يك فروشگاه كوچك در شرق پايتخت؛ فروشگاهي كه ويژه بانوان است. وارد فروشگاه ميشوم. كنجكاوي زنانه است ديگر! حتي اگر چيزي لازم نداشته باشي همين كنجكاوي تو را به داخل فروشگاهي ميكشاند كه مختص خانمهاست؛ دلت ميخواهد بداني آنجا چه خبر است و چه فرقي با ديگر فروشگاهها دارد. از در كه وارد ميشوم خانمي كه دم در ورودي نشسته است كارتي به دستم ميدهد. تا ميآيم كارت را ورانداز كنم آن خانم ميگويد: «اين كارت را به همراه يك قطعه عكس و مشخصات خودتان تحويل صندوق بدهيد تا به خاطر حجابتان برايتان كارت تخفيف دائمي صادر شود.» تقريباً شگفتزده ميشوم. البته نه به خاطر كارت تخفيف ۱۵ درصدي اين فروشگاه كه شايد هيچوقت به كارم نيايد، بلكه به خاطر ابتكار عمل صاحب اين فروشگاه در ارائه كارت تخفيف دائمي به خانمهايي كه با حجاب چادر به اين مكان ميآيند آن هم در شرايطي كه اقدامات ايجابي براي ترويج حجاب و عفاف بسيار كم است.
اين هم براي خودش يك راهكار است؛ اينكه يك فروشگاه كوچك در گوشهاي از اين كشور در حد بضاعت خود سعي ميكند فرهنگ عفاف و حجاب را گسترش بدهد. اين درحالي است كه تاكنون از سازمانهاي متولي گسترش عفاف و حجاب كه تقريباً به گستردگي تمامي سازمانها و وزارتخانههاي موجودند چنين حركتهاي تشويقي مشاهده نشده است در حالي كه راهكارهاي سلبي و ايجابي در كنار يكديگر است كه معنا مييابند و توسل صرف به يكي از اين دو رويكرد ميتواند سبب شود تا هركدام از اين تمهيدات اثر و معناي خود را از دست بدهند.
بيترديد بدحجابي و بيتوجهي عدهاي به ارزشهايي مانند عفاف و حجاب براي مردمي كه زنانشان زيباترين تصوير مقاومت در برابر كشف حجاب رضاخاني را به نمايش گذاشتهاند پسنديده و قابل قبول نيست.
امروز اما سالروز قيام مردم مشهد و واقعه مسجد گوهرشاد در مقابله با كشف حجاب در عصر رضاخان است؛ قيامي كه با نام روز عفاف و حجاب در تقويم هويت ما ايرانيها جاودانه شده است. با مطالعه تاريخ مقاومت جانانه زنان مسلمان ايراني در برابر كشف حجاب جبري عصر رضاخان و حتي نگاهي اجمالي بر نقش برجستههاي دوران باستان ايران درمييابيم، حجاب و عفاف ريشهاي به قدمت تاريخ ايران زمين دارد و همين موضوع، بدحجابيهايي را كه امروز در گوشه و كنار جامعه در حال خودنمايي است بيشتر به رخ ميكشد.
محجبهها مهجور مانده اند در اين ميان همواره ما بدحجابي و بدپوششي را نقد ميكنيم؛ در برابر اين همه انتقاد اما در عصري كه تندباد تبليغات داخلي و خارجي ذائقهها را به تنوع و تعدد عادت داده است گزينههاي مناسب و متنوعي براي اينكه چه بپوشيم و چگونه بپوشيم نداريم. از سوي ديگر نيز، ما اگرچه به جنبههاي سلبي و وجه تنبيهي بد حجابها توجه داشتهايم اما اغلب شاهد آن هستيم كه حجاب و افراد محجبه مورد توجه قرار نميگيرند. كم كاري در ترويج حجاب و نداشتن الگوهاي محجبه از صدا و سيما و سينما گرفته تا سطح خيابانها و حتي با عبور از كنار گشت ارشادي كه به تنهايي ميكوشد تا بار كم كاري ساير نهادها در گسترش فرهنگ عفاف را به دوش بكشد، ادامه دارد. در حالي كه مطابق با اصول و قاعده در برابر نفي يك الگو بايد الگوهاي جايگزين را ارائه داد در غير اين صورت، نفي يك طرفه گاهي ميتواند منجر به نتايج معكوس شود. در شكلگيري و بروز پديده بدحجابي يكي از نكات اصلي بيتوجهي به افرادي است كه زيباترين حجاب را به نمايش ميگذارند. وقتي به افراد خوشحجاب توجهي نميشود، بدحجابي اما ميتواند فرد را كانون توجه كند حتي اگر اين توجه از جنس تنبيه باشد. آنچه در سطح جامعه و در برابر گسترش فرهنگ عفاف و حجاب خودنمايي ميكند نيز كم كاري در عرصه اقدامات تشويقي براي افرادي است كه حجاب برتر را انتخاب ميكنند. به بيان ديگر، بايد از مسئولان و نهادهاي فرهنگي پرسيد: « در برابر اقدامات تنبيهي مانند برخورد با افراد بدحجاب چقدر براي تشويق و الگونمايي افراد خوشحجاب تلاش شده است؟»
بديهي است اگر توجه بيشتري به افراد داراي حجاب قابل قبول و برتر ميشد، افراد محجبه جامعه در مهجوريت قرار نميگرفتند.
انتظار از نهادهاي دولتي
توجه به خوشحجابي و اجراي طرحهاي تشويقي اما به صورت جسته و گريخته از سوي سازمانهاي خصوصي و مردمي در حال پيگيري است؛ براي نمونه طرح «حافظان حجاب»، طرح ويژه «چادرگذاري» و طرح «خوش حجابي» از جمله طرحهاي تشويقي براي دختران نونهال، نوجوان و جواني كه به همت مؤسسه غيردولتي ريحانةالنبي(س) قم برگزار ميشود اما تاكنون چنين حركتهايي را از سوي نهادهاي رسمي و دولتي شاهد نبودهايم.