کد خبر: 478316
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
زین العابدین داودی
وقتی ما قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را پذیرفتیم ، دشمنان ما علی الخصوص صدام فکر کردند که ما از موضع ضعف این قطعنامه را پذیرفتیم ، لذا دچار این توهم شدند که اکنون زمان مناسبی است تا کاری را که هشت سال در سر می پرورانیدند ولی نتوانستند عملی کنند، انجام دهند وبه آن اهداف برسند .
و از آنجائیکه دشمنان ما همه از احمق ها هستند ، شاید همه اهدافشان این نبود و شاید هم این بهترین موقع برای ورود منافقین به صحنه بود ،چون آنها نتوانستند در این مدت کاری را از پیش ببرند لذا منافقین را وارد صحنه نبرد کردند .واین عاملی بر شکل گیری عملیات پیروزمندانه مرصاد گردید .به همین مناسبت و به منظور بررسی ابعاد دیگری از این حماسه بزرگ که زمینه ساز اضمحلال و هلاکت منافقین گردید گفتگویی با سردار استاد حسینی فرمانده سپاه قائم استان سمنان و از یادگاران دوران دفاع مقدس انجام دادیم
ضمن تشکر از اینکه فرصتی در اختیار ما قرار دادید لطفآ بفرمائید ؛ با توجه به اینکه دشمن اسرار بر آتش بس و پایان جنگی را که خود آغاز گر آن بود داشته ، چه عاملی موجب شد تا مجددا آغاز گر جنگی دوباره شده و قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل را نقض کرد ؟
دشمن شاید در اثر این عقب نشینی هایی که در آخر جنگ داشتیم و یا مواضعی که در تحویل ما بود توانسته بود پس بگیرد دچار توهم شده که اکنون فاو را گرفته ، جزایر را پس گرفته ،دیگر کسی نیست که دفاع کند، در حالی که اواخر جنگ و بعد از پذیرش قطعنامه شرایط جبهه ها شرایطی خاص بود ، رزمندگان ما یک مدتی دچار رخوت و بی حالی شده بودند ، لذا دشمن این را نشانه ضعف ما دانست غافل از اینکه مردم ما و بسیجیان یک زمانهای وارد عمل میشوند که احساس میکنند دشمن با همه توان آمده و رزمندگان ما نیزدر آن مقطع احساس خطر نمیکرد ند، وقتی احساس خطر شد آنقدر نیرو به جبهه ها آمدند که یکی از فرماندهان می گفت ما حاضریم با این نیروها تا بغداد پیش برویم ولی حضرت امام فرمودند ما قطعنامه را بصورت تاکتیکی نپذیرفتیم بلکه به این نتیجه رسیدیم که بپذیریم .
الان هم اگر مردم احساس خطر کنند در صحنه حاضرند بگونه ای که در جریان ۹ دی مردم احساس خطر کردند و همه وارد میدان شدند و دشمن بساط خودش را جمع کرد ،لذا عقب نشینی های ما باعث شد تا دشمن احساس کند که زمینه برای انها فراهم است
این عملیات چگونه شکل گرفت ؟
صدام یک عملیات فریبی را در جنوب آغاز کرد و رزمندگان را کشاند به منطقه جنوب و همه فکر کردند که عملیات اصلی آنجاست و خیلی از نیروها رفتند جنوب و در انجا با نیروهای صدام مقابله کردند ،منافقین هم یک فرا خوانی زدند از گل اروپا و آسیا ، هر جا که نیرو داشتند آنها را فرا خوان کردند بگمان اینکه اکنون بهترین فرصت است برای اینکه در کمتر از یک هفته خود را به تهران برسانند .
منافقین از این فرصت استفاده کرده و با توجه به خالی بودن منطقه غرب شروع به پیشروی کردند تا از مسیر قصر شیرین و سرپل ذهاب خود را به کرمانشاه ، و سپس همدان وبعد از آن به تهران برسانند و برای این هدف زمان بندی هم کرده بودند
چرا منافقین این عملیات را به عهده گرفتند ؟
صدام ۸ سال جنگ را با رزمندگان اسلام تجربه کرده بود ، صدام یکبار آمده بود که چهار روزه خود را به خوزستان برساند و ظرف یک هفته تهران را فتح کند ولی ۳۴ روز فقط پشت دروازه های خرمشهر ماند او در اصل در همان یک ماهه اول جنگ شکست خورده بود چون کسی که اهدافی برای خودش مشخص می کند ولی به اهدافش نمیرسد یعنی شکست خورد ه.
