
مخاطب و تئاتر! دو نشانه آشناي هنر نمايش است كه با حذف تنها يكي از آنها (مخاطب) هنرزيبا، زنده و پوياي تئاتر هيچ معنايي نخواهد داشت! اما همين رابطه متقن و البته ساده، سالهاست كه مناقشات فراواني را ميان مثلث هنرمندان، مخاطبان و مسئولان ايجاد كرده است. چرا؟ مگر نه آنكه در اكثر قريب به اتفاق گفتههاي مسئولان و هنرمندان از فاصله مخاطبان و تالارهاي نمايشي و همت براي آشتي تماشاگران با تماشاخانههاي نمايش سخن به ميان ميآيد؟ و مگر نه آنكه بيش از يك دهه است كه شعار بزرگترين جشنواره بينالمللي تئاتر - تئاتر فجر - به عنوان آينه تمام نماي هنر نمايش كشور «تئاتر براي همه» است؟ در كنار همين دو دليل ساده، اما در رفتار شناسي همان مثلث معروف (مسئولان، هنرمندان و مخاطبان) كمتر تلاشي كارساز در راستاي تحقق تلاشي براي كشاندن مخاطبان به تمامي تالارهاي نمايشي سطح كشور صورت گرفته است. چه خوشبين باشيم چه نه! چه منطقي باشيم و چه احساسي! برخلاف گفته مسئولان و هنرمندان مبني بر جاري و ساري بودن تئاتر در تمام كشور، ايران و نه فقط پايتخت ابر شهر آن، تنها يك قلب تپنده براي هنر نمايش دارد و آن تئاتر شهر است و بس!
تمام تبليغات، سرمايهگذاريها، حتي خواست هنرمندان جهت اجراي آثارشان فقط به يك نقطه ختم ميشود و آن هم مجموعه چند ضلعي موجود در چهارراه ولي عصر(عج) است كه آن هم به همت مسئولان زحمتكش شهرداري در ساخت انواع و اقسام سازههاي فلزي و بتني چيزي نمانده است كه محو و فراموش شود! در يك نظرسنجي ساده اگر از همان مخاطبان حاضر در مجموعه تئاترشهر سراغي از ديگر تالارهاي نمايشي موجود در پايتخت گرفته شود، به ندرت به اسامياي مانند خانه نمايش اداره تئاتر، تالار محراب، تماشاخانه سنگلج و. . . بر ميخوريم. در تمام اين مقدمه به عمد اشارهاي به تماشاخانه ايرانشهر نشد چراكه نگارنده بر اين اعتقاد است اگر تبليغات گسترده شهرداري و استفاده از چهرهها و ستارههاي (اگر باشند) سينما در اثر نمايشي اجرا شده در تالار اين مجموعه نمايشي بود، اين تماشاخانه خيلي پيشتر از اينها به محاق فراموشي رفته بود، اما واقعاً چرا مخاطبان ما به جاي پيگيري نمايشهاي باكيفيت تنها پيگير اجراهاي مجموعه تئاتر شهر هستند و ديگر هيچ! و مهمتر آنكه چرا اغلب نمايشگران ما تنها به فكر ارائه آثارشان در مجموعه تئاترشهر هستند؟
تمركز بر كيفيت آثار نمايشي نه اهميت ميزباني سالنهاي تئاتري
در هيچ كدام از كشورهاي صاحب تئاتر، يك سالن يا يك مجموعه نمايشي مختص آثار نمايشي وجود ندارد كه هنرمندان تئاتر آن سامان در مسابقهاي بيسابقه تلاشي وصف ناشدني را براي اجراي آثارشان در آن سالن مدنظر مصروف كنند. در حقيقت تئاتر در كشورهاي صاحب اين هنر، چنان رسانهاي تأثيرگذار و جريان ساز به شمار ميرود كه هر سالن به صورت اختصاصي به گونهاي از اجراهاي نمايشي تعلق دارد و مخاطبان با تنوع آثار ارائه شده در راستاي سليقه خود به تماشاي آثار متنوع تئاتري در سالنهاي مدنظر خود مينشينند. اينها بخشهايي از گفتههاي رسول نجفيان، بازيگر، كارگردان و نمايشنامهنويس شناخته شده كشورمان است كه در پاسخ به دلايل مهجوريت تالارهاي نمايشي مانند خانه نمايش اداره تئاتر يا سالن خليج فارس فرهنگسراي نياوران كه ميزبان آثار شايستهاي از تئاتر كشور هستند در گفتوگو با خبرنگار «جوان» به آنها اشاره كرده است.
كارگردان نمايش «شاه عالم تاب، كنيزك بيتاب و سونات مهتاب» كه اين روزها اين نمايش را در تالار خليج فارس فرهنگسراي نياوران روي صحنه برده است، با تأكيد بر آنكه مخاطبان تئاتر در ايران براي انتخاب آثار نمايشي به جاي تأكيد بر كيفيت و موضوعيت نمايشها به مكان اجراي آن آثار توجه ميكنند، ميگويد: تئاتر هنري است انسان ساز و هنرمندان تئاتر بايد در كنار ارائه بهترينها به مخاطبان براي تربيت سطح فرهنگي و آشنايي آنها با ماهيت آثار نمايشي و نه مكانهاي ارائه دهنده اين تالار بيش از پيش تلاش كنند. متأسفانه اغلب مخاطبان و حتي هنرمندان ما تئاتر را با «تئاترشهر» ميشناسند و اين در حالي است كه كيفيت آثار نمايشي با همين ديد به ظاهر ساده با افت چشمگيري روبهرو خواهند شد.
