کد خبر: 475775
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۴
حسن معجوني بازيگر و كارگردان تئاتر و تلويزيون در گفت‌وگوي اختصاصي با «جوان»:
سال ۷۷ با نمايش پرآوازه «عروسي خون» رفيعي به روي صحنه رفت و كار با رفيعي را در سال ۷۹ با نمايش «رمئو و ژوليت» ادامه داد. از ديگر نمايش‌هاي نام آشنايي كه معجوني در سال‌هاي بازيگري در عرصه تئاتر در آنها حضور پيدا كرد مي‌توان به «مكبث» (فرهاد مهندس‌پور)، «در مصر برف نمي‌بارد» (علي رفيعي)، ‏ «يك روز خاطره‌انگيز براي دانشمند بزرگ ورك‌شاپ» (علي رفيعي)، «كاليگولا» (آتيلا پسياني)، ‏«شب‌هاي آونيون» (كوروش نريماني)، «آسمان روزهاي برفي» (محمد عاقبتي)، ‏«در انتظار گودو» (اكبر عليزاد) و «سمفوني درد» (حسين پاكدل) اشاره كرد. كارگرداني را در سال ۱۳۸۰ و «در مضار توتون» (آنتوان چخوف) كليد زد و نمايش‌هاي «پاي ديوار بزرگ شهر»، «خرس و خواستگار»، «شهرهاي نامرئي»، «پاي ديوار بزرگ شهر»، «آسانسور»، «مثل خون براي استيك»، «خواب آهسته مرگ»‏، «دو راهي سقاخانه»‏، «همه خانه سياه است»‏، «پدر عزيزم»‏، «رؤياي شب نيمه تابستان»‏ و «به خاطر يه مشت روبل» از ديگر كارهاي او بود. به‌رغم توانايي‌هايي كه معجوني در عرصه تئاتر دارد اما در تمام اين سال‌ها در مديوم تصوير اثري از او نديديم تا سال ۸۸ كه معجوني با كاراكتر بهرام در سريال مسافران رامبد جوان به روي آنتن شبكه سوم سيما رفت. مسافران به مدد بازي خوب معجوني با توجه بسياري روبه‌رو شد و معجوني كه پس از سال‌ها بازي در عرصه بازيگري تنها براي بازيگران تئاتر شناخته شده بود، پس از پخش اين سريال با نام بهرام در ميان مردم مشهور شد. اما پس از مسافران معجوني ديگر به تلويزيون بازنگشت. اين روزها اما معجوني علاوه بر سريال طنزي كه براي تلويزيون در دست ساخت دارد، نمايش مترسگ را هم به روي صحنه تالار حافظ برده است. مترسگ با بازي هوتن شكيبا، امير رجبي، مازيار سيدي، ميلاد شجره، شكيب شجره، امير حسين طاهري، حسام محمودي فريد از ۱۰ تيرماه هر شب ساعت ۱۹:۳۰ و به مدت ۷۰ دقيقه به روي صحنه رفته است و معجوني اين نمايش را كه تم طنز هم دارد مختص گروه سني نوجوان و جوان مي‌داند. به بهانه آغاز اجراي مترسگ پاي صحبت‌هاي حسن معجوني نشسته‌ايم تا نظراتش را در خصوص حال و هواي اين روزهاي تئاتر، مشكلات عرصه نمايش، كمبود نمايشنامه‌هاي داخلي، ماجراي خصوصي‌سازي تئاتر و برنامه‌هاي آتي‌اش جويا شويم. 

آقاي معجوني! به نظر شما چرا ما در تئاتر، همواره به دنبال اجراهاي مجدد كارهاي خارجي هستيم و چرا نمايشنامه‌نويس‌هاي ما به دنبال توليد نمايشنامه‌هاي بومي و ايراني نيستند و چرا تئاتري‌ها به دنبال اجراي توليدات داخلي نمي‌روند؟
يك بخش اين مسئله به اين مربوط مي‌شود كه نويسندگان ايراني ديگر توليد نمي‌كنند، چون زماني كه مي‌بينند آثار توليد شده‌شان براي گرفتن مجوز با مشكلات بسياري روبه‌رو مي‌شود، ديگر دليلي براي توليد ندارند، به همين دليل تئاتري‌ها از نمايشنامه‌هايي استفاده مي‌كنند كه قبلاً اجرا شده و مشكلي نداشته است. البته من اجراي نمايشنامه‌هاي خارجي را به‌طور كامل نفي نمي‌كنم، در تمام دنيا هم رسم است كه تئاتر از ادبيات جهان استفاده كند. ديگر ايبسن مربوط به كشور خودش نيست، شكسپير ديگر تنها متعلق به انگليس نيست؛ اينها تبديل به اجزاي ادبيات جهان شده‌اند و متعلق به ما هم هستند چون از تجربه انسان سخن مي‌گويند، به همين دليل هم هست كه نويسندگان ترجيح مي‌دهند در اين شرايط سراغ كاري بروند كه مطمئن هستند به مشكلي برخورد نمي‌كند. متأسفانه خيلي‌ها هم نمي‌خواهند كه توليدات بومي داشته باشيم، اين در دراز مدت مشكل ايجاد مي‌كند. از طرف ديگر شرايط هم در اين مسئله تأثيرگذار است. متأسفانه برخي برداشت‌هاي نادرست از نمايشنامه‌ها بسياري از اين مشكلات را ايجاد مي‌كند. 

نظر شما درباره استفاده از ستاره‌هاي سينما و تلويزيون در صحنه تئاتر چيست؟ با توجه به اينكه اين پديده در ماه‌ها اخير واكنش‌هاي متفاوتي را در برداشته است.
اگر من بخواهم در اين‌باره اظهار نظر كنم، در خصوص شكل استفاده از اين افراد صحبت مي‌كنم. به اين معني كه چرا ما از برخي از تئاتري‌ها استفاده نمي‌كنيم؟ به نظر من برخي از دوستان تئاتري دارند درجا مي‌زنند و هنرشان را به روز نمي‌كنند و بر اساس قراردادها و سنت‌هاي چند دهه گذشته كار مي‌كنند و همين امر به نظر من باعث مي‌شود كه مثلاً خود من ترجيح مي‌دهم از بازيگر صفر استفاده كنم. بازيگرهايي كه به عنوان ستاره به تئاتر مي‌آيند بر اساس قرادادهاي تئاتري در يك موضع صفر قرار دارند و مانند بوم سفيدي هستند كه مي‌شود رويشان كار كرد. ممكن است برخي از نمايش‌ها به بازي‌اي ظريف‌تر از آن بازي كه بازيگران تئاتر يادگرفته‌اند، نياز داشته باشد، اين يكي از دلايل استفاده از بازيگران سينما و تلويزيون است. من ترجيح مي‌دهم در همين حوزه زيبايي‌شناسي صحبت كنم و وارد ساير حوزه‌ها نشوم. چون خودم هيچ وقت استفاده ابزاري از ستاره‌هاي سينما در عرصه تئاتر نكرده‌ام، به اين صورت كه صرفاً به دليل چهره بودنشان براي بازي انتخابشان كنم. اعتقاد دارم كه در كار تئاتر كيفيت است كه مخاطب جذب مي‌كند، نه ساير فاكتورها. با حضور ستاره‌ها مي‌شود شرايط كاذب درست كرد اما همه مي‌فهمند كه اين شرايط كاذب است. 

ماجراي خصوصي‌سازي تئاتر مدت‌هاست كه در محافل هنري كشور مطرح مي‌شود. نظر شما در اين خصوص چيست؟
امكانش كه وجود دارد و شعارش هم از سال‌ها پيش مطرح شده اما راهكار عملي كه در اين خصوص ارائه مي‌شود، صحيح نيست. اولاً بايد سالن‌هاي تئاتر مشخص شود و مخاطب گمراه نشود؛ به اين معني كه سالن‌هاي تئاتر را بر اساس موضوعات تئاترهايي كه در آن بايد اجرا شود، مشخص كنيم. مثلاً تئاتري كه بايد هزينه‌هايش را از طريق گيشه برآورده كند با تئاتري كه هيچ دغدغه‌اي براي فروش ندارد و هزينه‌هايش از پيش از سوي مركز هنرهاي نمايشي دريافت شده است، بايد متفاوت باشد. تئاتري كه الان ما داريم نتيجه باوري بود كه يك دوره‌اي وجود داشت مبني بر اينكه مخاطب تئاتر خصوصي است و نبايد به تعداد فكر كرد، حتي اگر دو نفر هم از يك كار لذت ببرند كافي است. 

