محمدصادق زماني: در هنگامه نبردهاي تسليحاتي، پاسداري به معناي سلاح به دست گرفتن، مردانه جنگيدن و دفاع از تماميت ارضي و سرزميني كشور در برابر دشمن مهاجم است (جهاد اصغر). اما در بحبوحه نبردهاي نرم و هجوم فرهنگي، پاسداري معناي ديگري دارد(جهاد اكبر). البته در دوران ۸ سال جنگ تحميلي هم هر چند ريشه پاسداري از آب و خاك در ارزشها بود اما در تهاجم فرهنگي، پاسداري از مرزهاي ارزشي و اعتقادي است كه حرف اول را ميزند.
در اين پاسداري، هر كس بايد در مرحله نخست، پاسدار مرزهاي ايماني و ارزشي خودش باشد و در مرحله دوم، به فراخور جايگاه و استعداد، در كسوت پاسدار حرمت ارزشهاي جامعه ظاهر شود و ديگران را هم در اين مأموريت بزرگ ياري دهد. در جنگهاي تسليحاتي، جسمها كشته ميشوند، ولي در تهاجم فرهنگي، انديشهها ميميرند.
مهاجمان در اين نبرد پيچيده، در پي مسخ شخصيت افراد جامعه هدف خود هستند. راه اندازي ميليونها سايت مستهجن، ترويج عرياني، عرفانهاي پوشالي و گسترش بيبندوباري، شناخته شدهترين سلاحهاي مهاجمان در شبيخون فرهنگي است. آنها در نهايت ناجوانمردي و زماني كه ما خوابيم(ناآگاهيم) با استفاده از تاريكي، به ما شبيخون ميزنند.
وقتي همه خواب باشند آمار تلفات ديوانه كننده است. نه! حتي اگر اكثريت، خوابيده باشند، گروهي بايد بيدار بمانند و پاسداري كنند. ارزشها، خون رگهاي جامعه هستند؛ مهاجمان، در پي مكيدن اين خون و خشك كردن آنند. جسمي با رگهاي خشك و بيخون، مردهاي التماسگر است. او از مهاجمان التماس ميكند كه براي زنده ماندن به او خون بدهند؛ ديگر مهم نيست همان خون خودش را به رگهايش تزريق كنند( كه مهاجمان هم ابداً اينگونه نخواهند كرد)، مهم زنده ماندن است با هر خوني! التماسها او را خوار و ذليل ميكند، باج ميدهد و باج ميدهد و باج، تا جايي كه مجبور است عزتش را با خوني ـ كه قطعا آلوده است ـ معامله كند. خوني كه مهاجمان ميدهند آلوده است، زيرا اگر خون سالم در اين رگها تزريق شود، باز سرپا ميايستد و باج نميدهد.
امام حسين(ع) هم در برابر كسي ايستاد كه در حال مكيدن خون رگهاي جامعه(ارزشهاي اسلامي، انساني و اخلاقي) بود. امام(ع) با نثار خون پاك خويش، از خون رگهاي جامعه اسلامي پاسداري كرد تا خون آلوده و بيماريزا به رگهاي اجتماع تزريق نشود. خون آلودهاي كه بيماريهاي نفاق، دروغ، شهوت پرستي، رياكاري، دين زدايي و عوامفريبي را در جسم و جان جامعه پرورش ميدهد.