کد خبر: 472742
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۲۵
اگر قرار باشد هر كس سرش به كار خودش باشد، روزگار فرهنگ و بي‌دردي عده‌اي كه خودشان را فقط در مقام صدور جوابيه و تكذيبيه مسئول بدانند، مي‌شود راهبردهايي خلق الساعه و پيچيدن نسخه‌هاي تسكين موقت براي دردي كه از بي‌مهري هر روز به قله عود كردنش نزديك مي‌شود. تدوين و طراحي يك برنامه بلندمدت و استراتژيك براي تربيت نيروهايي با داشتن دغدغه هدايت و راهبري در حيطه فرهنگ، با تمسك به نظر خبرگان و اهل فن در اين حوزه حداقل به يك پروسه ۱۰ ساله نيازمند است، يعني اگر از همين امروز يك قانون جامع الاطراف براي حوزه فرهنگ با تمام زير مجموعه هايش تدوين و تصويب گردد و درزميني مستعد كاشته شود، ممكن است پس از طي كردن يك دهه جوانه هايي اميدوار كننده در باغي با حراست و حمايت همه جانبه سر به بالندگي برآورند. اگر قرار باشد با اين بنيه و همت عملي امروزمان، در برابر هجوم ناتوي فرهنگي كه ساليان زيادي است از آن در هر مراسم و همايشي سخن گفته مي‌شود به مصاف برويم، چيزي جز حيراني و سردرگمي امروز عايدمان نمي‌شود. جملگي مديران مسئول و صاحب مقام در فرهنگ، معترف به نقش و توان اين پنج حرفي تاريخ ساز هستند. اما هنوز بعد از گذشت سي و چند سال از پيروزي انقلاب اسلامي كه به گواه ديگران چشم اميد همه دلسوختگان عالم است، هنوز يك برنامه روشمند و راهبردي در اين حوزه تهيه و تصويب نشده است. ممكن است مصوبه هايي باشد كه خوش خط و لعاب نوشته شده باشند، اما هرگز به طلوع اجرا نرسيده‌اند. چگونه است كه از برخي افراد به ظاهر فعال در عرصه فرهنگ كه قبله‌گاهشان غرب و ليبراليسم و اومانيسم گشته، اميد پي افكندن طاق‌هاي بلند داريم ؟ مگر مي‌شود از زمين شوره زار لاله به بار بنشيند؟ مگر ممكن است كه فقط با همايش و سفارش، خانه‌اي از جنس استقامت در مقابل بادهايي سخت تر از صَرصَر(باد تند و شديد) ساخت و دلخوش بود كه: ان‌شاء‌الله خير است؟! اين همه مصوبه و قانوني كه گذرانده شده و نشده به باغ و سراي بيكار ماندگان و سالمندان اضافه مي‌كنيم، مگر تا كنون دردي از تن رنجور حرمان كشيده هنر و فرهنگ را به سامان شفا رسانده است ؟ به گواه تاريخ فقط فرهنگ است كه در سايه سارش مي‌توان انتظار طلوع خورشيد عالمتابش را در گذر از هزاره‌ها به نظاره نشست. امروز هم اگر بنا داريم آنچه را كه از پيشينيان ز‌نيكي به ارث برده‌ايم، به آيندگان برسانيم، همداستاني همگان را مي‌طلبد. اگر قرار باشد كه عطر دل انگيز بهار انقلابمان را به مشام ديگر مردمان جهان برسانيم، بايد گل‌هاي باغ فرهنگ مان را در تاب و تب تلاش به گلاب مبدل كنيم. تسكين همه آلام دنياي امروز را ما در بن خانه داريم و تنها بايد آن را در سراچه ديدن و گفتن عرضه كنيم. آنگاه خواهيم ديد كه آنچه خوبان همه دارند، فرهنگ چو سرو قامت ايران ما، يكجا دارد. دل افگار ماندن براي هرزه پويي‌هاي برخي محال انديش و نوش به نيش تعبير ساز در روزگاري كه نداي «اين عمار» از گلوي مولايمان بلند است، لبيك و تكبير ما پاره كننده چرت عميق عده‌اي نادم از كردار ديروزشان بايد باشد. ديروز شيران بيشه در مصاف و تاراندن كفتارهايي كمين كرده براي جيران دشت و گلستان ايران بودند. امروز ما بايد در عرصه‌اي ديگر وفادار به عهد بسته شده‌مان در الست عاشقي با شهيدان باشيم. نكند تكليف امروزمان را در فريبايي خواب قيلوله بهاري به نسيان روشنفكري برگزار كنيم؟ نكند مسحور عده‌اي سرخوش از تحسين شيطان به تاراج گنج اين بوم، گرفتار شبيخون فرهنگ گرديم؟ اگر دست در دست يكديگر در راه سرافرازي و شكوفا كردن فرهنگ وهنرمان به مهر بفشاريم، سرانجام مطلوب در انتظارمان نشسته است. آدمي فرزند تلاش خويش است و از نياكان و پيشينيان نقل است كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست و امروز براي اين مهم قرعه تقدير به نام ما زده‌اند چراكه چشم جهاني نگران من و توست.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار