت ۵۰ سال از تشكيل جنبش عدمتعهد و افزايش اعضاي آن با تنوع ايدئولوژي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي، اهداف و اصول اوليه آن كماكان حفظ شده است. هر چند بعد از فروپاشي نظام دو قطبي و اضمحلال بلوك كمونيستي در جهان، بسياري فلسفه ادامه حيات جنبش عدمتعهد را زيرسؤال بردند، ليكن كشورهاي عضو جنبش عدم علاوه بر تأكيد بر الزامات ادامه فعاليت جنبش در عرصه بينالمللي، نشان دادند كه قادر بر برطرف كردن اختلافات و پايهگذاري مبناي مشترك براي همكاريهاي دوجانبه و حفظ ارزشهاي مشترك ميباشند.
ساختار جنبش عدمتعهد جنبش عدمتعهد فاقد يك ساختار سازماني شبيه سازمانهاي بينالمللي است. بنيانگذاران جنبش عدمتعهد ترجيح دادند براي جلوگيري از الزامات بروكراسي يك سازمان، اين تشكل را به عنوان جنبش معرفي كنند. معيارهاي عضويت در جنبش عدمتعهد كه در نشست مقدماتي در قاهره در سال ۱۹۶۱ قبل از اجلاس سران در بلگراد مشخص شد مؤيد اين است كه جنبش قصد ندارد يك نقش انفعالي در عرصه بينالمللي ايفا كند و به دنبال اتخاذ مواضعي مستقل براي انعكاس منافع كشورهاي عضو است. مؤسسان جنبش با درك اختلاف ديدگاه ايدئولوژيك و تنوع گسترده اعضا به اين نتيجه رسيدند كه به جاي ارائه منشور و ايجاد ساختار سازماني منسجم و گسترده با اتخاذ روشهاي كاري ساده و مورد توافق امورات و وظايف خويش را بر مبناي اصول و اهداف اساسي و همچنين تصميمات اتخاذ شده به پيش ببرند. بر اين اساس جنبش فاقد دبيرخانه است و مسئوليت امور دبيرخانهاي بر عهده كشوري است كه رياست دورهاي را بر عهده دارد يا ميزبان اجلاسهاي مختلف ميباشند. به عبارتي جنبش عدمتعهد يك مجمع مهم براي هماهنگ كردن مواضع كشورهاي عضو با يك تشكيلات اداري منحصر به فرد، غيرسلسله مراتبي، چرخشي و مشاركتي است كه به همه كشورهاي عضو اجازه ميدهد بدون تفاوت يا تبعيض در سياستها و تصميمسازي جهاني شركت كنند. جنبش عدمتعهد همزمان، اصول روشمندي، مفاهيم، برنامهها و توافقاتي را توسعه داده است كه راهنما و مبنايي براي انجام و نمايش دادن اجماع ميان كشورهاي عضو است. آنها در بيانيهها، برنامههاي اقدام، قطعنامهها، اعلاميهها، گزارشها و ديگر متون مصوب كنفرانسهاي سران و وزرا ملحوظ است.
تمامي تصميمات در جنبش عدمتعهد براساس اجماع اتخاذ ميشود. اجماع در جنبش عدمتعهد متضمن احترام به ديدگاههاي مختلف است. اگر چه اين امر به معناي يك توافق توسط اكثريت قابل ملاحظه كشورهاي عضو است، ليكن به منزله درخواست يا متضمن اتفاق آرا نيست. در صورتي كه كشوري موافق نباشد ميتواند تحفظ خود را درخصوص موضوع در دستور كار اعلام كند. در راستاي اهداف عملي، اجماع، در كشورهاي عضو جنبش عدمتعهد ميتواند به معناي وجود يك اكثريت قاطع در حمايت از پيشنهاد ارائه شده باشد.
ايران و جنبش عدمتعهد ايران كه به دليل عضويت در پيمان نظامي مركزي سنتو از عضويت در اين جنبش محروم مانده بود در سال ۱۹۷۹ پس از پيروزي انقلاب به جنبش عدمتعهد پيوست. جمهوري اسلامي ايران بر اساس اصول بنيادين و اوليه مندرج در سياست خارجي خويش يعني اصل «سياست نه شرقي، نه غربي»، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، در ششمين اجلاس سران جنبش عدمتعهد در هاوانا در سال ۱۳۵۸ به عنوان هشتاد و هشتمين كشور به عضويت جنبش عدمتعهد در آمد و طي ۳۰ سال عضويت در آن به خصوص از سال ۱۹۸۳ و در مقطع آغازين جنگ تحميلي همواره به عنوان يكي از كشورهاي فعال و پيشرو در تمامي نشستهاي جنبش عدمتعهد به ويژه اجلاسهاي سران و وزراي امور خارجه شركت داشته و در تدوين مواضع و تصميمات جنبش درخصوص مسائل و تحولات مهم بينالمللي نقش فعالي را ايفا كرده است. از نقاط عطف همكاريهاي ميان ايران و جنبش عدمتعهد در عرصه بينالمللي ميتوان از حمايت اين جنبش از برنامههاي صلحآميز هستهاي كشورمان، در سالهاي اخير و در پي طرح موضوع فعاليتهاي هسته جمهوري اسلامي ايران در شوراي حكام آژانس انرژي اتمي و متعاقب آن در شوراي امنيت سازمان ملل متحد اشاره كرد كه نتيجه آن بيانيه تروئيكاي جنبش عدمتعهد و بيانيههاي متعدد گروه عدمتعهد در آژانس بينالمللي انرژي اتمي در حمايت از فعاليتهاي هستهاي جمهوري اسلامي ايران بود. همچنين در اجلاس وزراي خارجه دفتر هماهنگي جنبش عدمتعهد در پوتراجايا مالزي (خرداد ۱۳۸۵) براي نخستين بار بيانيه جداگانه جنبش عدمتعهد درخصوص فعاليتهاي هستهاي كشورمان صادر شد و سه ماه بعد (شهريور ماه ۱۳۸۵) مشابه اين بيانيه در چهاردهمين اجلاس سران جنبش عدمتعهد در هاوانا به تصويب رسيد.
نشست تهران و چشمانداز آينده
اكنون با برگزاري نشست تهران روح تازهاي به كالبد جنبش عدمتعهد دميده ميشود. با وجود اينكه اين اولين باري است كه ايران ميزباني و رهبري يك چنين نهاد بينالمللي را بر عهده ميگيرد اما موارد نسبتاً مشابه قبلي از جمله ميزباني دوره هشتم رياست سازمان كنفرانس اسلامي اين واقعيت را به اثبات رسانده كه جمهوري اسلامي ايران با توجه به اعتقاد راسخي كه اولاً به كار جمعي در عرصه بينالمللي و در ثاني اهميتي كه به نقش و جايگاه خود در جهت دهي به تحولات و ساختار نظام بينالمللي قائل است رياست دورهاي يك چنين نشستهايي را يك فرصت مغتنم ميشمارد و حداكثر بهرهبرداري را از فرصت پديد آمده در جهت اهداف و منافع مشترك خود و جنبش به عمل ميآورد و از اين جهت چشمانداز روشني پيش روي نشست جنبش عدمتعهد مشاهده ميشود و به نظر ميرسد در صورتي كه كارشكنيها و سنگاندازيها محافل غربي و صهيونيستي نباشد جنبش دوره طلايي خود را در دوره رياست سه ساله ايران تجربه خواهد كرد.