
سید نعمت رحیمی: تب و تاب انتخابات ریاست جمهوری در مصر چنان بالا گرفته بود که کمتر کسی در این کشور یا خارج از آن به حسنی مبارک توجهی داشت اما دادگاه جزایی به ریاست قاضی احمد رفعت دوباره افکار عمومی را متوجه او کرد.
دادگاه در سوم ژوئن برگزار شد تا سرانجام بعد از چندین و چند جلسه حکم حسنی مبارک به همراه دو پسرش، جمال و علاءمبارک و حبیب العادلی، وزیر کشور پیشین مصر اعلام شود. حکم احمد رفعت در مورد این سه نفر چیزی نبود که مردم مصر و به ویژه خانوادههای شهدای قیام این کشور انتظارش را میکشیدند. حسنی مبارک در حکم احمد رفعت محکوم به حبس ابد و از اتهامات ملی تبرئه شد. حکمی مشابه این برای حبیب العادلی صادر شد. این حکم خشم حاضران در جلسه دادگاه را برانگیخت و چند ساعت بعد میدانالتحریر محل معترضین به این حکم شد. دوباره و بعد از گذشت حدود ۱۵ ماه میدان التحریر محلی برای اعتراض به حسنی مبارک شد اما این بار نه برای سقوط او بلکه برای اینکه چرا تبرئه شد و اعدام نشد.
دوباره حسنی مبارک در مصر مورد توجه قرار گرفت اما او در این مدت چه وضعی داشت و چگونه به تحولات مصر و جهان عربی مینگریست؟ او این مدت در طبقه پنجم مرکز بینالمللی پزشکی العالمی در شهر قاهره اقامت داشت و هر چند که به نام بازداشت در آنجا ساکن شده بود اما از امکانات گسترده رفاهی برخوردار بود. او فضایی حدود ۲۵۰ متر مربع با امکاناتی نظیر سیستم ویدئو کنفرانس، جکوزی، وسایل ورزشی و وسایل پیشرفته پزشکی در اختیار داشت و علاوه بر این امکانات، سه تیم پنج نفره پرستار در سه نوبت از او مراقبت میکردند. او از طریق شبکههای تلویزیونی و به خصوص دو روزنامه الاخبار و الاهرام مصری تحولات کشورهای عربی را پیگیری میکرد و معلوم است که اخبار و وقایع مصر برای او در درجه اول بودند.
منامدکور، خبرنگار روزنامه مصری الوطن گزارشی از فعالیتهای روزانه حسنی مبارک منتشر کرده که در این گزارش واکنشهای مبارک نسبت به تحولات مصر جالب توجه است. مدکور میگوید که مبارک در مدت اقامت خود در این مرکز پزشکی بارها از نگهبانان و پرستاران این سؤالات را پرسیده: «آيا امنيت برقرار و به اصطلاح شهر در امن و امان است؟ آيا پليس به خيابانها برگشته يا ارتش بر اوضاع مسلط است؟
آيا باز هم مصريها مرا دوست دارند؟» از این پرسشهای مبارک چنین برمیآید که او امید داشت تا مردم مصر روزی او را دوست داشته باشند و این حال تمام دیکتاتورهای سرنگون شده است اما مردم مصر چگونه میتوانند کسی را ببخشند که قریب به سه دهه با استبداد تمام بر آنها حکومت میکرد. تجمع اخیر مردم در میدان التحریر نشان داد که هنوز او را سزاوار مرگ میدانند تا بخشش.
واکنش مبارک به انتخابات پارلمانی و ریاست جمهوری مصر نیز جالب توجه است. واکنش او نسبت به صفهای طولانی مردم در حوزههای اخذ رأي برای انتخابات پارلمانی مصر همراه با تعجب بود و در مورد آن گفت: «اين همه را از کجا آوردند؟ حتماً به خاطر اينکه جريمه ۵۰۰ ليرهای ندهند، آمدهاند». او وقتی که خبر انصراف محمد البرادعی از رقابت در انتخابات ریاست جمهوری را از زبان سوزان مبارک، همسرش شنید، گفت: «عجب زرنگی است اين آقا. حالا که کشور را بههم ريخته و همه چيز را خراب کرده، در رفته است» و در مورد کاندیداتوری عمروموسی گفت: «اين بابا از آن نوع آدمهاست که خودشان را خيلی قبول دارند». با وجود این دو واکنش منفی اما او نسبت به حضور احمد شفیق، آخرین نخستوزیرش در انتخابات ریاست جمهوری با دیدهای مثبت مینگریست و او را آدمی با کفایت میدانست.
كار، كار امريكاست اين روزها، خبرهاي مخالفت درباره بستري شدن، شوك قلبي، كما و اوضاع كلي ديكتاتور سابق مصر منتشر ميشود و بعضيها هم حتي مرگ او را مطرح كردهاند. صرف نظر از همه اينها، واکنشهای مبارک به تحولات مصر به خوبی نشان میدهد که فاصلهگیری او از قدرت در ۱۵ ماه گذشته به او فرصتی داده تا به نحوی دیگر به مصر نگاه کند و هر چند که در نگاه او همان تکبر و نخوت فرعونی دیده میشود اما این آن نگاهی نیست که در زمان حکومت خود به مصر و مردم آن داشت.
او تازه میبیند که مردم مصر حاضر شدهاند برای انتخابات پارلمانی در صفهای طولانی صبر کنند و روشن است که نخوت به او اجازه نمیدهد تا دریابد مردم برای اعلام رأي خود جمع شدهاند و به همین دلیل به دنبال دلیل نامعقولی مثل جریمه ۵۰۰ لیرهای میگردد. قضاوت مبارک نسبت به انصراف البرادعی از شرکت در انتخابات آشکار از سر کینه است زیرا این البرادعی بود که کلید اعتراضات مردمی در مصر را زد و مبارک را به چنین وضعیتی دچار کرد. در مورد واکنش او نسبت به عمرو موسی باید گفت که بنابر تجربه چنین قضاوتی در مورد او چنین قضاوتی کرده چنان که انتخابات دور اول نشان داد عمرو موسی بیش از اندازه اعتماد به نفس دارد و گمان میکند که برخوردار از حمایت توده مردم است در حالی که واقعیت امر خلاف این موضوع را نشان داد. او احمد شفیق را با کفایت خوانده چرا که همانند دیگر بازماندگان رژیم گذشته امیدوار است تا با زمامداری احمد شفیق بساط قیام مصر جمع شود و اوضاع به روال سابق بازگردد و او نیز در این میان از مکافات عمل خود نجات پیدا کند.
با وجود این مسائل باز یک نکته در قضاوت او مهمتر از دیگر موارد است و آن قضاوتی است که در مورد نقش امریکا در وقایع مصر دارد. او وقتی که اخبار مربوط به تحولات لیبی، یمن و سوریه را از شبکههای عربی میدید این جمله را مرتب تکرار میکرد: «امریکا در پشت این حوادث است. کار، کار امریکاست». شاید گفته شود که مبارک در بیان این جمله دچار توهم توطئه شده و اگر این جمله را یک تحلیلگر سیاسی میگفت میشد او را متهم به چنان توهمی کرد اما قضیه در مورد شخصی همچون حسنی مبارک بسیار فرق میکند. باید توجه داشت که فردی همانند او با سابقه سه دهه حکومت بر مصر به خوبی از نقش امریکا در این تحولات آگاه است.
در واقع، او با تجربه طولانی خود میتواند از نحوه کار عوامل امریکایی در منطقه آگاه باشد و بداند که این امریکاست که در پس حمله به لیبی و وقایع سوریه و حتی یمن حضور دارد و کارگردان اصلی را باید این کشور دانست که به نام انقلاب یا اعتراضات مردمی وقایع را کارگردانی میکند. واضح است که امریکا نیز از این تجربه مبارک آگاه است و مراقبت از او در چنین جایی و تحت نظر ارتش مصر را باید از جمله همان کارهایی شمرد که به قول مبارک کار امریکاست تا آنکه تجربه او برای کسی فاش نشود. به هر حال، نگاه فرعون مصر به تحولات عربی گویای واقعیت پنهان امریکایی در این تحولات است که در آب گلآلود عربی به دنبال گرفتن ماهی خود است و در این مسیر حاضر است تا حتی عوامل سرسپرده خود را نیز قربانی کند.