بالاخره يك روز يواخيم لو يك تصميم اشتباه ميگيرد اما واقعاً معلوم نيست اين يك روز چه زماني فرا ميرسد. قبل از بازي آلمان و دانمارك گمانه زنيهاي زيادي صورت گرفته بود ميان كارشناسان و هواداران فوتبال كه ژرمنها با چه تركيبي در اين ديدار به ميدان ميروند. برخي گمان ميكردند بعد از دو بازي نه چندان خوب از لوكاس پودولسكي او راهي نيمكت ميشود اما عدهاي ميگفتند لو به يكي از بازيكنان مورد علاقهاش فرصت ديگري ميدهد تا بتواند خود را در اين تورنمنت نشان دهد.
موضوع ديگر مورد بحث اين بود كه چه كسي جانشين جروم بواتنگ ميشود. بسياري از علاقهمندان به تيم ملي آلمان تصور ميكردند فيليپ لام از چپ به راست بر ميگردد و مارسل اشملتزر، بازيكن دورتموند در سمت چپ دفاع بازي ميكند. دوباره لو نشان داد نظر مردم را در كارش دخيل نميكند و حتي از بنديكت هوودس شالكه هم در اين پست استفاده نكرد و در عوض لارس بندر را در دفاع به كار گرفت. كسي كه در فهرست تيم ملي آلمان به عنوان هافبك معرفي شده و هيچ وقت هم پيش از اين در تركيب اصلي تيم ملي كشورش قرار نگرفته بود.
يك بار ديگر لو موفق بود –گفتنش لازم نيست كه درباره مربي ۵۲ ساله تيم ملي آلمان بارها ميتوان از اين جمله استفاده كرد- پودولسكي در يكصدمين بازي ملي خود با پاي غيرتخصصياش گل اول بازي را زد و اگر كافي نيست اين را هم اشاره كنيم كه بندر اولين گل ملي خود را در اين بازي به ثمر رساند تا آلمان با كسب سه پيروزي در مرحله گروهي جام ملتهاي اروپا براي اولين بار با ركورد صددرصد به مرحله بعد برود.
ماجراي عجيبي است، آلمان هر سه بازياش در گروه موسوم به مرگ را برده و عجيبتر اينكه در هر بازي با نبوغ يك ستاره غيرمنتظره به اين مهم دست يافته است. آنها خوب بازي كردهاند حتي در شرايطي كه بازيساز تيم، مسعود اوزيل واقعاً چندان خوب بازي نميكند.
آنها مقابل دانمارك بر ميدان مسلط بودند حتي در شرايطي كه نيازي به برد نداشتند. ميتوانستند بنشينند و منتظر دانماركيها باشند اما در عوض بازي رو به جلو را ارائه كرده و دانمارك را مجبور به عقبنشيني كردند. همان طور كه قبلاً اشاره شد آلمان ماجراي عجيبي دارد.
آيا اين به معناي آن است كه آلمان حالا مدعي قهرماني يورو ۲۰۱۲ است؟ بگذاريد داستان را از جنبهاي ديگر بررسي كنيم. چند روزي قبل از شروع جام ملتهاي اروپاي امسال و در جريان برگزاري يك نمايشگاه كتاب در كپنهاگ در تقابل ميان آلمانيها و دانماركيها تنها چيزي كه بحث نميشد مسائل مربوط به كتاب بود و همه از اين ميگفتند كه تكليف كار دانمارك و آلمان در گروه D چه ميشود. برخي روزنامهنگاران دانماركي ميخواستند باخت آلمان در فينال ۱۹۹۲ را به رخ بكشند اما آلمانيها جواب ميدادند باخت در نيمه نهاييها در خانه تلخ تر بوده يكي به هلند در جام ملتهاي اروپاي ۱۹۸۸ و ديگري به ايتاليا در جام جهاني ۲۰۰۶.
ناگهان يك خبرنگار به نكته جالبي اشاره كرد. او گفت بازي آلمان و دانمارك كه قرار است در لويف اوكراين برگزار شود بايد در شهر وروچلاو لهستان به انجام ميرسيد. همه تعجب كردند و علت حرف او را درك نميكردند تا اينكه خودش گفت: «تيم بروسلاو-آلمانيها وروچلاو را اينطور تلفظ ميكردند- دقيقاً ۷۵ سال پيش بود.»
هواداران فوتبال و آنهايي كه دستي در تاريخ و آمار دارند به خوبي ميدانند كه تيم ملي آلمان در سال ۱۹۳۷ بازي دوستانهاي در شهر بروسلاو كه آن موقع بخشي از آلمان بود برابر دانمارك انجام داد و در يكي از بهترين مسابقات تاريخ تيم ملي آلمان با نتيجه تحقيرآميز صفر-۸ برنده شد كه بدترين شكست تاريخ تيم ملي دانمارك محسوب ميشود.
اين بازي آنقدر مشهور شد كه تيم آلمان نام مستعار «تيم بروسلاو» را به خود اختصاص داد و تا جايي پيش رفت كه آن را با تيم قهرمان جام جهاني ۱۹۵۴ كه «معجزه برن» را آفريد و تيم فاتح جام ملتهاي اروپاي ۱۹۷۲ بود مقايسه ميكنند. تفاوت تيم بروسلاو با ساير تيمهاي بزرگ تاريخ آلمان اين بود كه هيچ عنوان درخوري به دست نياورد؛ در جام جهاني ۱۹۳۸ سپ هربرگر مربي وقت آلمان مجبور شد در تيم خود بازيكناني از اتريش به خدمت بگيرد كه آن موقع خيلي خوب بودند و همين باعث شد هر دو مدعي قهرماني تضعيف شده و دستشان به جايي نرسد.
اين تيم و اين مربي آنقدر محبوبيت دارند كه حتي با نبردن جام هم ذرهاي از آن كاسته نخواهد شد. البته انتظارات از اين تيم بالاست و همه توقع دارند به راحتي با عبور از سد يونان به نيمه نهايي برسند.
با كارهايي كه لو تا اينجا كرده بايد گفت بندر بهترين بازيكن مسابقه را كنار ميگذارد و جروم بواتنگ را در سمت راست دفاع به كار ميگيرد. يك بار ديگر هم بازيكني كه كسي انتظارش را ندارد گل ميزند تا تيم به بروسلاو نزديكتر شود اما شايد اين بار با جام.