کد خبر: 483567
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۹۱ - ۰۶:۴۶
اينكه چه اتفاقي مي‌افتد كه به يكباره ذائقه تيم‌ها تغيير مي‌كند، به عوامل متعددي مربوط مي‌شود كه تقريباً هيچ توجيه فني‌اي ندارد. اگر خوب از كار در‌بيايد بايد از شانس سپاسگزار بود و چنانچه چنگي به دل نزند هم اتفاق خاصي رخ نداده است. 

سال‌ها انگليسي‌ها در فوتبال ما حضور پررنگي داشتند و از آنجايي كه ورود ايشان با آغاز گسترش اين رشته در ايران همزمان بود، مدت‌ها سبك بازي ما انگليسي بود و بازيكنان از هرجا كه مي‌توانستند توپ را روي دروازه حريفان مي‌فرستادند غافل از اينكه نه قد و قواره ما شباهتي به ساكنان بريتانيا داشت و نه قدرت بدني فوتباليست‌هاي دو كشور برابر بود. 

با توجه به فراگير نبودن فوتبال در آسيا و كوتاهي نسبي قامت حريفان اصلي آن روزهاي ما كه بيشتر در شرق و جنوب شرقي قاره مي‌زيستند، روش انگليسي باعث مطرح شدن بيش از پيش ما در سطح آسيا شد و متعاقب آن مربياني از يوگسلاوي(بخوانيد كرواسي) سكان هدايت تيم‌هاي ملي ما را به دست گرفتند كه انصافاً موفق هم عمل كردند. پس از انقلاب پاي خارجي‌ها بريده شد و سبك سنتي كه تلفيقي از روش انگليسي –يوگسلاو بود، يكي دو دهه بر باشگاه‌ها و تيم‌هاي ملي‌مان حاكم شد اما بعد از ناكامي اين روش در رساندن ما به جام‌جهاني مجدداً تفكري قوت گرفت كه به شدت طرفدار به خدمت گرفتن مربيان خارجي بود ولي تقريباً هيچ‌گاه ذهنيت واحدي براي استخدام خارجي‌ها نداشتيم و هر مديري به فراخور سليقه‌اش، مربي‌اي به خدمت گرفت، يكي كروات مي‌آورد، ديگري آلماني‌ها را مي‌پسنديد، روسيه، بلغارستان، هلند و حالا پرتغالي‌ها براي مديران فوتبال ما جذابيت پيدا كرده‌اند اما آيا واقعاً دليل سفر مربيان خارجي قابليت‌هاي فني آنان بوده و هست يا عوامل ديگري نيز در كشاندن ايشان به سرزمين ما تأثير مي‌گذارد؟ 

واقعيت اين است كه براي پاسخگويي به اين پرسش‌ها همانطور كه در ابتدا اشاره شد، مجبوريم دست به خطر بزنيم و به لايه‌هاي تاريك فوتبالمان وارد شويم. در اين تاريكخانه همه رقم آدم يافت مي‌شود، از ليدري كه هواداران ساده را تهييج مي‌كند تا عليه اشخاص شعار دهند تا مديران عاملي كه خود از آمد و رفت مربي و بازيكن نفع مي‌برند. بعضي از مربيان، بازيكنان و اصحاب رسانه نيز در سايه قرار دارند، البته پرواضح است كه تمامي خانواده فوتبال آلوده نيستند ولي فضاي حاكم به گونه‌اي است كه بخشي از كساني هم كه در حال حاضر در شمار مفسدان قرار ندارند، به دليل سلامت آنان نيست، بلكه به خاطر آن است كه هنوز راهي به دايره حفاظت شده هزار فاميل ورزشي ما پيدا نكرده‌اند؛ دايره‌اي كه همچون مافيا وجودش غيرقابل انكار است و ورود به آن نقطه در شرايطي ميسر است كه اولاً سلسله‌مراتب را بپذيرند، ثانياً صددرصد پايبند به قوانين نانوشته شبكه فساد باشند. گروهي براي كسب پول بيشتر وارد آن مي‌شوند عده‌‌اي براي اينكه از ناحيه اعضاي آن متضرر نشوند به ناچار با آن كنار مي‌آيند. بازيكنان عمده‌ترين افرادي هستند كه اين عده را تشكيل مي‌دهند. 

اين در حالي است كه اگر رسانه را از شبكه فساد بگيريم خيلي از مربيان و بازيكناني كه جذب باشگاه‌ها مي‌شوند يا اصلاً استخدام نمي‌شوند يا اينكه اينقدر به سرعت جابه‌جا نمي‌شوند، مثلاً در بخش مربيان اين جابه‌جايي‌هاست كه بازدهي مالي فراوان دارد، چون وقتي مربي‌اي بركنار مي‌شود تمام مبلغ قرارداد خود را مي‌گيرد و سهم دلالي كه او را آورده نيز پرداخت مي‌شود و مربي بعدي هم قرارداد جديدي امضا مي‌كند كه درصدي از آن به دلال مخصوص او مي‌رسد. حالا اگر جناب مديرعامل هم سري در حساب داشته باشد، در تعويض مربي سرعت عمل بيشتري از خود نشان مي‌دهد و گاهي بي‌آنكه خود مربي آگاه باشد مقداري از پولي كه نصيب دلال‌باشي شده است را او مي‌گيرد! در اين بين احتمالاً بعضي از مربيان خارجي كه شرايط را براي ورود هموطنانشان فراهم مي‌كنند هم مزد خود را مي‌گيرند، شايد همين موضوع است كه باعث مي‌شود به يكباره مربيان يك كشور خاص در كوچه‌پس‌كوچه‌هاي فوتبالمان به فراواني خريد و فروش ‌شوند! 

همانطور كه ذكر شد سخن درخصوص فساد در فوتبال ما فراوان است و نمي‌توان همه آن را در يك شماره ذكر كرد اما آنچه بايد بر آن تأكيد كرد اين است كه هنوز حلقه‌هاي زنجير فساد كاملاً به هم متصل نشده است و مي‌توان با نفوذ به فراموش خانه‌هاي ايشان دانه درشت‌ها را به راحتي شناسايي كرد و مانع از آن شد كه حلقه‌ها كاملاً به هم متصل شود كه اگر اين اتفاق بيفتد، ديگر مبارزه با آنها ممكن نخواهد بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار