کد خبر: 474895
تاریخ انتشار: ۱۳ تير ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
گفتگوي «جوان»با استاد بين‌المللي زبان‌هاي خارجه دكتر عبدالمحمود رضواني
معصومه طاهري
ازجمله فعالیت‌های علمی ۳۹ساله ايشان تدریس در مراکز مختلف علمی اعم از انجمن مترجمان ایران، دانشکده پزشکی دانشگاه تهران، انستیتو پاستور، صدا وسیما و وزارتخانه‌هاي (كشور و نفت)، جهاد سازندگی، N. C. C مؤسسه ترجمه همزمان عصر، دبیرکل انجمن مترجمان ایران سال۷۴-۷۲، مشاور بسیاری از سازمان‌هاي تراز اول کشور مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزارت امورخارجه و صدا و سیما در زمینه ترجمه و آموزش، نویسنده و گوینده اخبار انگلیسی در صداوسیماست. با توجه به اينكه ترجمه از مباحث مهمي است و از دغدغه‌هاي دكتر هم بوده بر آن شديم تا با توجه به آسيب‌هاي موجود در عرصه ترجمه‌ كشور نظرات ايشان را در اين‌باره جويا شويم كه خواندن آن خالي از لطف نيست. ‌

با توجه به اينكه جنابعالي سال‌هاي زيادي را در حوزه آموزش زبان انگليسي و ترجمه گذرانده‌ايد، ارزيابي خود را از وضع امروز ترجمه بيان كنيد و بفرماييد ترجمه خوب يا بد برچه اساسي استوار است؟
آنچه باعث تأسف و شگفتي است اين است كه امروزه بسياري از افراد دچار اين توهمند كه هر كسي قادر است به امر تدريس بپردازد و به قلمرو ترجمه پا بگذارد، غافل از اينكه هريك از اين دو مقوله اقيانوس‌هاي عميق و بيكراني هستند كه حتي شناگران و دريانوردان ماهر نيز ممكن است به مخاطره بيفتند، چه برسد به مبتدياني كه به رغم برخوردار نبودن از حداقل توانايي‌هاي لازم و صرفاً ‌‌به ‌دليل اصطلاحاً پرت بودن از مرحله پا به اين عرصه‌ها مي‌گذارند و نتيجه‌اش هم ترجمه‌هايي است غلط، نامفهوم و بي‌سر و ته كه اگر ده‌ها بار هم بخواني چيزي در نمي‌يابي. ‌متأسفانه امروزه هيچ سازمان و اداره‌اي متولي امر ترجمه نيست و بدين سبب در اين آشفته بازار هر كسي قادر است جولان دهد. بارها گفته‌ايم كه در ترجمه، سه ركن عمده وجود دارد كه عبارتند از زبان مبدأ، زبان مقصد و موضوع مورد ترجمه و مترجم قرار است به هر سه ركن اشرافي كافي و وافي داشته باشد، ولي با خواندن بخش كوچكي از يك ترجمه و مقابله آن با متن اصلي به راحتي پي ‌مي‌بريم كه شخص يا به موضوع مورد ترجمه احاطه ندارد و با اصطلاحات آن بيگانه است يا به دليل ضعف زباني (زبان مبدا، مثلاً انگليسي) اصلاً درك صحيحي از متن نداشته يا به دليل كم سوادي، واژه‌ها يا كلاً زبان فارسي را غلط و نا بهنجار به ‌كار برده است. از جمله اينگونه اشتباهات مي‌توان به به‌كار بردن واژه «مطبوع » به‌جاي واژه «متبوع»، «الزام » به جاي «التزام» و بالعكس و. . . اشاره كرد. 

با عنايت به فرمايش شما، چرا در بحث ارزيابي و رسيدگي به وضعيت ترجمه در ايران، متولي مشخصي وجود ندارد؟
اطلاع دارم كه تا چند سال قبل در وزارت ارشاد متولي ترجمه وجود داشت. بدين مفهوم كه وقتي شخصي مي‌خواست كتابي را ترجمه كند نمونه ترجمه‌اش را به آن قسمت از وزارت ارشاد مي‌برد و مسئولان مربوط آن نمونه را به كارشناسان و خبرگان امر ارجاع مي‌دادند و در صورتي كه قابل قبول بود به وي اجازه ترجمه و نشر آن كتاب يا مقاله داده مي‌شد، ولي ظاهراً امروزه اين ‌طور نيست وهركسي صرفاً به دليل آشنايي با ناشري زمينه چاپ كتابش فراهم مي‌شود، حال اين ترجمه در چه سطحي صحت و دقت باشد خدا مي‌داند. درضمن يك بانك اطلاعات ترجمه نيز بسيار مورد نياز است تا اولاً به مترجمان شناسنامه داده شود مثلاً بگوييم كه آقاي فلاني مي‌توانند فقط در رشته اقتصاد از انگليسي به فارسي و آن‌هم به صورت مكتوب ترجمه كنند يا به‌عبارت ديگر ايشان اجازه ندارند در زمينه‌هاي ديگر به امر ترجمه بپردازند يا نمي‌توانند از فارسي به انگليسي ترجمه نمايند يا آنكه قادر به انجام ترجمه شفاهي نيستند. 

لطف ديگر اين بانك اطلاعاتي اين است كه از دوباره كاري جلوگيري مي‌شود، بدين مفهوم كه چون تمام متون وكتب ترجمه شده درحافظه اين بانك ضبط مي‌شود ديگر اتفاق نخواهد افتاد كه ازيك كتاب چندين ترجمه عرضه شود، درحالي‌كه كتب ديگر ترجمه نشده باقي بمانند. چندي پيش از يك كتاب معروف حدود ۱۰ ترجمه به بازار آمد. حال اينكه اصولاً چند نفر از آنها صلاحيت ترجمه آن كتاب را داشته‌اند مقوله ديگري است. واقعاً سؤال اين است كه چطور نمي‌توان حتي يك دكه روزنامه فروشي را بدون مجوز باز كرد ولي مي‌توان يك شاهكار ادبي جهان را با هر سطح معلوماتي ترجمه نمود. 

بسيار پيش مي‌آيد كه مسئولان برگزاري يك سمينار يا همايش به درستي نمي‌دانند كه براي رفع نياز خود به مترجم خبره بايد به چه مرجعي رجوع كنند. نظر شما به‌عنوان يك كارشناس چيست؟
‌همين طور است. درحالي‌كه مي‌دانيم براي خريد كتاب بايد به كتابفروشي و براي تهيه لبنيات و خوار و بار به بقالي يا سوپر ماركت مراجعه كنيم، نمي‌دانيم كه در صورت نياز به مترجم به‌ ويژه شفاهي (حضوري يا همزمان ) به چه ارگاني مراجعه نماييم. سال‌ها قبل انجمن مترجمان ايران وجود داشت كه حقير دبير كل آن بودم و درجهت رفع چنين نيازهايي در حد توان‌مان مي‌كوشيديم ولي‌ متأسفانه تعطيل شد. 

آيا امكان احياي مجدد انجمن مترجمان ايران يا تأسيس نهادي فراگير در اين زمينه وجود دارد؟
بايد اراده و عزمي قوي براي اين كار وجود داشته باشد تا دوباره اين كار عظيم آغاز شود؛ چرا كه ترجمه امر مهمي است و بايد تخصصي شود. ما ترجمه مكتوب و شفاهي داريم كه هر كدام داراي زير مجموعه‌هاي متعددي هستند. خود ترجمه شفاهي به ترجمه حضوري و همزمان تقسيم مي‌شود كه هر كدام به نوبه خود به حوزه‌هاي تخصصي ديگري تقسيم مي‌شوند، بنابراين وقتي مي‌گويند فلان مترجم مي‌تواند ترجمه كتبي از انگليسي به فارسي در زمينه سياسي كند بدين معناست كه او در اين رشته به تخصص دست يافته است يعني حوزه كار كاملاً مشخص مي‌شود، ولي امروزه ‌متأسفانه ما يك نفر را به سمينارهاي مختلف مي‌فرستيم و از وي انتظار داريم موضوعات متفاوتي را اعم از پزشكي، فني، سياسي، اقتصادي و. . . ترجمه كند. در آخر نيز معلوم نيست كيفيت كار او چگونه ازآب در بيايد. يك بار در كنفرانس انديشه اسلامي، سخنران از مطهرات صحبت مي‌كرد و روي كلمه «استحاله» تأكيد‌‌ داشت، ولي مترجم با اين واژه كليدي در آن سخنراني بيگانه بود و نمي‌دانست حتي حدوداً معناي آن چيست، چه برسد به اينكه بخواهد معادل درستي را نيز فوراً براي آن برگزيند. يكي از آقايان مسئول كنفرانس كه بنده را مي‌شناختند خواستند كمكي كنم و البته از اين موارد بسيار زياد است. تكرار مي‌كنم، كار بايد تخصصي باشد و فرد به‌غير از زبان مبدأ و مقصد بايد به موضوع هم اشراف داشته باشد.
 
