تصميمات فدراسيون فوتبال و حرفهايي كه از ساختمان فدراسيون شنيده ميشود همان روشي است كه فدراسيون كفاشيان در چهار سال اول حضورش در فدراسيون پيش گرفته بود و منتقدان زيادي براي خودش دست و پا كرده بود اما پس از رأي دوباره مجمع، قرار بود علي كفاشيان، علي كفاشيان ديگري شود، متفاوت ازآن رئيسي كه در دوره اول نشستن روي صندلي رياست نشان داده بود، رئيسي كه ميگفت اختيار ندارد و حتي يك ليوان آب را هم نميتواند در فدراسيون جابهجا كند. تصميمات از جاي ديگر به او ديكته ميشود و او نميتواند نه بگويد. نمونهاش هم زماني بود كه علي دايي سرمربي تيم ملي شد در حالي كه كفاشيان نظرش روي افشين قطبي بود اما خارج از فدراسيون دايي را سرمربي تيم ملي كردند و كفاشيان هم شده بود يك رئيس بياختيار كه به يك پست تشريفاتي تنه ميزد.
انتقادها از او بالا گرفته بود كه چرا فدراسيون تحت رياست كفاشيان قاطعيت ندارد و اين قدر تصميمات متناقض ميگيرد، بين رئيس و نايب رئيسش دعوا است و به قول كفاشيان، تاج، نايب رئيس وقت فدراسيون جلوي چشم او عليه او لابي ميكند. يا آقاي رئيس حرفش در فدراسيون برو ندارد. او مانند يك رئيس پاي حرفهايي كه ميزند نميايستد و چند وقت بعد وقتي كه مقابل پرسش قرار ميگيرد كه سرنوشت آن قولها چه شد، تنها با يك خنده كه او را به رئيس خنده رو معروف كرده بود اتكا ميكند.
همين بود كه او تبديل شده بود به رئيسي كه نميتوانستيد او را دوست داشته باشيد؛ رئيسي كه فدراسيون تحت رياستش پر بود از تصميمات ضد و نقيض و در مجموعه او هر مديري ساز خودش را ميزد. كمتر كسي دوست داشت او دوباره رئيس فدراسيون شود. همه لحظه شماري ميكردند تا دي ۹۰ برسد و رئيسي كه خودش گفت اشتباهي به فوتبال آمده برود و رئيسي بيايد كه مانند كفاشيان همه چيز را نخواهد با خنده رفع و رجوع كند و جسارت داشته باشد و پاي قانون و حرفي كه ميزند بايستد. اما كفاشيان خوش شانس بود كه چند ماه مانده به انتخابات فدراسيون براي تعيين رئيس جديد، وارد شدن وزارت ورزش به اين انتخابات و تلاش براي نشاندن گزينه مورد نظرش در ساختمان سياه كوچه سيزدهم خيابان سئول ورق را به نفع او برگرداند.
منتقدان كفاشيان كه هراس از دخالت دولت در فوتبال داشتند به رغم انتقادهاي شديدي كه به كفاشيان داشتند پشت او قرار گرفتند و ناگهان علي كفاشياني كه تا چند ماه پيش از آن كمتر كسي بود كه با كارنامه ضعيفش از او حمايت كند تبديل به نماد مبارزه با فوتبال دولتي شد. جو سنگيني عليه گزينه وزارت ورزش در انتخابات فدراسيون به وجود آمد؛ جوي كه در نهايت باعث شد تا ۱۵اسفند كفاشيان با قاطعيت دوباره رئيس شود و براي چهار سال ديگر در فدراسيون فوتبال ماندني شود.
البته علي كفاشيان روزي كه دوباره رئيس شد وعده داد كه كفاشيان متفاوتي را در چهار سال دوم رياستش خواهيد ديد و ديگر مانند دوره اول قرار نيست اختيار جا به جا كردن يك ليوان را هم نداشته باشد و به شوخي و همان خندههاي هميشگياش اعلام كرد كه تجربه چهار سال گذشته او راآبديده كرده و ميخواهد در دوره جديد به جاي خنده، اخم كند و جدي تر از گذشته فدراسيون فوتبال را اداره كند.
حرفهاي كفاشيان اميدواركننده بود و همه در انتظار يك رنسانس در فدراسيون فوتبال بودند؛ رنسانسي كه ميخواهد علي كفاشيان را بدل به يك رئيس قدرتمند كند تا ديگر خبري از تصميمات غير كارشناسي و قانونهاي خلق الساعه در فدراسيون نباشد و همه چيز روي روال و منطق براي پيشرفت فوتبال پيريزي شود.
حالا چهار ماه از انتخاب دوباره كفاشيان گذشته و به نظر ميرسد او همان رئيس دوره اول است بدون هيچ تغييري كه اميدها را زنده كند. كفاشيان برخلاف گفتههايش همان رئيس خنده روي قبل است كه باز هم سعي ميكند با ديپلماسي خنده همه چيز را حل كند طوري كه همه را راضي نگه دارد.كافي است به اتفاقاتي كه در چند ماه گذشته در فدراسيون گذشته نگاهي داشته باشيد تا دستتان بيايد كه انتظارها براي تغيير علي كفاشيان بيفايده بوده و فدراسيون او همچنان مانند دوره اول پر از تصميمات غير منطقي است.
نمونه آن همين حذف جام حذفي اتفاقي نادر كه شايد در كمتر كشور دنيا بتوان آن را سراغ گرفت اما در فدراسيون كفاشيان براي به دست آوردن دل كارلوس كرش و اينكه او بهانهاي نداشته باشد فدراسيون تصميم ميگيرد تا به راحتي آب خوردن تصميم بگيرد كه امسال جام حذفي برگزار نشود؛ جامي كه با توجه به حضور قهرمانش در ليگ قهرمانان آسيا در چند سال گذشته رو آمده بود و فرصتي بود حتي براي تيمهاي دسته اولي كه قدرتشان را در سطح اول فوتبال محك بزنند. اما فدراسيون فوتبال بدون اينكه جوانب را بسنجد و نظرخواهي كند تصميم به حذف اين بازيها ميگيرد.
نمونه ديگر قانون سقف قراردادها بوده است كه در دوره اول كفاشيان به تصويب رسيد اما هنوز كمتر تيمي است كه به آن پايبند باشد. اگر تيمي هم آن را رعايت ميكند از سر ناچاري است وگرنه اگر حساب باشگاهشان مانند برخي باشگاهها پر وپيمان بود آنها هم آن را رعايت نميكردند.
كفاشيان وعده ميدهد كه با تيمهاي متخلف كه سقف را رعايت نميكنند برخورد ميشود و جلوي ثبت قراردادهاي آنها گرفته ميشود اما در حالي فصل نقل و انتقالات رو به پايان است كه خبري از جريمه و بازخواست مديران متخلف و قاطعيت در فدراسيون نيست. مانند دوره اول، همه تهديدها طبل تو خالي است كه تيمها آن را جدي نميگيرند تا علي كفاشيان همان علي كفاشيان دوره اول رياستش بر فدراسيون فوتبال باشد و خيليها را نااميد كند بدون هيچ تغييري!