در این هشت سال جنگ هم صدام فهمید که کاری از دستش برنمی آید و از سویی ، ما به جایی رسیدیم که حضرت امام تشخیص دادند که اکنون باید قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شود وقتی این قطعنامه را پذیرفتیم این توهم در منافقین بوجود آمد که نظام از سر ضعف این قطعنامه را پذیرفته و دیگر نیروی برای مقابله ندارد و از سویی دیگر تبلیغات در بین منافقین اینگونه بود که وانمود میشد مردم از ادامه جنگ خسته شدند ، مردم از نظام خسته شدند و این ذهنیت در آنها بود که همه مردم الان دیگر با انها هستند و عامل دیگر اینکه آنها دور خودشان حصاری کشیده بودند و اخبار جای دیگر را هم نداشتند وبا توجه به اینکه سران منافقین از دست نشاندگان استکبار جهانی بودند فکر می کردند اگر بیایند مردم همه به آنها می پیوندند . لذا از آنجا که دشمنان ما همه از احمق ها هستند در توهم بسر میبرند فکر کردند که میتوانند کاری از پیش ببرند
مثلا در یک نوار سخنرانی آنها که من گوش کردم شخصی بنام عطایی فرمانده عملیات آنها بود از او سوال کردند وقتی رسیدیم کرمانشاه چه می شود می گفت وقتی رسیدیم کرمانشاه شما می شوید استاندار و آن دیگری می شود فرماندار و الی آخر..
البته اینها حماقت کردند و خدا خواست که در آنجا به کمین بیافتند و یک سیلی از رزمندگان اسلام بخورند که دیگر نتوانند بلند شوند و گمان میکنم که ان سیلی را خوردند
ضمن اینکه اگر هم اجازه میدادیم کمی جلوتر می آمدند و یکی دو شهر را هم میگرفتند ممکن بود کمی ما به زحمت می افتادیم ولی آنها به جایی نمی رسیدند چون مردم ایران در ۳۰خرداد وقتی منافقین رسمآ اعلام جنگ مسلحانه کردند در مقابل آنها ایستادند
نقش سپاه استان در آن عملیات چگونه بود ؟
در اینجا لازم است اشاره ای کنیم به ایثار رزمندگان ، وقتی ما قطعنامه را پذیرفتیم دشمن حمله خودش را از جنوب آغاز کرد ، خود به خود ما احساس کردیم که جبهه الان نیاز دارد ،البته گردان های ما در آن زمان در منطقه عملیاتی نبودند
ساعت ۱۴ آن روز رادیو خبر از حمله دشمن و ورود به داخل خاک کشور را داد من یادم هست که گردان شهید حاج عبدالله عرب نجفی با نیروهایش و حاج شیخ غلام قندهاری را صدا زدیم و گفتیم دشمن الان دوباره حمله کرده و دیگر جای درنگ نیست بروید و نیروها را جمع کنید که صبح زود باید حرکت کنیم ، شب نماز مغرب و عشا ۱۷۰ نفر نیرو پای کار آمد و من در آنجا با آنها صحبت کردم
ما فکر نمیکردیم که بچه ها باید بروند به کرمانشاه بجنگند صبح حدود ۳۵۰ نفر رزمنده بسیجی از شهرستان شاهرود همراه با ۴۰ نفر نیروهای کادر گردان سیدالشهدا از شاهرود حرکت کردند به موازات همین حرکت کردن نیروهای از شاهرود گردان قمر بنی هاشم هم از دامغان حرکت کرد و گردان امام رضا هم از سمنان به آنها ملحق شد
این سه گردان وقتی به منطقه رسیدند جزء اولین گردانهای بسیجی بودند که وارد منطقه شدند جالب است بدانید یکی از امداد های غیبی این بود که در آن هنگام یک ماشین پر از مهمات که می خواست به جبهه جنوب حرکت کند رسید وهمزمان نیروهای ماهم به آنجا می رسند و اولین کاری که میکنند از همین مهمات و تجهیزاتی که رسیده بود خود را تجهیز میکنند و این گردانها همان گردانهایی بودند که در روز سوم وارد عملیات شدند و این یک نشانه ای از امداد های الهی بود که اگر نیروها به موقع نمی رسیدند شاید ما وضعیتی دیگری داشتیم
چطور شد که رزمندگان استان سمنان در مقابل منافقین قرار گرفتند ؟
