
محبي كار هنري را به صورت تفنني از سال ۱۳۷۵ با فعاليت در حوزه خوشنويسي آغاز كرد و پس از شاگردي استادان برجسته خط وارد بازار كار شد و از چندين سال گذشته به صورت حرفهاي به فعاليت در حوزه نقاشيخط پرداخت. خبر تحرير و كتابت قرآن اعلي جايگاه برآنمان داشت تا به تيري دو نشان بزنيم و از ناگفتههاي اين معجزه آسماني بپرسيم و هم از تابلوهاي نقاشيخط آويخته به ديوار گالري ساربان. حاصل اين گفتوگو را در ادامه بخوانيد.
بعد از آموزش اولين نمايشگاه از كارهايتان را در چه زمان و مكاني برپا كرديد؟ من در سال ۱۳۷۹ اولين نمايشگاهم را در شهر قزوين برپا كردم.
خط قرآني كه در حال حاضر در دست كتابت داريد، چه خطي است؟
خط غالب كتابت قرآن كريم خط «نسخ» است، هر چند همانطور كه اشاره كردم علاقه قلبي خود من بيشتر به خط ثلث و شكسته نستعليق است براي همين هم جزء سيام قرآن را چندين بار با خط شكسته نوشتهام اما خط نسخ نسبت به خط ثلث واضحتر است. اين بود كه بعد از آغاز نگارش فهميدم اين خط «ام الخطوط» (مادر خطها) است و براي كتابت قرآن معمولاً خط نسخ زير ساخت اصلي خط كتابت قرار ميگيرد و خوشنويسان جزئيات و روي فرعيات ديگر به صورت متفاوت كار ميكنند، همين مسئله دستم را بازگذاشت تا بتوانم خط خاصي را براي كتابت انتخاب كنم كه مخاطبان كار من بتوانند به راحتي آن را بخوانند، ضمن اينكه نوع خط نسخي كه مينويسم به نسخ «عربي» يا «ياقوتي» مصطلح است كه در ابتدا خط نگارشي ايرانيان بود و در حال حاضر بيشتر در تركيه و كشورهاي عربي كاربرد دارد.
كتابت قرآن مجيد را از چه زماني و با چه هدفي آغاز كرديد؟ راستش كار قرآني من تنها به كتابي كه در حال حاضر مشغول كتابت آن هستم برنميگردد بلكه به جرئت ميگويم كه چيزي نزديك ۹۹ درصد كارهايم با بيس و زير ساخت واژهها و آيههاي قرآن و احاديث و جملات مذهبي و اشعار شاعران بزرگ كه اشعار عرفاني سرودهاند، كار شده است، اما در مورد هدف و انگيزه كتابت قرآن بايد بگويم كه اين وظيفه را در خودم حس ميكردم و گرايشم به اين سمت بيشتر شد و از اين بابت خدا را شكر ميكنم.
از پيشرفت فيزيكي كتابت اين مصحف آسماني بفرماييد كه چند درصد آن به اتمام رسيده است؟
فكر ميكنم پيشرفت فيزيكي كتابت بيشتر از ۳۰ درصد يا ۱۰ جزء آن به اتمام رسيده كه در واقع حدود يك سوم كل قرآن ميشود، گرچه به احتمال قريب به يقين ممكن است يك جزء به عقب برگردم، به خاطر همين با دقت و وسواس كار كتابت را انجام ميدهم و خيلي اتفاق افتاده كه بخشهايي را بازنويسي و دوبارهنويسي كنم.
اين وسواس و دقتي كه به آن اشاره كرديد. هميشه و براي هر كاري شما را درگير ميكند يا مختص به كتابت قرآن شريف است؟ و اينكه مشخصاً چرا القائات اين وسواس را در كار كتابت اعمال ميكنيد؟ راستش اين وسواس با اين شدت فقط مختص به كتابت قرآن است، در واقع ميخواهم كار قرآني كه من دارم آن را انجام ميدهم، نسبت به قرآنهاي ديگر حرفي براي گفتن داشته باشد، مثلاً در قرآني كه به خط «عثمانطاها» كتابت شده، خوانايي بسيار زياد است و متن به راحتي خوانده ميشود و عنصر خط در آن كتابت به چالش كشيده شده و دفرُمه شده يا در كارهاي اساتيد خوشنويسي تركيهاي مثل «محمد اوزچاي» خط بسيار زيباست اما خوانايي آن مقداري كمتر شده و در واقع خط اوزچاي خوانايي و قرائت راحت خط عثمانطاها را ندارد و من با تحقيقي كه در مورد خط استادان خوشنويسي تركيهاي انجام دادم به اينجا رسيدم كه خط كتابت من بايد ضمن همان زيبايي، خوانايي و قرائت راحت مخاطب عام را نيزداشته باشد.
اتفاقاً در خط عثمان طاها كلماتي ديده ميشود كه برخي از آنها «الف مقصوره» ندارند. سادهترين آنها كلمه «العالمين» است كه بدون الف مياني واژه نوشته ميشود (العلمين). با اين اوصاف شما در كتابت قرآن چنين رسمالخطي داريد يا خير؟ خير. آنقدر نه، چون من رسم الخطم را به شكل حذف الف مقصوره در نظر گرفتهام و تركيب واژهها در آيات و سورهها به شكلي است كه تا به حال ديدهايد و برايمان آشناست.
از آنجايي كه هر كاتب و خطاط قرآن در زمان كتابت اين كتاب مقدس الهي، تمام سعياش را به كار ميگيرد تا شاخصههاي فرهنگي خودش را چاشني آيهها و سورههاي مختلف نمايد، با اين وجود شما چرا در كتابت قرآن كريم از خط نسخ ايراني استفاده نكردهايد؟ عدم استفاده از نسخ ايراني در كتابت قرآن به اين خاطر بود كه در اعرابگذاري روي واژهها گاهي بهجاي اعراب از حروف استفاده ميشد كه همين مسئله باعث ناخوانايي و ابهام در خواندن يك واژه و يك جمله ميشود، در حالي كه خط نسخ اصلاً براي اين ابداع شد كه قرآن را خواناتر از خطوط قبل عرضه نمايد و مثلاً يك روستايي كم سواد بتواند قرآن را راحت بخواند، ضمن اينكه كسي كه سواد و علم و دانش بالايي دارد بتواند به همان راحتي قرآن را قرائت نمايد و در مجموع خط نسخ، خواندن صحيح قرآن را باعث ميشود، براي همين خط نسخ عربي يا همان نسخ ياقوتي نسبت به نسخ ايراني به مراتب بسيار خواناتر است و اين مزيت در وهله اول ترجيح من بود.
سرانجام اين قرآن به كجا ميانجامد. آيا اين قرآن هم مثل بسياري از قرآنهاي كتابت يافته امروزي به شخص يا به موزه و كتابخانه خاصي هديه ميشود؟ راستش اينكه اين قرآن به جايي هديه ميشود هنوز معلوم نيست اما آنچه مسلم است اينكه در مكان خاصي نگهداري ميشود؛ يا در موزه خوشنويسي قزوين نگهداري ميشود، يا به موزه آستان قدس رضوي براي نگهداري اهدا خواهد شد، البته نگهداري و اهداي اين قرآن در حالي صورت ميگيرد كه از آن يك نسخه چاپي تهيه شود كه از روي آن تعدادي قرآن جديد چاپ شود.
آنطور كه به نظر ميرسد خود شما در انتخاب واژهها، بخشي از واژهها را انتخاب كرده و در تركيب بنديهايتان از آنها استفاده ميكنيد، اين شيوه آناليز و تركيب واژه يادآور آثار خوشنويسي و گرافيك ژاپني و چيني است كه در حال حاضر روي آنها كار ميكنند با اين همه از اين مقوله برايمان بگوييد؟ حرف شما كاملاً درست است. در بعضي از كارهايم خطي را و با شكل نوشتاري چيني كار كردهام كه داخل حروف آن با خط فارسي پرشده بود و مخاطبان كه به نمايشگاه وارد ميشدند فكر ميكردند اين تابلو چيني است و متعلق به يك هنرمند چيني بايد باشد، اما وقتي كه آنها را براي درك درست راهنمايي ميكردم تازه ميفهميدند كه اين تابلوها چطور هستند.