کد خبر: 472957
تاریخ انتشار: ۳۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۲
هم او كه امام (ره) در پيامي ماندگار وي را «به دور از هياهوهاي سياسي» خواند و در مراتب درجه وي «شهادت را هنر مردان خدا» دانست. 

در اين نوشتار و به بهانه سالروز شهادت چمران تفحصي در طبقه اجتماعي وي مي‌نماييم. شايد بتوان الگويي متفاوت از وي را در درون يك طبقه تعريف شده به نمايش گذاشت: قطعاً شهيد چمران در طبقه روشنفكري جاي مي‌گيرد. اما با عرف ترسيم شده و پذيرفته روشنفكري قدري متفاوت است. 

اگر خصايص روشنفكري را درس خواندگي، غرب رفتگي، دانشگاهي بودن، نقادي و تحول‌خواهي و آزادانديشي بدانيم، همه خصايص مذكور به شهيد چمران تعلق مي‌گيرد. كمتر شخصيت دانشگاهي را مي‌توان در تاريخ ايران جست‌وجو كرد كه مدارج علمي چمران را داشته باشد. 

روشنفكري چمران از دوران دانشجويي شروع شد و در حوادث سال ۱۳۳۲ نيز مجروح گرديد. چمران در غرب درس خواند و در آنجا دوران طولاني زندگي كرد. اما چمران را بايد متحول‌كننده مفهوم روشنفكري در ايران دانست. 

چمران را نه مي‌توان در رديف روشنفكران نسل اول (دوران مشروطه) به حساب آورد و نه مي‌توان آن را به نسل دوم روشنفكران (دوران بازگشت به خويشتن، جلال آل احمد و شريعتي) دانست بلكه چمران را بايد نماينده روشنفكران پس از انقلاب اسلامي به حساب آورد. مهم‌ترين مؤلفه تحولي چمران در حوزه روشنفكران دو شاخص اساسي است، يعني علاوه بر داشتن درد اجتماع، درس خواندگي، غرب رفتگي و نقادي چمران دو خصيصه ديگر را به حوزه روشنفكري ايران تزريق نمود. اين دو خصيصه عبارتند از:
۱- عملگرايي ۲- عرفان. 

چمران ثابت نمود كه مي‌شود روشنفكر بود و دل در گرو غرب و رهيافت‌هاي آن نداشت. مي‌شود بالاترين مدارج علمي را طي نمود اما با مردم بود. آسيب‌ اصلي روشنفكران در ايران كه مرجعيت آنان را با ناكامي اجتماعي مواجه كرده است بومي‌ستيزي و عدم توان انطباق و سازگاري است. چمران اين خصيصه را وارونه كرد. در اوج مدارج علمي و دنيوي، آتش درونش به سوي شهادت زبانه كشيد و قبل از شروع جنگ‌هاي تجزيه‌طلبانه يا جنگ تحميلي در ايران به مصر و لبنان مي‌رود و نام خود را در ميان مجاهدان آزادسازي قدس ثبت مي‌كند. 

چمران عقلانيت ديني را جايگزين عقلانيت علم‌زده و عقلانيت ابزاري و معاش كرد به همين دليل توانست حركت سياسي و تحول‌خواهي خود را در پشت سر روحانيت اصيل سامان دهد. قبل از انقلاب اسلامي تفسير قرآن مسجد هدايت «آيت‌الله‌طالقاني» را مي‌رفت و بعد از انقلاب سرباز مخلص و گمنام امام (ره) شد. چمران ثابت نمود كه مي‌شود در عين روشنفكري و غرب‌رفتگي، غرب‌زده نشد.
در اوج پرستيژ تحصيلي و اجتماعي، اسلحه كلاشينكف را به عقد خود درآورد و در دشت سوسنگرد و جنوب لبنان و پاوه با آن زندگي كرد. روشنفكران تاريخ معاصر چه در حوزه نظري و چه در عرصه فرهنگي بين «ما» و «غرب» گرفتار آمدند. اما چمران به مثابه روشنفكري بود كه صرفاً نظريه‌پردازي نمي‌كرد. صرفاً به دنبال بسيج ديگران نبود. 

خود در برج عاج نبود كه ديگران لنگش كنند. او اوج انسانيت را در اين جمله مي‌ديد كه «اشك عصاره حيات من است». چمران ثابت نمود كه مي‌شود در غرب زندگي كرد اما غربي نشد. 

چمران روشن نمود كه در غرب هم مي‌شود عرفان اسلامي را تمرين نمود كه: «مادر به خدا قسم در طول اقامتم در امريكا يك لحظه خدا را فراموش نكردم.»‌ «روشنفكري بدون هياهو» شاخصه جديدي بود كه روشنفكري ديروز را دچار چالش نمود، به همين دليل است كه هيچ يك از روشنفكران بعد از انقلاب حاضر نيستند در حيطه و حريم چمران وارد شوند چرا كه نمي‌توانند شاخص‌هاي روشنفكري را در چمران نبينند. بنابراين بايد نتيجه بگيريم كه شهيد چمران و ايضاً شهيد آويني را بايد پايه روشنفكران بعد از انقلاب اسلامي بدانيم كه نه تنها بين «ما» و «غرب» گرفتار نيامدند كه «ما» را واجد صلاحيت براي توليد «روشنفكر بومي» دانستند. از خود بيگانگي يكي ديگر از خصايص روشنفكري معاصر در ايران است. 

اما چمران اين از خود بيگانگي را در نسبت بين خود و اجتماع تعريف نكرد كه بين خود و «خويشتن» تعريف كرد كه از وجود وي اكسيري ساخت كه «خدايا تو را شكر مي‌كنم كه به من توفيق دادي لحظاتي را از عالم ماده بگذرم و به جايي بروم كه جز تو نبينم» لذا بايد جنس چمران را در طبقه روشنفكري ديد اما اين روشنفكري متأثر از امام بود و بيمار نشد و خود كم‌پنداري و يقه‌سفيدي را به چالش كشيد و به جاي سخنراني، ميدانداري در مبارزه را الگوي روشنفكران قرار داد. 

روحش شاد و يادش جاودانه باد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار