
يكي از آنها، هيئت كشور افغانستان است كه در سطح سران به تهران ميآيد. نظر به مسائل حاد هفتههاي اخير در آن سرزمين كه بيارتباط با ايران هم نيست، دلم ميخواهد نكاتي را به برادران افغانستاني گوشزد كنم.
جناب آقاي كرزاي!
شايد مرا بشناسيد. نگارنده اين سطور حدود سه دهه است كه به كشور شما رفتوآمد داشته و دارد. افغانستان به نوعي خانه دوم من شده است. من سال ۷۲ و حين ساختن مستندي از مجاهدين افغان، در بدخشان مجروح شدم و به قول هموطنان شما، يك پايم در آنجا شهيد شد! مشهورترين مستند از زندگي قهرمان ملي كشور شما - احمدشاه مسعود- با نام «حماسه ناتمام» را من ساختم.
دو دوره وابسته فرهنگي و رايزن فرهنگي كشورم در افغانستان بودم. قريب ۵۰ كتاب درباره خاطرات جهاد افغانها و مسائل مرتبط را يا خود نوشتهام يا جمعآوري كردهام و اسباب انتشارش را نيز فراهم كردهام. از جمله شش خبرنگار جهانم كه با ملاعمر ملاقات داشته است و... كارنامه فعاليت من در خصوص افغانستان بسيار پر و پيمان است. گوشهاي را يادآوري كردم تا بدانيد بيسبب قلم به دست نگرفتهام تا در اين خصوص نكاتي را يادآوري كنم.
چند روز پيش در شهر «زرنج»، مركز استان نيمروز عملياتي انتحاري صورت گرفت. قريب ۱۰۰ تن كشته و زخمي شدند. آقاي ظاهر عظيمي، مسئول پليس افغانستان خبر از دستگيري دو تبعه ايراني داد و مدعي شد آنها در بازجوييهاي اوليه اعتراف كردهاند در ايران براي اين عمليات آموزش ديدهاند. بلافاصله اين خبر، تيتر يك مطبوعات و رسانههاي غربي شد.
جناب آقاي كرزاي!
بيشك شما نيز با من همعقيدهايد كه ايران اسلامي، بدون هيچ چشمداشتي سالهاي سال به مجاهدان افغان و پس از آن به دولت شما، با تمام توان كمك كرد. جز كمكهاي اقتصادي، ما شهداي بسياري را نيز در اين راه داديم. شهادت هشت ديپلمات و يك خبرنگار كشورمان در فاجعه حمله مهاجمان مسلح به كنسولگري ايران در مزارشريف در مردادماه ۱۳۷۷ نمونه كوچكي از اين خونهاي ريخته شده است.
اكنون كه افغانستان به سوي ثبات و توسعهاي پايدار گام برميدارد و اشغالگران كه دشمن هر دو ملت ايران و افغانستان هستند، به زودي آنجا را ترك ميكنند، توطئههايي آشكار در جريان است تا ميان كابل و تهران بذر خصومتهايي را بكارند.
مردم ايران از شخص حضرتعالي كه در سختترين سالهاي رياست خود، شاهد مساعدت بيدريغ ايران اسلامي بودهايد، انتظار دارند همچون گذشته اجازه تحقق يافتن اين خواب شوم را به آنان ندهيد. آنها به زودي به ممالك خود باز خواهند گشت، اما دو كشور ايران و افغانستان بايد سالهاي سال و نسل اندر نسل، در كنار هم زندگي كنند و ارتباطي مسالمتآميز و شكوفا با يكديگر داشته باشند. لابد شما هم خبر بازداشت يك افسر انگليسي را كه در حال وارد كردن دهها جليقه انفجاري به افغانستان در فرودگاه كابل، توسط پليس افغانستان گرفتار شد، شنيدهايد! ب
هتر از من ميدانيد كه پشت سر بسياري از اين آشوبهاي كشورتان، چه كساني هستند. بهتر از من ميدانيد با اين حال چرا آنها سعي در ايجاد دشمني ميان مردم افغانستان و جمهوري اسلامي ايران دارند. پس نگذاريد اين خواسته نامشروع و خصمانه آنان تحقق يابد.
نكته ديگر و آخر اينكه، نيروهاي جهادي، مايه بركت و سرمايه سالهاي جهاد و مقاومت افغانستانند. لابد شما هم از خود پرسيدهايد كه چرا تروريستها با ادعاي مبارزه با دولت شما و اشغالگران، مدام به ترور چهرههاي جهادي ميپردازند. ژنرال داود، پروفسور برهانالدين رباني، احمدخان سمنگاني و... چرا يك بار تا به حال آنها درصدد ترور چهرههاي تكنوكرات و غربگرا برنيامدهاند. هدف پشت پرده دشمنان افغانستان كه توسط ايادي خود آن را عملي ميكنند، حذف سران مجاهدين از دولت و منزوي كردن آنان است.
پس به گمان اين قلم، شما به عنوان شخص اول آن ديار، بايد اين توطئه را نيز دريابيد و در خنثي كردن و پيشگيري از آن، هرچه در توان داريد، عملي نماييد. سالهاي رياست شما در بحرانيترين فصل تاريخ افغانستان سالهايي بود كه نسلهاي بعد از آن انشاءالله به نيكي ياد كرده و لياقت و كياست جنابعالي فرصتي است تا در يك سال باقيمانده دوران مسووليتتان، دشمنان آن مردم و آن سرزمين باز هم نتوانند به آمال خطرناك، ويرانگر و نامشروعشان برسند.
انشاءالله دنبال كردن روند صلح با معارضان كه آرزوي استاد شهيد برهانالدين رباني بود و قطع كردن دست بيگانگان از افغانستان همچون گذشته كه شعار شما بوده است در اين مدت باقيمانده عملي شود و نام نيك جنابعالي در تاريخ معاصر آن سرزمين و منطقه باقي بماند.
انشاءالله...