
وجود مراكز فرهنگي، اجتماعي، تفريحي و ورزشي در كلانشهرها ميتواند تا حدودي از پيامدها، معضلات و مسائل شهرنشيني همچون ترافيك، انواع آلودگي هوا، صوتي و بصري و استرسهاي كاري و زندگي شهري بكاهد و زمينه شادابي و نشاط شهروندان را فراهم سازد؛ اين در حالي است كه به رغم تلاش فراوان در سالهاي اخير توسط مديريت شهري در پايتخت همچنان به دليل انباشته شدن مضاعف مشكلات از دورههاي گذشته شهروندان با كمبود فضاهاي فرهنگي، اجتماعي، تفريحي و ورزشي عمومي روبهرو هستند؛ با روند افزايش جمعيت و به تبع آن افزايش نيازهاي زندگي شهرنشيني، اگر مديريت شهري و دستگاههاي حاضر در شهر نتوانند پاسخگوي نيازها به خصوص در زمينه پركردن اوقات فراغت شهروندان باشند، بايد منتظر پيامدهاي افزايش آسيبهاي اجتماعي، در تمامي ابعاد زندگي شهري بود كه رفع آن هزينه بسياري را از جيب شهروندان بر باد خواهد داد.
شهر تهران از يك سو به دليل بافت فشرده و متراكم آن و از سوي ديگر افزايش جمعيت و توسعه نامتوازن در دهههاي اخير با بسياري از مشكلات و معضلات شهرنشيني روبهرو شده است و از سوي ديگر كمبود فضا و توزيع نامناسب سرانههاي فرهنگي، اجتماعي، تفريحي و ورزشي معضلي است كه عدالت اجتماعي و حقوق شهروندان پايتخت را تحتالشعاع قرار داده است.
از اين رو به نظر ميرسد معماري اوقات فراغت شهروندان تهراني هنوز از يك نقشه جامع برخوردار نيست.
تغيير نيازها در زندگي شهري
در گذشته نيازهاي شهروندان در حوزه مديريت شهري به درخواستهاي خدماتي همچون جمعآوري زباله شهري، احداث فضاي سبز و تأمين وسايل آمد و شد و اين موارد محدود ميشد، اما در حال حاضر نيازها با توجه به افزايش جمعيت شهري و تغيير نگرشها و افزايش تعداد جوانان، نوجوانان و زنان فراتر از گذشته مطرح ميشود به گونهاي كه نيازهاي فرهنگي و اجتماعي و تفريحي و ورزشي را نيز در بر ميگيرد تا آنجايي كه در حال حاضر شهروندان براي انتخاب محل سكونت خود و خانواده، علاوه بر در نظر گرفتن ساير مسائل موجود، در دسترس بودن فضاهاي ارائهدهنده خدمات و نيازهاي ياد شده را مدنظر قرار ميدهند.
بر اين اساس نگاه مديريت شهري (شوراي شهر و شهرداري) به بخشهاي شهري پايتخت در سالهاي اخير تغيير كرده است. به گونهاي كه اين مديران تصميمساز و تصميمگير و مجري، توجه به مديريت نواحي و محلهاي را در اولويت كاري خود قرار دادهاند. در اين نگاه قرار است پاسخگويي به نيازهاي شهروندان در مباحث فرهنگي، اجتماعي، تفريحي و ورزشي تا حدود بسياري در محل نزديك سكونت افراد صورت گيرد. ساخت سراهاي محله، خانههاي فرهنگ، مجتمعهاي فرهنگي، اجتماعي و ورزشي و توسعه پاركهاي محلهاي گامي است كه در سالهاي اخير آغاز شده است اما سرعت توسعهاي آن با توجه به كمبودها و افزايش درخواستها، بسيار كم و نيازمند توجه بيشتري است.
از سوي ديگر نگاههاي فرامنطقهاي براي پاسخگويي به درخواستها و نيازهاي شهروندان سبب شده است تا مديريت شهري اقدامات چشمگيري را براي احداث فضاهاي ياد شده در مقياس بزرگتر و مجهزتر در نظر بگيرد. نمونههاي آن را ميتوان در احداث رود درهها و پاركهاي فرامنطقهاي همچون احداث پارك جوانمردان، درياچه چيتگر و آبشار در غرب پايتخت و توسعه فضاهاي سبز و خدماتي همچون پارك ولايت در جنوب شهر عنوان كرد. با اين حال به نظر ميرسد كه فقط تلاش و كوشش مديريت شهري كافي نبود و اين دستگاه با توجه به شرايط حاضر و مسئوليتهاي مختلف قادر نخواهد بود تمام درخواستها و نيازهاي فرهنگي و اجتماعي و تفريحي و ورزشي شهروندان را پاسخگو باشد.
