آيا براي تئاتر كه ريشه هنرهاي فرهنگساز است، ميتوان صرفاً به دليل شمار محدود و غيرمتنوع تماشاچي از در تساهل و تسامح درآمد و البته روي اصلي سخن با دستاندركاران جوان اين نمايش است كه اگر براي ديده شدن به شوخيهاي جنسي روي ميآوريد يا برخي مقدسات را كه مردم با احترام و احساس پاك از آن سخن به ميان ميآورند به سخره ميگيريد، آيا اين نشانه ضعف خلاقيت و ناتواني در پرداختن يك نمايشنامه قوي و پرمايه نيست؟
آيا هنرمند روشنفكر تئاتر هم بايد مثل آدمهاي سر كوچه و بازار، سبد سخن خود را از شوخي با مايه جنسي پر كند تا ديده و شنيده شود؟!
نمايش تبارشناسي دروغ بارها و بارها تماشاچي را به خنده وا ميدارد اما درست همانجايي كه بهاره رهنما در نقش حوا به آدم نزديك نميشود و ميگويد «اگر به هم بچسبيم ميآيند ما را ميبرند» يا وقتي درباره خريد از بقالي به اين اشاره ميشود كه برخي چيزها را توي پاكت مشكي ميگذارند(!؟) يا آنجا كه مرد خانواده با زن همسايه پشت تلفن گرم ميگيرد و مرد از كلمات سبحانالله و لاالهالاالله استفاده ميكند و پسر خانواده با گفتن الله اكبر به پدر ميگويد اگر نيت كرده بودي، برايت يك نماز چهار ركعتي به حساب ميآمد. باز پسر خانواده از پدر ميخواهد كه مادر دروغگويش را به امامزاده صالح ببرد و پدر با مشت كردن دستش به او ميگويد «كار مادر تو با امامزاده راست نميشود. مادرت امام ميخواهد » و كلمه امام را قلمبه تلفظ ميكند و وقتي پسر ميشنود كه نميشود مادر را با موتور به مشهد برد، به پدر با تخفيف لحن ميگويد «خب مادر را ببر همين امامزاده صالح.»
بله نمايش ميخنداند اما چگونه؟ آنجا كه كارگردان در صحنه قتل هابيل، با تقليد از فيلمهاي كمدي هاليوودي كه در آن افراد داراي ريش، نماد مسلمانان كمشعور و تروريست هستند، صحنه را طوري جلوه ميدهد كه اسلحه برادركشي در بازرسي مردي ريشدار كشف ميشود.
اينكه به داستانهايي كه فقط در قرآن مجيد اشاره كامل به آن شده است با نگاه تمسخر يا حتي شوخي بپردازيم از ما يك نمايشنامهنويس خوب نميسازد. اينكه ذكر «يا مهدي » را در جاي ناشايست به كار ببريم افتخاري براي نمايش و نمايشنويس و براي بازيگران جوان آن به حساب نميآيد. البته اين شوخيها و هتكحرمتها در تئاتر و سينماي ما و در بين آنهايي كه خود را به تئاتر ميچسبانند تا پازل روشنفكريشان كامل شود، امري بديهي و اعتراض به آن لابد امري مرتجعانه است اما از روشنفكران ميپرسيم چرا نميتوانيد از فكر روشن خود بدون شوخيهاي جنسي در پرده نمايش غوغايي بيافرينيد؟آن كس كه محصول كار روشنفكرياش در قالب نوشته و نمايش به چند شوخي مبتذل وابسته است با آن كس كه به اين رفتار جنسي دست ميزند، چه تفاوتي دارند؟!
نمايش تبارشناسي دروغ و تنهايي به همين نمونههايي كه گفته شد، محدود نبود و ذكر باقي آن نيز باعث شرمندگي بيشتر است اما تا كي بايد بنشينيم و آرزوي روزي را داشته باشيم كه بتوانيم عقلها و ديدهها را حيرتزده كنيم نههيجان زده؟