
اشكهاي يك تماشاگر ناراحت كه پس از باز شدن دروازه تيم فوتبال كشورش از چشمانش جاري ميشود، پرواز كفشدوزك از شانه مربي يكي از تيمها و تركيب تصاوير بازيكنان با تماشاگران در هواي باراني كه بيشتر شبيه فيلمهاي هاليوودي است تنها چند صحنه از فيلمبرداري بازيهاي جام ملتهاي اروپاي امسال است.
تصويربرداران بازيهاي يورو ۲۰۱۲ با قرار گرفتن حدود ۳۰ دوربين ثابت و متحرك تمام صحنههاي بازي را به دقت زير نظر داشتند و با نگاهي ريزبينانه به خوبي سوژههاي خود را از ميان جمعيت زيادي كه براي ديدن اين بازيها به ورزشگاه آمده بودند پيدا ميكردند.
همچنين كارگردانان تلويزيوني اين رقابتها با گذاشتن دوربينها در بهترين حالت و تركيب صحنهها و پخش به موقع آنها بر جذابيت بصري اين تصويربرداريها افزوده بودند. اين تصويربرداريها در كنار بازيهاي زيبايي كه از تيمها ارائه ميشد، حتي كساني كه علاقه چنداني به فوتبال نداشتند را براي ديدن بازيها وسوسه ميكرد.
حالا اين وضعيت فيلمبرداري را كمي با وضعيت تصويربرداري در كشور خودمان مقايسه كنيم. يك فلاشبك به يك ماه قبل داشته باشيم و تصاوير بازي ايران و قطر را يك بار ديگر مرور كنيم. دقيقاً چند روز بعد از افتتاحيه جام ملتهاي اروپا، تيم ملي ايران در ورزشگاه آزادي ميزبان قطر بود.
جداي از بازي اعصاب خردكن تيم ملي، نحوه تصويربرداري و قرار گرفتن دوربينها به حدي بيسليقه بود كه كاري جز راه رفتن روي اعصاب بيننده نداشت. كارگردان تلويزيوني دوربينها را ثابت كنار تماشاگران چسبانده بود و گاه و بيگاه و بدون مقدمه تصاويري باز و مبهم از تماشاگران به نمايش ميگذاشت.
اگر هم آن بازي در خاطرتان نيست، عجله نكنيد! چراكه مسابقات ليگ برتر كشورمان به زودي شروع ميشود و دوباره شاهد تصويربرداريهاي عذابآور اين رقابتها خواهيم بود. بدتر آنكه كيفيت فيلمبرداري در شهرستانها خيلي پايينتر از تهران است و وقتي حال و روز شهري مثل تهران اينگونه باشد ديگر واي به حال شهرستانهايمان.
اگر از كيفيت بازي تيمها و برگزاري منظم مسابقات الگوگيري نميكنيم، اميدوارم ديدن صحنههاي اين جام بتواند كيفيت مسابقات ورزشي كشور را تكاني بدهد و جرقههايي از خلاقيت در ذهن كارگردانان ورزشي زده شود. براي فوتبالي كه قرارداد يك بازيكن زير ۲۵ سالش بيشتر از يك ميليارد تومان است، قطعاً خريد چند دوربين و به كارگيري چند آدم با ذوق سخت نخواهد بود.