بنابر اين لازم است تا ساير دستگاههاي شهري كه در شهر مستقر هستند نيز علاوه بر در اختيار قرار دادن فضاها و خدمات مورد نياز شهروندان با مديريت شهري يكپارچه شوند تا بتوانند بخشي از نياز اين شهر ۱۲ ميليوني را پاسخدهند.
در اين زمينه بسياري از دستگاهها براي ارائه خدمات به كارمندان مجموعه تحت نظر خود، داراي فضاهاي فرهنگي، تفريحي و ورزشي هستند كه به ندرت با ظرفيت كامل مورد استفاده قرار ميگيرند كه شهروندان ساكن در نزديك اين مراكز و فضاها، بايد براي استفاده از حداقل امكانات و فضاهاي ياد شده در شهر طي مسافت كنند.
نقش اوقات فراغت در تمرين جامعهپذيري
بسياري از صاحبنظران در حوزه برنامهريزي شهري معتقدند كه بحث اوقات فراغت جزء جداناپذير زندگي شهرنشيني است كه بايد به آن توجه ويژهاي صورت بگيرد؛ در اين زمينه دكتر رحيم سرور عضو هيئت علمي دانشگاه به «جوان» ميگويد: براي شناسايي اهميت و نقش اوقات فراغت در زندگي شهري بايد ابتدا به چيستي و ماهيت شهر ورود پيدا كرد؛ شهركانوني براي تجلي و عينيت بخشيدن هنر زيستن انسانها در كنار يكديگر است. اين هنر بايد به واسطه يك سري كاربريهايي كه فضاي عمومي به حساب ميآيند عينيت پيدا كند. يعني فضاهايي كه نقشهاي خانوادگي و فردي در آنجا تجلي پيدا نميكند بلكه فضاهايي هستند كه در آنها با هم بودن و با هم زيستن آشكار ميشود. يكي از اين مباحث موضوع اوقات فراغت است.
وي ميافزايد: نقش اوقات فراغت يكي از اساسيترين نقشهاي انسان در زندگي شهري است كه گذران اوقات فراغت بايد در ساختار فرهنگي و اقتصادي شهر جايگاه داشته باشد. با اين حال در دهه اخير اقدامات بسيار چشمگيري براي گذراندن اوقات فراغت شهروندان انجام شده است. از آن جمله ميتوان به احداث خانه فرهنگ، سراهاي محلات، فرهنگسراها، پاركها و بوستانها اشاره كرد كه اين اقدامات تا حدود زيادي توانستهاند بخشي از نيازهاي اوقات فراغت شهروندان را پاسخ دهند؛ يعني بيش از ۵۰ درصد نياز شهروندان در اين بخش تأمين ميشود و اينكه اين رفع نيازها تا چه ميزان رضايت شهروندان را فراهم آورده است يا اينكه در اين فضاها چقدر فضاي همفكري، نوعدوستي، با هم بودن، گفتمان، قرابتهاي اجتماعي و فرهنگي و تقويت سرمايههاي اجتماعي و جامعهپذيري اتفاق ميافتد، بايد مدنظر قرار گيرد كه بررسي عوامل ياد شده نيازمند بررسيهاي مفصل ميداني است.
گاه اين فضاها ميتواند تنشزا هم باشد يا نتواند عدالت جنسيتي و عدالت گروههاي مختلف اجتماعي را تأمين كند. ممكن است يك فضايي مانند برج ميلاد طراحي و احداث شود و اقشاري از جامعه نتوانند از آن استفاده كنند يا پيست اسكي و سايت كايتسواري احداث شود كه عده معدودي از آن بتوانند بهرهمند شوند.
در هر حال فرض اين است كه در كنار بسامان رسيدن فضاهاي كالبدي و تخصيص سرانههاي لازم در فضاهاي شهري، يك مديريت فرهنگي، مهندسي، اجتماعي و ساختار اقتصادي ديگري هم لازم است كه هم زمينه بروز اين رفتار را فراهم سازد و هم اينكه اگر قرار است اين رفتار عينيت پيدا كند به هدف رشد و توسعه پايدار فرهنگي و اجتماعي جامعه برسد و الا هدف اين نيست كه دور يكديگر جمع شويم و بگوييم و بخنديم و ورزش بكنيم و موضوع تمام شده به حساب بيايد.
سرور معتقد است اگر از دل اين فعاليتها رشد جامعهپذيري و هر چيزي كه جزو ارزشهاي جامعه به حساب ميآيد اتفاق بيفتد در حوزه اقتصاد اجتماع و كالبدي توانستهايم به اهداف مورد نظر برسيم و در غير اين صورت موفق نخواهيم بود.
سرور در رابطه با پاسخگو بودن اقدامات صورت گرفته در گوشه و كنار شهر تهران به نيازهاي فراغتي شهروندان ميگويد: سرانههاي اوقات فراغت در شهر تهران در بسياري از مناطق پاسخگوي نيازها است و با اقدامات صورت گرفته محقق شده است. به عنوان مثال رشد چشمگير سرانهها در منطقه ۱۵ شهرداري تهران مؤيد اين موضوع است.
با اين حال اينكه اقدامات صورت گرفته تا چه حدي توانسته است جوانان اين منطقه را از پرداختن به حوزههاي ديگري كه ناهنجاريهاي اجتماعي به بار ميآورد دور كند بازدارد، نياز به يك آسيبشناسي دقيق دارد كه جاي بحث زيادي را ميطلبد.
اين صاحبنظر در حوزه برنامهريزي شهري در خصوص كيفيت اقدامات صورت گرفته براي اوقات فراغت شهروندان معتقد است بايد فضاهاي احداثي و برنامهها به گونهاي باشد كه قابليت جذب توريست را هم داشته باشد؛ چرا كه كيفيت بالا و رعايت استانداردهاي لازم ميتواند مورد پذيرش شهروندان هم قرار گيرد.
سرور در خصوص توزيع عادلانه امكانات و فضاهاي فراغتي در شهر تهران ميافزايد: بحث عدالت در فضا يعني ميزان دسترسي شهروندان به امكانات و فضاهاي متناسب موجود كه اين امر در شهر تهران رو به بهبود است با اين حال تا حد استاندارد، فاصله وجود دارد. البته اين موضوع از يك خدمات تا خدمات ديگر متفاوت است.
با اين حال مديريت شهري اقدامات اساسي و خوبي را براي عدالت در فضاي ياد شده در دست انجام دارد و اين اقدامات در خصوص جمعيت شهر تهران كه در حال حاضر، بيش از ۱۰ ميليون نفر است خوب به نظر ميآيد ولي كفاف نميدهد.
در افق ۱۴۰۴ شهر تهران و حريم آن داراي جمعيت بيش از ۱۳ ميليون نفر خواهد بود كه بايد شهرسازي از شهرنشيني پيش بيفتد با اين حال در بحث حريم شهر تهران از اتفاقات صورت پذيرفته در شهرتهران عقب هستيم.
اين عضو هيئت علمي دانشگاه در رابطه با تقابل مديريت شهري با ساير دستگاههاي موجود در شهر تهران براي استفاده شهروندان از امكانات و فضاهاي فراغتي معتقد است به اين موضوع در قانون سوم برنامه سوم توسعه پرداخته شده است. در مواد قانوني ۱۳۵ و ۱۳۶ به يكپارچهسازي امكانات سازمان و دستگاههاي شهري اشاره شده و در قانون برنامه پنجم هم دوباره بر اين موضوع تأكيد شده است كه با يكپارچهسازي مديريت شهري اين انحصارگريهاي به امكانات و فضاهاي شهري از بين برود. ولي تاكنون اين موضوع به دلايل مختلف اجرايي نشده است. يكي از نواقص شهري ما آن است كه برخي فضاها و امكانات شهري انحصاري شده است. با اين حال در مجموع ميتوان گفت كه ماهيت شهر براي سكونت و سكونت به معناي به آرامش رسيدن است و اين امر از كسب و كار صرف حاصل نميشود.
ثمربخش كردن اوقات فراغت شهروندان تهراني
هرچند بيش از نيمي از اولين ماه تابستان - تيرماه- سپري شده است با اين حال همچون سالهاي گذشته برنامههاي فراغتي مديريت شهري در گوشه و كنار شهر در حال اجراست. برنامههايي كه در محلات، نواحي، مناطق يا مراكز فرامنطقه در حال برگزاري است، در اين ايام برنامههاي فراغتي با مناسبتهاي مذهبي نيز همراه شده است اما معماري و شيوه اجراي برنامههاي فراغتي شهروندان به منظور جلب رضايت آنان نيازمند اهتمام بيشتر است. عبادالله رمضاني مديركل فرهنگي شهرداري تهران در رابطه با ثمربخش كردن اوقات فراغت شهروندان پايتخت معتقد است با توجه به طولاني بودن روز در ايام تابستان، فرصت بيشتري براي فراغت گروههاي شهروندي، دانشآموزان و دانشجويان و حتي والدين فراهم ميشود كه بايد براي اين ايام فكري كرد. بر اين اساس است كه مديريت شهري خود را مكلف ميداند براي اين ايام برنامهريزي و اين فرصتها را ثمربخش كند.
از طرف ديگر اين ايام فرصت مناسب را پيش روي مديريت شهري قرار داده است تا با شهروندان ارتباط برقرار كند. بر اين اساس در سازمان فرهنگي- هنري، سازمان ورزش و مناطق ۲۲ گانه شهرداري تهران بيش از ۱۸۰۰ مركز در بخشهاي مختلف فعال است تا در همه حوزهها بتواند به سليقهها و علاقههاي همه گروههاي سني ارائه خدمات كند. هر چند معتقد هستيم مراكز ياد شده نميتواند به همه نيازهاي شهروندان پاسخ دهد. در اين زمينه به راهكارهاي ديگري نيز فكر كردهايم كه ميتوان به ۱۸۵۰ بوستان و پارك منطقهاي، محلهاي و فرامنطقهاي اشاره كرد. با اين حال در ايام تابستان امسال دو ماه مقارن شده است با ايام شعبان و رمضان كه ما سعي كردهايم از بستر مناسبتهاي ديني كمك بگيريم تا اوقات فراغت شهروندان را غني كنيم.
وي در خصوص توزيع برنامه و امكانات مديريت شهري و برآوردن نيازهاي شهروندان ميافزايد: البته برآوردها را داريم كه اين هم براساس تقاضا و نيازهاي شهروندان شكل گرفته است با اين حال مراكز موجود به دليل تنوع برنامهها، بسياري از نيازهاي شهروندان را پاسخ ميدهد و رشدهاي صورت گرفته به مقياس يك واحد از سال ۸۵ تاكنون ۵/۴ برابر رشد را نشان ميدهد و مديريت شهري در بين ۲۲ دستگاه مدعي برنامهريزي براي اوقات فراغت شهروندان بزرگترين دستگاهي است كه امكان تحت پوشش قرار دادن شهروندان را در همه بخشها فراهم ساخته است.
رمضاني با اشاره به توسعه كالبدي شهر تهران در بحث مراكز فرهنگي، اجتماعي، تفريحي و ورزشي تأكيد ميكند كه همه محلات شهر تهران مجهز به بخشي از اين امكانات و فضاها شدهاند. در محلات به جز سراهاي محله، ساير مراكز و مكانهاي ارائهدهنده خدمات نيز در نظر گرفته شده است.
وي رويكرد برنامههاي مديريت شهري در پاسخگويي به نياز و خواستههاي شهروندان را خانوادهمحور عنوان كرد و افزود: معتقد هستيم خانواده اساس تربيت، مشاركت و آموزش است، بنابر اين در برنامهريزيهاي فراغتي اين موضوع به صورت ويژه مدنظر قرار گرفته است و سعي كردهايم نيازهاي تكتك افراد خانواده را نيز به نوعي برآورده كرده و برنامهريزي كنيم تا همه اعضاي خانواده را تحت پوشش قرار دهيم و اينكه اگر اعضاي خانوادهها در كنار هم باشند ميتواند به حفظ كيان خانواده نيز كمك كند.
رمضاني در رابطه با ضعفهاي شهري در حوزه اوقات فراغت معتقد است كه بخش فرهنگي و اجتماعي حوزه پويايي است، بنابر اين لازم است تا با برنامههاي خلاقانه به صورت مستمر رضايت مخاطب را جلب كنيم. در اين زمينه در تلاش هستيم ولي هنوز جاي كار بسياري وجود دارد.
وي ميافزايد: برگزاري مجموعه برنامههاي شمسه به منظور شناسايي ظرفيت مردمي محلات و استفاده از آنان در برنامه خودشان يك موفقيت در اين زمينه به حساب ميآيد كه قصد ادامه دادن به آن را در سال جاري نيز داريم. با اين حال لازم است در بحث اوقات فراغت در دستگاههاي شهري، علاوه بر انسجام، همه دستگاهها در يك جهت گام بردارند تا به اهداف و ثمربخش بودن برنامه و اقدامات نائل شويم.