وقتی عملیات در جنوب آغاز شد رزمندگان از شهرستانها شروع کردند به اعزام به سمت جبهه چون مقر ما در منطقه غرب بود نیروها را فرستادیم در غرب در مقر صادقین و در ان مقر یک شب ساعت ۱۲ شب اعلام کردند که منافقین آمدن و از مرز عبور کردند و سرپل ذهاب را گرفتند لذا ما شبانه تنگه چهار زبر را بستیم ، نیرو های ما در چهار زبر بیش از ۴۰ساعت مقاومت کردند و توانستند منافقین را در انجا زمین گیر کنند تا نیروها از جنوب آمدند به غرب و توانستیم نیروهای دشمن را محاصره کرده و آنها را از بین ببریم البته این مقاومت ۴۰ ساعته نیروهای تیپ ۱۲ قائم در آن عملیات در جایی نیامده ، همه میگویند در عملیات مرصاد تیپ ۱۲ قائم نبوده،گر چه این مطلب درست است که گفته می شود عملیات مرصاد از پنچم مرداد آغاز شده لیکن نیروهایی که از قبل مقاومت کردند و توانستند دشمن را در آنجا زمین گیر کنند نیروهای استان سمنان بودند به طوریکه مقام معظم رهبری فرمودند آنکه ایستاد تیپ ۱۲ قائم بود
در این مدت که در مقابل دشمن مقاومت کرده و مانع از پیشروی آنها شدید آیا آنها در محاصره بوده و از سوی صدام پشتیبانی نمیشدند ؟
منافقین وقتی آمدند در واقع به پشتیبانی نیروهای عراقی و حمایت صدام آمدند،اینگونه نبود که منافقین خودشان بودند آنها با پشتیبانی تجهیزاتی و امکاناتی که برای آنها فراهم شده بود و ازهمه مهمتر پشتیبانی هوایی آمده بودند صدام به آنها کمک می کرد و امکانات می رساند و از طریق هلی کوپتر و هواپیما با بمباران از آنها پشتیبانی می کرد
و همچنین تیپ ۱۲ قائم هم تنها نبود بلکه نیروی هوایی ارتش وارد شد وبه ما کمک کرد ، نیروهای دیگری هم آمده بودند و از چپ و راست کمک میکردند ولی در مسیر ورود منافقین که میخواستند از مسیر اصلی وارد شوند در تنگه چهار زبر گلوگاه اصلی که همان ارتفاعات مشرف بر تنگه بود در دست رزمندگان تیپ ۱۲ قائم بود و در واقع رزمندگان ما راه آنها را بستند گردانهای سید الشهدا ، گردان قمر بنی هاشم ، گردان امام رضا از تیپ ۱۲ قائم واقعآ حماسه آفریدند به گونه ای که در اثر این مقاومت ۶۸ شهید و چندین مجروح دادیم و این اوج مقاومت رزمندگان را در آن جبهه می رساند. و نتیجه این مقاومت این شد که دشمن زمین گیر شده و تجهیزات آن از بین رفت و موجب شد تا با خفت و خواری منطقه را ترک کند که در اصل غروب جاویدان برای منافقین در آنجا رقم خورد و منافقین برای همیشه ذلیل و به نابودی کامل رفتند و اکنون هم اندکی هستند که به عنوان مزدوران نظام سلطه در هر کجا که به آنها نیاز باشد از آنها استفاده می کنند
عملیات مرصاد آخرین عملیات جمهوری اسلامی بود ویکی از بزرگترین عملیاتهایی بود که خداوند امدادهای غیبی خود را شامل حال نظام جمهوری اسلامی کرد و این افتخار هم نصیب رزمندگان تیپ ۱۲ قائم شد
نقش ارتش در این عملیات آیا فقط پشتیبانی بود و یا اینکه یگانهای رزمی آنها هم حضور داشتند ؟
خدا رحمت کند شهید صیاد شیرازی را که در این عملیات هوانیروز ارتش نقش برجسته ای را ایفا کرد منافقین در این جاده ای که از قصر شیرین گرفته تا سرپل ذهاب ، از مسیر جاده آمده بود لذا اگر رشادت های هوانیروز ارتش نبود شاید این موقعیت ها هم حاصل نمی شد 
لذا نقش هوانیروز در این جا بسیار کار ساز بود گرچه در ان منطقه ای که ما مستقر بودیم یگانهای ارتش را مشاهده نکردیم ولی هوانیروز در آنجا نقش برجسته ای داشت
چند استان در این عملیات حضور فعال داشتند ؟
در کل عملیاتهای نظام جمهوری اسلامی از همه استانها و شهرها بودند و در این مطلب شک و شبهه ای نیست و مسلم بدانید که از همه ایران اسلامی برای دفاع آمده بودند چه آنهایی که در جنوب بودند و چه آنهایی که آمدند غرب لذا آنکه در تنگه مرصاد در مقابل دشمن ایستاد و مانع از پیشروی آنها شد رزمندگان استان بودند گرچه رزمندگان همدان ؛لشکر ۲۷ و تیپ و لشکرهای دیگر هم آمده بودند و عملیات کردن ، اینطور نیست که بگوئیم یگان ما در آن تنگه تنها بود حتی بعضی از نیروها هلی برد کردند و در پشت دشمن مستقر شدند درعین حال باید گفت که در آخرین عملیات نظام جمهوری اسلامی توانستیم منافقین را بر خاک مذلت بنشانیم. 






نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار