کد خبر: 475509
تاریخ انتشار: ۱۸ تير ۱۳۹۱ - ۰۵:۱۹
شايد خوشبينانه‌ترين نگاه، تكيه بر تفسير جمله‌اي باشد كه خوزه مورينيو به زبان آورد، وقتي گفت: «او هرگز از تيمي نمي‌رود...» و وقتي از او سؤال پرسيدند كه منظورش از اين حرف چيست، گفت: «وقتي از تيمي مي‌رويد بايد آثار خود را هم ببريد. مانوئل هرگز نمي‌رود، چون آثار كاري كه كرده تا سال‌ها در آن تيم باقي مي‌ماند...» 

چقدر مي‌توان به ادعاي مردي كه طي يك دهه اخير، همواره در جمع پنج مربي اول دنيا بوده اعتماد كرد؟ اين ادعاي مورينيو است در مورد مردي كه حالا روي نيمكت پرسپوليس نشسته و شايد بتوان او را نامي‌ترين مربي تاريخ اين باشگاه هم دانست. از سويي ديگر براي فهميدن بيشتر مانوئل، مي‌توان به سراغ دعواي بزرگ او با كارلوس كرش رفت.
 
وقتي كه خوزه مانوئل فرياد مي‌زد و او را بي‌كفايت مي‌خواند و تيم ملي پرتغال با مربيگري او را به نقد مي‌كشيد. كرش كه قاعدتاً مردي بي‌صبر و زود‌رنج در مقابل تمامي انتقادات است، در قبال اعتراضات مانوئل فقط يك بار جواب داد:«جوابي ندارم. استاد را به حال خودش بگذاريد كه هر چه مي‌خواهد بگويد...» اين احترامي خاص است كه محصول كارنامه مانوئل پير هم به نظر مي‌رسد. او با وجود خلق تندش، از سوي تمامي هموطنانش يك حاشيه امنيت مناسب هم دارد. 

اما اين احترام فقط مختص هموطنان اوست؟ وقتي او از قاهره رفت، هواداران مصري مقابل باشگاه خود تجمع كردند و فرياد كشيدند. براي بازگشتش تومار نوشتند و براساس عادات چند سال اخير خود، راهپيمايي هم راه انداختند. بازيكنان در حمايت از او براي بازگشت به تيم و امضاي قرارداد دوباره، در دفتر باشگاه تجمع كردند و در نهايت، وقتي رفتن او مسجل شد، روي صفحات اجتماعي، از سوي هواداران مصري چنين خوانديم: «فوتبال را بدون تو نمي‌خواهيم مانوئل...» 

خوشبين مي‌شويم و بعد ناگهان به ياد واقعيت‌هاي تلخي مي‌افتيم كه در گذشته از سر ما عبور كرده است، مثلاً به ياد مي‌آوريم روزهايي را كه ايويچ با كارنامه‌اي درخشان به تهران آمد و به بدترين شكل ممكن رفت. دست بر قضا، يادگارهاي ايويچ سال‌ها در ايران باقي ماند. 

روزهايي را به ياد مي‌آوريم كه ميروسلاو بلاژويچ با عنوان سومي جهان به ايران آمد و تحقيرش كردند و فراري‌اش دادند و البته يادگارهاي بزرگ و كشف‌هاي دوست‌داشتني‌اش سال‌ها در فوتبال ايران باقي ماند. مي‌توان حتي سيموئز را به ياد آورد و رولند كوخ را. 

مي‌توان كرانيچار را در پرسپوليس ديد و آري هان را. مي‌توان سرمربيگري مردان بزرگ و شكست‌هاي تحقيرآميزشان را در فوتبال خاص خودمان ديد. چند مربي شهير و نامي در اين فوتبال دوام آورده‌اند؟ هميشه اين كابوس كه چرا مربيان صاحب مكتب و نامي و با كارنامه در كره و ژاپن موفق بوده‌‌اند و در ايران نه، روي سر ما مي‌چرخيد. حالا خوشبين باشيم يا بدبين؟ نه براي پرسپوليس كه از حضور يك مربي صاحب سبك و قابل احترام در فوتبال اروپا به وجد آمده‌ايم و اما باز هم ترس هميشگي همراه ماست؛ ترس از ناكامي و فراري دادن او.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار