
در محيطهاي حرفهاي خارج از كشور معمولاً نسخههاي بازي و نسخه سريالي و سينمايي آثار كارگردان مشتركي دارند. استيون اسپيلبرگ، كارگردان مشهور و نامدار هاليوود با مالكيت بر يك كمپاني ساخت بازي در بسياري از تجربيات خود هم مسئوليت كارگرداني آثار سينمايي و هم كارگرداني نسخه بازي فيلمهايش را ايفا ميكند؛ اتفاقي كه او را به يكي از ثروتمندترين و شهيرترين كارگردانان دنياي هاليوود تبديل كرده است، علاوه بر او امروزه سريالها و فيلمهاي معروف و پر مخاطب جهاني مثل فرار از زندان، مكس پين، جنون سرعت، داستان اسباب بازيها، گيسو كمند، پدرخوانده و بسياري از توليدات تلويزيوني و سينمايي ديگر هاليوود بنا به تمايل شديد كارگردان و عوامل فيلم و نيز كمپانيهاي سازنده بازي به نسخه بازي تبديل ميشوند و حتي گاه در برخي موارد همچون «شاهزاده ايراني» اين نسخههاي بازي است كه زمينهساز ساخت فيلمهاي سينمايي هاليوودي ميشود، با اين حال و بهرغم جا افتادن ميزان درآمدزايي فيلمسازان از محل ساخت اين بازيها و نيز شهرتي كه به واسطه تعداد بيشمار گيمرها در سرتاسر جهان نصيب بازيگران فيلم و سريال ميشود، مفهوم اثرگذاري رسانه بازي در دنياي پر رقابت رسانه هنوز براي عوامل ساخت فيلمها و سريالهاي ايراني و حتي بازيگران آن جا نيفتاده است تا به رغم گشوده شدن مرزهاي بازي رايانهاي كشورمان به روي قارههاي مختلف جهان، فيلمها و سريالهاي تلويزيوني همچون مختارنامه، به رنگ ارغوان، راه آبي ابريشم، ملك سليمان و آل همچنان تنها در حد نسخههاي سينمايي و تلويزيوني باقي بماند.
امروزه بازاريابي و درآمدزايي در دنياي هاليوود تنها به نمايش فيلمها روي پرده نقرهاي محدود نميشود. بخش عمدهاي از عمليات كسب درآمد در مرحله دوم و پس از پايين آمدن فيلمها از پرده سينماها اتفاق ميافتد. بسياري از فيلمهاي موفق براي تكميل كار خود، بسته رسانهاي سنگين اعم از اسباب بازي، فيلم، بازي و انيميشن را براي بازاريابي نسخههاي ويدئويي فيلمها و حفظ ارتباط مخاطب با گروه سازنده فيلم تدارك ميبينند؛ هجوم رسانهاي كه معمولاً با فروشهاي چند ميلياردي خاتمه پيدا ميكند.
در حالي كه ميزان درآمدهاي صنعت سينماي كشورمان به هيچ وجه قابل مقايسه با ميزان درآمد حاصل از ساخت و نمايش فيلمهاي هاليوودي نيست اما همچنان بسياري از عوامل و دست اندر كاران فيلم در كشورمان به دلايل مختلفي كسب درآمد از طريق رسانه بازي را پشت گوش مياندازند. در سوي ديگر قضيه گره كار ساخت بازي از روي فيلمها و سريالهاي فاخر ايراني، در دست بازيگران اين آثار است؛ شخصيتهايي كه بعضاً با بازسازي چهره خود در قالب بازي و انميشن سهبعدي مخالفت ميكنند، اما نگراني آنها از بابت چيست؟! يعني اهميت وجهه و چهره براي اين بازيگران به حدي است كه مانع عملي شدن بديهيترين اسلوب و روش حرفهايگري در عالم سينما، تلويزيون و رسانههاي ديجيتال يعني ساخت بازي از روي فيلمها و سريالهاي تلويزيوني شود؟!
اين در حالي است كه در سالهاي اخير چهرههاي مشهور و معروفي چون مارلون براندو بازيگر نقش پدرخوانده يا ونتورث ميلر در نقش مايكل اسكافيلد فرار از زندان و بسياري ديگر از چهرههاي نامدار صنعت سينماي هاليوود شاهد بازسازي چهره خود در بازيهاي رايانهاي بودند كه بعضاً حتي گرافيك اين بازيها در حد مطلوب نيز نبوده است.