براي سميناري پزشكي ازمن دعوت شده بود. با اينكه در دانشكده پزشكي، انستيتو پاستور و سازمان انتقال خون درس داده بودم و با واژگان پزشكي آشنايي داشتم قبول نكردم و توصيه كردم يك پزشك به سمينار برود و تخصصي ترجمه كند. گفتم اگر او۳۰ درصد بنده هم انگليسي بداند بهتر از من مي‌تواند ترجمه كند. مراتب دانش افراد فرق مي‌كند. گروهي درحد علم‌اليقين، گروهي در حد عين اليقين و برخي درحد حق اليقين مي‌دانند. وقتي موضوع ترجمه تخصصي مي‌شود كسي كه موضوعي را لمس كرده و عالم به آن علم است (گروه سوم) بهتر مي‌تواند از عهده ترجمه برآيد. من ازگل يك تعبيري دارم، ولي باغبان تعبير ديگري. . 

آيا ما ترجمه مغرضانه هم داريم؟
در ترجمه‌هاي داخلي خير. چون فرد اگر هم اشتباه كند به خاطر جهل به موضوع يا ضعف دانش او بوده است، ولي درخارج از كشور بحث تحريف مغرضانه وجود دارد. مثلاً ما مي‌گوييم «عمليات استشهادي» ديگري مي‌گويد «عمليات انتحاري» و مثلاً شبكه فاكس نيوز امريكا‌‌ ‌مي‌گويد «عمليات آدمكشانه». همه اينها يكي است، ولي از ديد ما عمليات استشهادي شهادت طلبانه است مانند نحوه شهادت خلبان شهيد عباس دوران كه براي اثبات نا امن بودن هتل الرشيد براي تشكيل اجلاس خودش را به هتل كوبيد كه به شهادتش منجر شد. اين عمل درعقيده و انديشه ما عملي قهرمانانه و شهادت‌طلبانه محسوب مي‌‌شود، ولي از ديد آن ديگري كه نخواهد موضوع را قبول كند، انتحاري يا آدمكشانه است. جالب اينجاست فقط فاكس‌نيوز تعبير آدمكشانه دارد. از اين دست تحريفات عمدي زياد است البته ترجمه‌هاي داخلي هم، هرچند از سر جهل است، گاهي كل موضوع را تحريف مي‌كند، مثلاً مترجمي در يك قضيه بسيار مهم به جاي «تعهد» گفته است «تضمين» كه در كتابي هم به آن اشاره شده و همين خطا به ما ضرر جبران ناپذيري زد. 

چرا عموماً آثار افراد خاصي مثل مولوي يا خيام در غرب ترجمه مي‌شوند البته با اقبال زيادي نيز روبه‌رو هستند. مثلاً پوتين كتاب خيام را به همسرش هديه داد يا مثنوي به وفور در امريكا‌‌ ‌وجود دارد؟
به نظرم اين آثار با طبيعت آنها بيشتر سازگاري دارد وهضمش به لحاظ فلسفي آسا‌نتراست. درحالي كه گويا آثار بزرگاني چون سعدي و حافظ اينگونه نيست و شايد هم درست معرفي نشده‌اند. اصلاً يكي از دلايلي كه باعث شد من براي ترجمه سراغ گلستان سعدي بروم همين قضيه بود. ديدم با وجود شأن و جايگاه والاي حضرت شيخ سعدي آثار وي هنوز آن‌طوركه بايد شناخته شده نيستند. 

براي حل مسئله ترجمه و به‌ويژه ترجمه همزمان چه توصيه‌اي داريد؟
راه‌حل بسيار ساده است. كافي است كه معيارهاي سنجش موفق يا ناموفق بودن افراد را تغيير بدهيم. تا زماني كه ظن غالب در جامعه اين باشد كه انسان‌هاي موفق فقط كساني هستند كه عناويني چون «مهندس» يا «دكتر» دارند و سايرين شكست خوردگان‌انند وضع به همين منوال است. ولي اگر جامعه به اهميت ترجمه به‌ويژه ترجمه شفاهي پي‌ببرد و براي مترجمان شأني در خور و حقوقي مكفي مثل بسياري از كشورهاي ديگر قائل شويم خيل عظيمي از افراد مستعد وارد اين حوزه خواهند شد و طبيعتاً مسئله حل مي‌شود. در برخي از كشورها براي مترجم همزمان فرش قرمز پهن مي‌كنند و دستمزدي بسيار بالا مي‌دهند. براي آنكه به اهميت اين افراد پي‌ببريم ببينيد آيا به ازاي چند صد نفر پزشك يا مهندس يك مترجم همزمان قابل داريم؟ قطعاً جواب منفي است. بديهي است كه در جهت رفع اين نياز وجود مراكزي ذي‌صلاح و اساتيدي خبره هم بسيار ضروري است و شايسته است مورد حمايت مسئولان مربوط قرار گيرند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار