
ميدانم توقع عجيب و تمناي غريبي است، اما از شما خوانندگان محترم ابتدا به ساكن معذرت ميخواهم و تقاضا ميكنم لحظهاي خودتان را بگذاريد جاي حسني مبارك يا بن علي يا علي عبدالله صالح. كاش صدام و بنلادن و سرهنگ سبز و جناب عمر سليمان نيز در قيد حيات ميبودند تا من و شما در مقام تخيل هم كه شده، آني خودمان را جاي ديكتاتورهاي مفلوك منطقه ميگذاشتيم و اندكي دركشان ميكرديم. گمانم اگر از حسني مبارك بپرسي؛ بدترين روزهاي عمرت چه ايامي بوده؟! اشاره به دو روز كند؛ يكي روز سقوط از تخت سلطنت و ديگري همين روزها كه دراز به دراز روي تخت، بلكه تابوت افتاده و دارد اخبار تهران را به عنوان «پايتخت مقاومت» رصد ميكند و جمهوري اسلامي را در لباس باشكوه ميزبان اجلاس سران غيرمتعهد تماشا ميكند. آري! چارهاي نداريم الا اينكه خود را جاي فرعون مصر بگذاريم تا بهتر دركش كنيم.
روزگار فتنه ۸۸ به امثال مبارك خورانده بودند كه خوب اگر تلويزيون را نگاه كني، سقوط جمهوري اسلامي نزديك است! بيچاره مبارك فكرش را هم نميكرد كه سه سال بعد از فتنه ۸۸ عليه جمهوري اسلامي، تهران پايتخت ديپلماسي دنيا باشد، جمهوري اسلامي از قبل قويتر باشد، نماينده نظام مصر در اجلاس غيرمتعهدها، نه دوستان عمر سليمان، بلكه آدمي در مايههاي مرسي باشد و از همه بدتر يا شايد از همه بهتر، اين باشد كه روزنامه امريكايي والاستريت ژورنال بردارد تيتر كند:«اجلاس سران غيرمتعهد در تهران پيروزي بزرگ آيتالله خامنهاي بر اوباماست.» فيالحال مبارك بايد خوب فهميده باشد كه رقصيدن به ساز نظام سلطه، متضمن هيچ شكوه پايداري نيست. عرفات به همين ساز رقصيد، ليكن از چشمها افتاد. در نقطه مقابل، مردماني كه پاي «علم مقاومت» ايستادگي كردند، به وعده خداوند ايمان داشتند. مقاومت البته آسان نيست، سختي دارد و هزينه، اما دست آخر منجر به فتوحات الهي ميشود.
خب! حالا خودتان را بگذاريد جاي سيدحسن نصرالله. مبارك با بوش و اوباما نماند، اما رهبر عربي با خميني و خامنهاي محبوبترين فرد جهان عرب است.
بنازم خداي نازنين را كه گاه حتي در لسان والاستريتژورنال باطل هم حرف حق جاري ميكند! نشان به نشان اين روزهاي جمهوري اسلامي، نشان به نشان گل دادنهاي قشنگ آرميتا و عليرضا به اعضاي جنبش عدمتعهد، نشان به نشان خيلي چيزها. . . بايد گفت: خدا خيلي از نظام سلطه بزرگتر است! و اتفاقاً فقط دست قدرت خداست كه باعث ميشود خامنهاي بارها و بارها مچ نظام سلطه را بخواباند. آن از فتنه ۸۸ كه به ۹ دي ختم شد، اين هم از بيداري اسلامي كه به اجلاسي چنين عظيم و بيمانند. اين روزها مقر سازمان ملل در نيويورك نيست، در تهران است. سازمان مللي منهاي سلطهگران! حال شايد جاي آن باشد كه خودمان را بگذاريم جاي آرميتا يا عليرضا. شهيد افتخار است و افتخار به دست آوردني است، نه از دستدادني! انگار تازه به دست آوردهاند پدرانشان را اين دو فرزند شهيد عزيز. حقا كه ما زير سايه انقلاب اسلامي داريم آقايي ميكنيم با آواي مقاومت. آقاي والاستريتژورنال! اوباما كيست؟!
خامنهاي بر همه نظام سلطه پيروز است. سياست داخلي/ اما شوراي شهر همه ميدانيم كه تكيه زدن اصولگرايان بر صندليهاي قدرت، اول بار از انتخابات شوراي شهر دوم شروع شد. سال بعد اما در يك بازه زماني معين هم انتخابات رياست جمهوري است و هم انتخابات شوراها. مبادا به بهانه اهميت طبيعتاً بيشتر اولي، از دومي غفلت كنيم. رياست بر جمهور در قاموس اصولگرايي يعني خدمت بر جمهور يا سربازي براي جمهور. يكي از بهترين جاها براي نيل به اين موضوع، همين شوراهاست. در جرايد دوم خردادي ميبينم و ميخوانم كه اصلاحطلبان بعضاً به اين صرافت افتادهاند، به جاي تمركز روي انتخابات رياست جمهوري، متمركز روي انتخابات شوراها شوند تا از همان پله صعود اصولگرايان، صعود كنند. مخلص كلام اينكه در درازمدت، خطر باخت در انتخابات شوراها از خطر باخت در انتخابات رياست جمهوري بيشتر است. ما كه اصولگرا هستيم، فكر كنم بيشتر از اصلاحطلبان بايد بفهميم اين حرف حساب را.