هنرمندان كشورمان در حالي با بيتوجهي به اهميت بازيهاي رايانهاي و تأثيرگذاري آن در دنياي ديجيتال و رسانه مانع ساخت بازيهاي رايانهاي از فيلمها و سريالهاي ايراني ميشوند كه امروزه نقش رسانه بازي در فرهنگ جهاني كتمان ناپذير است، به همين دليل است كه سالانه صدها بازي رايانهاي غربي وارد بازار كشورهاي مختلف ميشود؛ بازيهايي كه شمار زيادي از آنها به موضوع جنگ امريكا در كشورهايي چون افغانستان، پاكستان و حتي ايران پرداختهاند تا با توجه به ميزان اثرگذاري رسانه بازي، تفكر دلخواه توجيه پذير بودن تمامي اين جنگافروزيها را در ذهن و باورگيمرهاي جوان حك كنند.
در سوي ديگر قضيه كه ميتوان از طريق رسانه بازي و روشي كه پيشتر امتحان خود را پس داده است، عقايد و تفكرات ناب ايراني و اسلامي را به زيبايي هر چه تمامتر وارد فرهنگهاي ديگر كرد، اين اتفاق همچنان با عقب نشيني فيلمسازان و تهيهكنندگان و بازيگران به عنوان شخصيتهاي مهم تصميم گيرنده در صدور مجوز ساخت نسخه بازي از روي فيلمها و سريالهاي فاخر تلويزيوني مواجه ميشود اما روي ديگر سكه كه اين هنرمندان از ديدن آن غافل هستند، وجه تبليغاتي بازي رايانهاي براي آثار آنهاست.
در واقع طي سالهاي اخير با پيشرفت كيفي و كمي بسيار در حوزه ساخت بازيهاي رايانهاي ملي، اقبال كمپانيهاي خارجي چون بيگ فيش و شركتهاي امريكايي و اروپايي و نيز كشورهاي مختلفي چون مالزي، اندونزي، تايلند، تركيه، هند نسبت به هنر ايراني در حوزه ساخت بازي بيشتر شده است به شكلي كه هماكنون بسياري از اين كشورها و كمپانيها خواستار خريد حق پخش بازيهاي ايراني همچون گرشاسب، شبان و خارج از سرزمين شدهاند.
در اين شرايط پيشبيني اينكه ساخت بازي رايانهاي از سريالها و فيلمهاي فاخري چون مختارنامه و ملك سليمان تا چه حد ميتواند علاوه بر شناساندن ارزشهاي اسلامي و ايراني به ديگر كشورهاي جهان عنوان اين محصولات سينمايي و تلويزيوني را نيز در كشورهاي هدف بر سر زبان بيندازد و به انگيزهاي براي تصميم مسئولان تلويزيون و سينمايي آن كشورها براي خريد نسخ ويدئويي و تلويزيوني اين آثار شود، دور از انتظار نيست.
چه بسا امروز بسياري از بينندگان و خريداران فيلمها و سريالهاي خارجي در كشورمان و ساير كشورهاي جهان گيمرهايي بودهاند كه تحت تأثير نسخ بازي اين آثار اقدام به خريد نسخه ويدئويي و تماشاي آن كردهاند. يك تير و دو نشان عوامل سازنده محصولات سينمايي و تلويزيوني هاليوود تا كنون سود و عوايد بسياري را از محل ساخت اين آثار نصيبشان كرده است.
فروش گيشهاي يا فروش اين محصولات به شبكههاي خصوصي امريكايي از يك سو و نيز فروش نسخ بازي و نسخ ويدئويي و حتي فروش آن به شبكههاي خارجي ميتواند چند برابر ميزان سرمايه صرف شده در باب ساخت فيلم را به سرمايهگذاران بازگرداند. در چنين شرايطي و بهرغم وجود تجارب مثبت در اين زمينه، دفع فرصتهاي تكرارناپذير از سوي عوامل ساخت فيلمها و سريالهاي فاخر كه هر چند سال يك بار در كشورمان توليد ميشود به يك معماي عجيب ميماند.