چند دختر و پسر غربي با شكل و شمايلي رايج در اين گروهها، آلات مختلف موسيقي را به گردن انداخته بودند و چيزهايي به زبان انگليسي ميخواندند و در همان حال شبيه گربهاي كه زيرش آتش روشن كرده باشند يكريز بالا و پايين ميپريدند.
۵۰-۴۰ پسر جوان اينها را دوره كرده، كف ميزدند و با حرارتي زايدالوصف، ورجه وورجه ميكردند، بعضي با همان پيراهن تنبان افغاني و برخي با لباسهاي جين و ورزشي. كمي دورتر دستهاي از دختران با آرايشهاي غليظ و ظاهري كه هنوز هم دركابل پس از ورود ناتو معمول نيست، مردد يا شايد با حسرت، نظارهگر اين نمايش بودند.
اين همه را گفتم تا شرح دهم كه غرب، دريافته است در ممالك اسلامي تنها انبوه سربازان و سلاحهاي پيشرفته، ضامن پيروزي نيست. كمي كه غبار ميادين نبرد فرونشست و گاه حتي همزمان، لشكر سربازان فرهنگي، براي يورش تكميلي فرا ميرسند، آنهايند كه اين پيروزي و تداوم آن را تكميل و تضمين ميكنند. اين فرآيند وقتي به سرانجام ميرسد كه ارزشهاي غربي جاي ارزشهاي بومي را بگيرند. نسل جوان از داشتههاي پيشين خود شرمگين شده و مباديان به آن آداب را تحقير كند و در عوض، افق و مدينه فاضلهاش بشود؛ سوغاتي كه از آن سوي آبها برايش ميآورند و آشي كه آن جماعت برايش پختهاند.
در ميان آنهايي كه بيشتر از خود نوازندگان مدهوش اين سازها شده بودند، جواني بود كه ميگفت از قندهار آمده است، گلايه داشت از بقاياي طالبان در شهرش و اينكه خبر اجراي اين كنسرت او را از روستايش، دست افشان و پايكوبان به كابل كشانده. اينجا يك نكته ظريف هست كه براي جامعه ما نيز آموزنده است و صد البته هشدار!
من بسيار به افغانستان سفر كرده و سالها در آنجا مقيم بودهام، روزگاري از نگاه مجاهدان درگير جهاد با روسها، الحاديترين موزيك براي جوانان «احمد ظاهر» و «احمد ولي» و ديگر خوانندگان پاپ افغان به شمار ميرفتند، بعد طالبان آمدند و از بنيان، موسيقي را ريشهكن كردند، سپس مجاهدان ديروز دست در دست نيروهاي ناتو گذاشتند و طالبان را به زير كشيده و حامد كرزاي را به كرسي نشاندند.
حالا بديهي است فاتحين دستورات فرهنگي خود را جزء به جزء ديكته ميكنند.
طالبان در كوهها و درهها سرگرم فريضه جهاد خويشند و مجاهدان مقاومت مقابل روسها نظارهگر اين دگرديسي ترسناك و تنها نظارهگر... و نسل جوان در همه عرصهها دارد همه چيز را از ياد ميبرد.
لباس، موسيقي، ارزشها، جهانبيني، اخلاق خانوادگي و... همه و همه در نسل امروز افغانها، از نو و با مواد اوليهاي وارداتي بازسازي ميشود و چه اقبالي نشان ميدهند نسل جوان! حيرتا... وقتي شما جنگ و هجوم فرهنگي را باور نداشته باشيد و با سادهلوحي تمام از كنار اين همه بگذريد، ملت خود را دو دستي به دشمنانش سپردهايد.
از سوي ديگر بديهي است كه افراط احمقانه طالباني و خط و نشان كشيدن خودسرانه براي مردم، اين تفريط و بيبند و باري خفتبار را به ناچار در پي خواهد داشت. كاش تا دير نشده كسي كاري بكند! كاش!