
به گفته خبرنگاران، اين استاد بهائيت را كنار آيين مسيحيت، يهوديت و اسلام قرار داده و گفته: قوانين هميشه در شرايط يكسان نيستند و بنا به مقتضيات زمان تغيير ميكنند، بهعنوان نمونه همانطوركه روزي ميزان ديه زن و مرد تفاوت داشت و حالا بعد ازسالها با تعديل درقانون، ديه تساوي شده است مطمئناً روزي هم خواهد رسيد كه بين فرد مسلمان، يهودي، مسيحي و بهائي در اجراي قوانين فرقي نباشد! البته اين مسئله با اعتراض عدهاي از خبرنگاران مواجه شده كه وي درپاسخ ادعا كرده است: مگر بهائيها انسان نيستند؟! مگرمثل بقيه انسانها دست وپا ندارند؟! چرا نبايد ازحقوق مساوي برخوردار شوند؟! و بلافاصله بحث حقوق بشر را پيش كشيده است و با عناوين مختلف از بهائيت وحقوق بشر دفاع كرده و نكته قابل توجه مسئولان رسانه اصفهان اين است كه وي رسماً حكومت را هم زير سؤال برده و از اجرايي نشدن قوانين حقوق بشر كه در دنيا به آن كاملاً متعهد هستند و درايران هميشه اجرا نميشود دم ميزده است.
لازم به ذكر است اين استاد بهائي، با سابقه بر تدريس در دانشگاه آزاد اصفهان (كه بعداً اخراج هم شده است) بهعنوان قاضي در دادگستري مشغول به فعاليت است !
جاي تأسف است كه چرا اداره ارشاد اسلامي با سهلانگاري خبرنگاران را كه نياز شديد به بصيرت ديني دارند، اينگونه به دام فرقههاي ضاله ميكشانند. گروههاي بهائي كه ازمخالفان جدي اسلام و ايران هستند در لواي چتر حمايتي استعمارپيرهم اكنون ازسردمداران اسلامهراسي و ايرانهراسي محسوب ميشوند ودر اشكال مختلف به دنبال ضربه زدن به اسلام هستند. امروز گروههاي بهائي با توجه به آموزشهايشان درجلسات توجيهي تلاش زيادي ميكنند تا نيروهاي بيشتري را بهخصوص درمدارس و دانشگاهها جذب كنند. آنها موذيانه با توجه به غفلت ما از ميان نوجوانان و جوانان محصل و دانشجو عضوگيري ميكنند.
يكي از آموزههاي آنها به دانشآموزان و دانشجويان اين است كه با ارتباطات دوستانه همكلاسهاي خود را جذب و كم كم زمينه بهائي شدن را درآنها ايجاد كنند چون اين برايشان امتياز است. امروز وقتي قرار است تا با برخي ازاستادان وكارشناسان دراين باره نظرخواهي شود، مجبورهستند ازنام مستعار استفاده كنند، حتي توصيه ميكنند كه مراقب باشيد، زيرا نه تنها عاملان بهائي دركشور فعاليت آزادانه دارند، بلكه در دستگاهها و سازمانها هم نفوذ كردهاند.
امروز وقتي محمدرضا ورزي كارگردان متعهد و مسلمان كشورمان درسريال تاريخي خود شمهاي ازجنايات اين فرقه ضاله وفعاليتهاي آنها را به تصويرميكشد، بهطورعلني وآشكارتوسط سردمداران بهائيت تهديد ميشود و نامهاي بلند بالا عليه او تنظيم ميكنند بدون اينكه از وزارت اطلاعات يا نهادهاي امنيتي ابايي داشته باشند.
بيشك بهائيت رسماً و علناً علم مبارزه با جمهوري اسلامي و آيين را بهدست گرفته است اما متأسفانه نه تنها نهادها و سازمانها براي مبارزه با آنها اقدام صحيح واساسي انجام نميدهند، بلكه گاه شدت و حدت نفوذ بهائيان در دستگاهها و نهادها و. . انسان را به تعجب وا ميدارد. بايد پرسيد چه كسي واقعاً مسئول اين آشفتگي درعرصه فرهنگي است؟! بدون شك زمانيكه بودجههاي كلان در ناكجا آبادها هزينه ميشود، بيش ازاين هم نبايد انتظاركار فرهنگي دراين عرصه مهم داشت.
زمانيكه بعضي ازمسئولان فرهنگي هنوز معضلات فرهنگي را آنچنان كه بايد وشايد رصد نكردهاند، چگونه ميتوان انتظار داشت درميان انبوه مسائل، دراين جنگ نامتقارن فرهنگي فعاليت نرم و زيرپوستي بهائيان ديده شود و كسي دنبال كند كه مثلاً بهائيان روزهاي جمعه برنامههاي آييني خود را درمناطق محروم و فقيرنشين ميبرند تا با برخي كمكهاي ساده آنها را جذب كنند!