مشكلات اين روزهاي تئاتر ثمره همين ديدگاه است. هيچ‌كس نمي‌تواند بگويد كسي كه به مخاطب گسترده فكر مي‌كند، قصد ارائه كاري سطح پايين را دارد. اگر مكان‌ها را تعيين كنيم مشكلي ايجاد نمي‌شود. وقتي در حوزه حرفه‌اي مي‌خواهيم كار تجربي انجام دهيم و در حوزه تجربي قراردادهاي حرفه‌اي را وارد مي‌كنيم، به نظر من اين خلط مبحث‌ها است كه آزاردهنده است. در ماجراي تئاتر خصوصي مديران نبايد بيايند و دستور دهند، در تئاتر خصوصي بايد آدم‌ها تجربياتشان را وارد كنند و يك صنفي تشكيل دهيم. ما اگر در مورد تئاتر خصوصي صحبت مي‌كنيم، داريم از تجربه غربي‌ها استفاده مي‌كنيم. در حالي كه تجربه آنها به درد ما نمي‌خورد و آن تجربه و تئوري بايد با شرايط تئاتر ما با سالن‌هاي محدودمان تركيب شود و بومي شود. به نظر من كساني مي‌توانند در مورد تئاتر خصوصي صحبت كنند كه در اين ميان جلوتر از بقيه باشند و مشكلات تئاتر را بشناسند. 

آقاي معجوني! به نظر شما چرا كارگردانان ما با ملموس كردن نمايش‌هايشان به دنبال افزايش دايره مخاطبان نيستند؟
نمي‌توانيم اين را بگوييم. عين اين است كه بگوييم، فلسفه را ساده كنيم براي فهم كودكان. آن فلسفه ساده شده بخشي از فلسفه هست، اما همه آن نيست. ساده كردن تئاتر مشكل ما نيست. من مي‌توانم هزاركار نشان بدهم در ۵ سال اخير كه ساده هم نبودند اما با مخاطبان گسترده‌اي ارتباط برقرار كردند. كار اگر خوب باشد، همه مي‌آيند و مي‌بينند و ربطي به سادگي و پيچيدگي آن ندارد. هر كسي قصه خودش را مي‌گويد و قشنگي هنر تئاتر هم همين است. 

درباره نمايش مترسگ بگوييد. چه شد كه گروه سني نوجوان را انتخاب كرديد؟ 
چند سال پيش آماري گرفته شد و نشان داد كه بيش از ۸۰ درصد مخاطبان در كشور ما جوانان هستند اما متأسفانه هيچ كس براي نوجوانان و جوانان تئاتر نمي‌سازد، همين است كه نوجوانان و جوانان به سمت بازي‌هاي رايانه‌اي گرايش پيدا مي‌كنند. در چنين شرايطي من تصميم گرفتم براي نوجوانان كار كنم. 

با توجه به اينكه حضور شما در تلويزيون بسيار درخشان بود و بسياري از مردم شما را با نقش «بهرام» در سريال «مسافران» رامبد جوان كه به آنتن شبكه سوم سيما رفته بود مي‌شناسند، قصد نداريد در مديوم تلويزيون ادامه دهيد؟
بازي در تلويزيون من را فرسوده مي‌كند. شرايط توليدات تلويزيوني با روحيات من سازگاري ندارد، اين است كه ترجيح مي‌دهم زياد در تلويزيون حاضر نشوم. هرچند كه در حال حاضر كارگرداني يك سريال تلويزيوني را در دست دارم. 

قالب اين سريال هم طنز است؟
تقريباً. 

خودتان بازي نمي‌كنيد؟
نه. 

سينما چطور؟
فعلاً نه. 

خودتان دوست داريد تئاتر را در جايگاه بازيگري دنبال كنيد يا كارگرداني؟
من سالي يك نمايش بازي مي‌كنم.
سال گذشته كه كار ايوانف بود.
بله
و امسال؟

امسال هنوز انتخاب نكرده‌ام. قرار بود كه در نمايش خانم روستا حضور پيدا كنم اما تلاقي كردن با پروژه تلويزيوني مانع حضور من در اين كار شد. امسال كه تصميم دارم تئاتر بازي كنم البته هنوز معلوم نيست اما احتمالاً به ماه‌هاي آخر سال مي‌رسد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار