آن همه تهديد و فريادي كه مسئولان سازمان ليگ و فدراسيون فوتبال براي اجراييكردن تهديدهاي خود به كار ميبردند سرانجام به كجا رسيد؟ كدام يك از آن باشگاه هايي كه ميگفتند قرار است به دليل مشكلات مالي، به دليل فقر امكانات سخت افزاري و به دليل هزار و يك ايرادي كه كنفدراسيون فوتبال آسيا از آنها گرفته و همانها هم باعث كسر سهميه از ايران شدهاند را كنار بگذارند كنار گذاشتند؟ فدراسيون فوتبال تبديل به موجودي شده كه سر و صداي عجيب و بلندي از خود ميسازد، اما هيچ تهديدي براي هيچ كس نيست.
نه ميتواند مقابل دلالها بايستد، نه ميتواند مديران و مربياني كه دست در دست دلالها دارند را از فعاليت به شكلي جدي محروم كند، نه اين قدرت را دارند كه قوانين من درآوردي خودشان را اجرايي كنند و مثلاً سقف قرارداد را به شكلي دقيق به اجرا درآورند و نه به گفته و شعار خودشان دال بر حذف باشگاههاي متخلف و بدهكار و بيبنيه اقدام ميكنند.
فدراسيون فوتبال با وارد كردن باشگاههايي كه دچار ضعفهاي بارز ساختاري هستند، نه تنها ليگ را در سال آينده با مشكلات متعددي در اجرا روبهرو خواهد كرد كه حتي معضلي بزرگتر مانند خطر كسر امتياز از ليگ ايران و كم شدن مجدد سهميهها را براي ما بالاتر خواهند برد.
خيلي طبيعي به نظر ميرسد كه كنفدراسيون فوتبال آسيا با مديريت خاص خود و نگاه كاملاً غرض ورزانهاش به فوتبال ايران، به دنبال بهانهاي براي كم كردن سهميههاي فوتبال ايران و البته بالاتر بردن سهميه كشورهاي عربي منطقه ميگردد. اينكه امروز ميشنويم كنفدراسيون فوتبال آسيا، قبل از هرگونه بررسي مجدد وضعيت فوتبال ايران در آخرين نشست خود به صورت رسمي به فوتبال ايران اخطار ميدهد كه سهميهاش را به واسطه باشگاههاي متخلف و ضررده كم خواهد كرد، نشانهاي از همين واقعيت است كه در صورت ورود باشگاههايي كه حداقل شرايط و الزامات كنفدراسيون را هم ندارند، اسباب قطعي خروج ايران از ليگ قهرمانان را فراهم خواهد كرد.
حالا بايد دوباره از فدراسيون فوتبال و سازمان ليگ پرسيد كه اگر قرار بود باشگاهها با هر شرايطي وارد ليگ شوند و در مراسم قرعه كشي هم شركت كنند، پس آن تهديدهاي اوليه چه بود؟ اگر آن تهديدها رنگ واقعي داشت چه عاملي يا صريحتر بپرسيم كه چه فشاري باعث شد سازمان ليگ تا اين حد از مواضع خود عقبنشيني كند؟ اگر كفاشيان در دور تازه حضور خود به عنوان رئيس فدراسيون فوتبال ادعايي داشت دال بر كسب استقلال و شايسته محوري، امروز چگونه زير فشارهاي بيروني براي حفظ باشگاههايي كه نبايد در ليگ برتر حضور داشته باشند تسليم ميشود و در حقيقت منافع ملي كشور را فداي رابطهها و فشارهاي سياسي چند دولتمرد يا نماينده مجلسي ميكند كه از حمايت از باشگاههاي شهر خود، فقط تماس با فدراسيون فوتبال را آموختهاند؟!
ليگ جديد را ميتوان بدون حضور باشگاههايي آغاز كرد كه شرايط و ضوابط حضور در ليگي حرفهاي را ندارند. اين بهترين و محكمترين قدمي است كه ميتوان براي بالا بردن انگيزهها در جهت زيرسازي و ساختارسازي در شهرهاي مختلف برداشت.
اينكه امروز يك باشگاه در گوشهاي از شهر با صرف هزينههاي عمراني شهر و بريدن از حق مردم اقدام به بستن تيمي گران قيمت كند و بعد به ليگ برتر بيايد، اما ورزشگاهي نداشته باشد، زمين تمريني نداشته باشد، رختكني براي تعويض لباس نداشته باشد و در يك كلام هيچ نشانهاي از باشگاه بودن را هم در خود نبيند، چه سودي براي فوتبال ايران خواهد داشت؟!
فدراسيون فوتبال بار ديگر در حال اثبات يك حقيقت است. آنها خود را طبلي تو خالي نشان ميدهند كه فقط و فقط صدايي بلند دارند.