جهتگيري نگاه مخاطبان ريشه در نگاه مديران دارد
اصغر گروسي كارگردان نمايش «شبيه خواني مجلس جوليوس سزار» كه خردادماه سال جاري اين نمايش را در خانه نمايش اداره تئاتر به صحنه برده بود در گفتوگو با خبرنگار «جوان» با اشاره به نگاه متفاوت مديران و مسئولان نمايش كشور به سالنهاي تئاتري در شكلگيري نگاه مخاطب و گرايش آنها به يك تالار خاص نقش تعيين كنندهاي داشته است، خاطرنشان ميكند: افتتاحيهها و اختتاميههاي متعدي در بدنه هنري نمايش كشور در طول سال برگزار ميشود و در اين ميان تنها سالن اصلي مجموعه تئاترشهر يا تالار وحدت ميزبان اين رويدادهاست، در حالي كه مكانهايي چون تالار مولوي يا تالار محراب كه ظرفيت پذيرش تعداد بالايي از افراد را در خود دارند اصلاً مد نظرمسئولان نمايشي نيست و وقتي نام تئاترشهر به بهانههاي مختلف در مطبوعات بيان ميشود و ديگر تالارها كمتر مورد توجه مسئولان و به تبع آنها رسانهها قرار ميگيرد، مخاطبان نيز ناخودآگاه به سمت همان مجموعه مطرح شده گرايش پيدا ميكنند و ساير تالارها مورد بيمهري مخاطبان تئاتر قرار ميگيرد.
توجه هنرمندان به تئاترشهر و فراموشي ديگر تالارهاي نمايشي
امير دژاكام، ديگر كارگردان و نمايشنامه نويس شناخته شده عرصه تئاتر كشور با اشاره به اهميت نقش هنرمندان در رونقگيري تالارهاي نمايشي در گفتوگو با خبرنگار «جوان» تأكيد ميكند: متأسفانه تئاترشهر به كعبه آمال اغلب هنرمندان نمايش تبديل شده است و اگر آنها اثر نمايشي خود را در تالاري جز مجموعه تئاترشهر به صحنه ببرند، گويي در حقيقت نمايش آنها اصلاً به اجرا درنيامده است!
وي همچنين نگاه مديران بر فعاليت و سياستهاي اداري و اجرايي تالارهاي نمايشي را در رونق گرفتن آنها بسيار مهم ميداند و ميافزايد: اختصاص تالارهاي نمايشي پايتخت به جز مجموعه تئاترشهر در فصل رونق آثار نمايشي يا همان جشنوارههاي شناخته شده تئاتر اقدام خوبي است كه بعد از جشنواره پيگيري نميشود و تأكيد نگاه مديران به ماحصل آماري اقداماتشان به جاي تأكيد بر كيفيتگرايي رفتار اجراييشان باعث شده كه ديگر تالارهاي نمايشي تهران با مهجوريت بالايي دست و پنجه نرم كنند! هر چند در اين ميان نميتوان به سادگي از عدم توجه مخاطبان به تنوع و كيفيت آثار نمايشي و پيگيري حرفهاي اخبار نمايشهاي در حال اجرا در سطح پايتخت گذشت اما سليقه مخاطبان در سايه برنامهريزيهاي كارشناسانه و مجدانه قابل تغيير است و وظيفه اصلي اين برنامهريزي و اقدامهاي مدبرانه بر عهده مديران هنرهاي نمايشي كشور است.
به هر حال انطباق نگاه مديريتي در بدنه هنر و از جمله تئاتر كشور با اهداف فعاليتهاي روابط عمومي تماشاخانهها، توجه به توسعه و تبليغات تالارهاي نمايشي در رسانههاي جمعي و مطبوعات كشور، تخصيص اعتبارات خاص به هنرمندان جهت اجراي آثار توليدي خود در ديگر تالارهاي نمايشي سطح كشور و پايتخت منهاي مجموعه تئاترشهر از جمله اقدامات سادهاي است كه ميتواند به تحقق عملياتي شعار توسعه تئاتر براي همه منجر شود و اميد است كه اهميت اين مسئله در گام نخست براي مديران وهنرمندان تئاتر و در گام بعدي براي مخاطبان فرهيخته نمايش كشور بيش از پيش جدي گرفته شود تا در آينده حداقل در تالار خانه نمايش اداره تئاتر با گنجايش تنها ۵۰ نفر ديگر شاهد حضور يك، يا دو مخاطب نباشيم و دلخوش باشيم به پر شدن تالارهاي نمايشي كشور ولو با ظرفيت تنها ۵۰ نفر!