
وقتی از رتبه نخست تولید علم کشورمان در منطقه خبردار میشویم یا متوجه میشویم که رشد علم در ایران ۱۱ برابر متوسط رشد علم در دنیاست غرق در غرور میشویم؛ با این وجود اما مقالههای علمی تولید شده توسط اساتید و دانشجویان کشورمان گاهی وقتها در میان خطوط و واژهها محصور میشوند و شاهد پاگرفتن این مقالات علمی در قالب طرحهای پژوهشی نیستیم؛ طرحهایی که اگر پا بگیرد میتواند دانشگاه و صنعت را با هم آشتی بدهد و رشد و توسعه کشور را هماهنگ با رشد علم و مقاله در پی داشته باشد. در حال حاضر اما چنین توسعه هماهنگی را شاهد نیستیم.
طبيعتاً معیارهای مختلفی برای تعیین و ارزیابی این رشد وجود دارد که میزان تولید مقاله یکی از این معیارهای سنجش است اما اگر بخواهیم کمی دقیقتر گسترش دانش و فناوری در جامعهمان را مورد ارزیابی قرار دهیم و براساس آن برنامههای کلان رشد و توسعه کشور در آینده را پیگیری کنیم، باید شاخصههای دیگری را نیز در نظر بگیریم؛ شاخصههایی همچون میزان ارجاع به مقالههای تولید شده توسط دانشمندان ایرانی یا تعداد مقالاتی که قابلیت تبدیل به طرح تحقیقاتی و پیادهسازی در صنعت را دارد در نتیجه به همان ماجرای قدیمی میانه شکرآب صنعت و دانشگاه میرسیم. چالشی که سبب شده است تا به رغم آمار و ارقام تولید علم و راه یافتن مقالات ایرانی به معتبرترین مجلات جهانی، پیشرفت و توسعه صنعت و تولید را همراستا با پیشرفت علمی شاهد نباشیم و این شاید اصلیترین مانع برای دستیابی به جایگاه شایسته تولید ملی باشد، بگذریم از اینکه این عامل سبب میشود سرنوشت مبهمی در انتظار دانشجویان باشد و گاهی پس از چند سال درس خواندن در دانشگاه به سختی میتوان شغل متناسب با تحصیل را پیدا کرد.
جایگاه علمی امروز ایران؛ مقام ۱۹ جهان اگر به تازهترین آمار مقالات و تولید علم در دنیای علوم سری بزنیم اعداد و ارقام جالب توجهی را به ما نشان میدهد.
سرپرست پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (ISC) از تولید هزار و ۸۰۰ مقاله ISI در دو ماهه اول سال ۲۰۱۲ میلادی توسط محققان ایرانی و کسب رتبه نوزدهم جهان خبر میدهد. به گفته دکتر جعفر مهراد در سال ۲۰۱۱ میلادی ۱۰ کشور اول تولیدکننده علم به ترتیب امریکا، چین، انگلستان، آلمان، ژاپن، فرانسه، کانادا، ایتالیا، اسپانیا و استرالیا بودند اما در دو ماه اول سال ۲۰۱۲ میلادی، چین با تولید ۱۵ هزار و ۲۵۴ مقاله (۱۶/۶۲۳ درصد از کل تولید علم جهان) نسبت به امریکا که ۱۱ هزار و ۹۸ مقاله تولید کرده است در جایگاه اول تولید علم جهان نشسته است.
طبق آمار ISI در دو ماه اول سال ۲۰۱۲، ایران با تولید هزار و ۸۰۰ مقاله ISI از رتبه بیستم در سال ۲۰۱۱ به رتبه ۱۹ تولید علم دنیا صعود پیدا کرده است و البته ترکیه که در سال ۲۰۱۱ در جایگاه ۱۸ تولید علم جهان قرار داشت در این بازه زمانی با تولید هزار و ۸۹۸ مقاله جایگاه خود را همچنان حفظ کرده است.
تامسون رویترز اما برای دانشجویان نامی ناآشنا نیست. این مؤسسه كه یکی از سه نظام بینالمللی استنادی است و در ایران از آن به عنوان ISI یاد میشود با نمایهسازی نشریات معتبر در رشتههای موضوعی مختلف، آمارهای مختلفی را جهت شناسایی توانمندیها و ظرفیتهای علمی کشورهای جهان ارائه میدهد.
مسیر انحرافی تولید علم جایگاه نوزدهم دنیا در زمینه تولید علم در میان کشورهای جهان در سال ۲۰۱۲ حکایت از آن دارد که دانشجویان و اهالی دانشگاههای ما در مسیر تولید علم قرار دارند و در راستای تحقق مطالبات رهبر فرزانه انقلاب و اصلیترین عامل برای دستیابی به چشمانداز توسعه، شاهد حرکتهای خوبی هستیم اما حتی حرکت در چنین مسیری نیز گاهی با آفتهایی همراه است؛ آفتهایی که شاید به چشم نیایند اما میتوانند علم ما را به مسیری انحرافی بکشانند.
مؤلفان، انتشارات علمي، مراجعات و ارجاعات چهار مؤلفه مهم و اساسی در سنجش پیشرفتهای علمی است. ارزش يک مقاله علمي بر مبناي تأثير در مقالات و نوشتههاي بعدي معين ميشود به این ترتیب که چقدر برای مقالات بعدی نوشته شده در آن رشته به چنین مقالهای ارجاع داده میشود. به دیگر بیان چنین مقالهای در رشد علمي آن رشته تأثیرگذار بوده است. پس ارزش يک مقاله علمي بر مبناي تأثير در مقالات و نوشتههاي بعدي معين ميشود.
با مراجعهای به اسناد و مدارک ارجاعات به مقالههای ایرانی اما درمییابیم میزان ارجاعات به چنین مقالههایی در سطح بالایی قرار ندارد. اگر مجموع رکوردهاي ايران را به تفکيک رشته از يکديگر جدا کنيم، علوم پايه در بالاترين رتبه قرار ميگيرد و علوم انساني هم در آخرين رتبه و در ميان رشتههاي علوم انساني نيز روانشناسي بالاترين رکورد را دارد. رشتههايي مانند تاريخ و فرهنگ ايران، زبان فارسي، اديان به ويژه اسلام و شيعه هم که ايران در آنها حرفهاي زیادی براي گفتن دارد و ميتواند به عنوان تنها مرجع رسمي و صاحب انديشه در آنها اظهارنظر كند کمتر در قالب مقاله به مجلات علمی معتبر دنیا راه یافتهاند.
از سوی دیگر آموزش عالي ايران سياستهاي مختلف افزایش انتشار مقالات ايراني در مجلات علمي بينالمللي را در پیش گرفته است بنابراین دانشجویان به خصوص در مقاطع تحصیلات تکمیلی تمام عزمشان را جزم میکنند تا مقالات خوب علمیشان به یکی از مجلات علمی خارجی راه یابد چون این مسئله برگ برندهای برای رشد و ارتقا به دستشان میدهد. موضوع چاپ مقالات در مجلههای خارجی تنها دغدغه دانشجویان نیست بلکه بسیاری از اعضاي هيأت علمي دانشگاههاي کشور نیز در صورتی امتیاز لازم برای ارتقاي شغلي را به دست میآورند که مقالهای به نام آنها در مجلات خارجي منتشر شده باشد. اگرچه برخي از دانشگاهيان چنين معياري را برای بررسی رشد علم و دانش قبول ندارند و معتقدند منوط كردن ارتقاي حرفهاي به نشر مقاله به زبان انگليسي در مجلات خارجي نوعي امتياز ويژه براي آنهاست نه استادان ایرانی! چراکه با این مقالات علممان را هم ترجمه شده به آنها هدیه میکنیم.
تولید ثروت همراستا با تولید علم بدیهیترین امر در ارزیابی تأثیرگذاری این تولید علم، ضعف ارتباط دانشگاه با صنعت است؛ امری که اگرچه تا حدی محقق شده و میتوان ادعا کرد تا در این زمینه رشد خوبی داشتهایم اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب راهی طولانی در پیش داریم.
به دیگر بیان ما در تولید ثروت از دانش و با کمک مقالات علمی و تحقیق و پژوهشهایی که بر پایه همین مقالات انتشار یافته است آهستهتر از تولید علم گام برداشتهایم. بنابراین اگرچه رشد تولید مقالات علمی خوب است و میتواند رتبه علمی ما را در رنکینگهای بینالمللی بالا ببرد اما به خصوص در علومی مانند نانوتکنولوژی که از دانشهای نوپا در ایران محسوب میشود لازم است تا بيش از مقالات علمي، به ثبت پتنت و تثبيت موقعيت خود در بازار اين فناوري توجه کنیم چراکه با بلوغ فناوري نانو، تعداد و اهميت پتنتهاست كه سهم كشورها از بازار جهاني اين فناوري را تعيين خواهد كرد.
پس در مجموع بايد توجه داشت كه براي در دست گرفتن بخشي از بازار جهاني، باید در كنار توليد علم، به شناخت پتانسيلهاي توليدي كشور، تلاش براي تقويت آنها و در دست گرفتن بازارهاي منطقهاي و محصولات علوم نيز توجه جدي و عملي شود. در غير اينصورت نميتوان انتظار داشت كه ارائه مقالات علمي در مجلات معتبر، تأثيري بر جايگاه ما در بازار رقابتي صنعتی شدن فناوريها داشته باشد و به طور یقین این موضوع با منویات مقام معظم رهبری در حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی در تضاد آشکار است.