
چندي پيش بود سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در راستاي اهداف چشم انداز توسعه گردشگري كشور، طرح لغو رواديد با ۶۵ كشور دنيا را مطرح كرد و سپس قرار شد كه اين طرح با پيگيري اين سازمان از طريق وزارت امور خارجه كشور عملياتي شود.
هر چند بعد از مدتي با اعلام اسامي برخي كشورهاي موجود در اين طرح ابهامات بسياري در اذهان عمومي شكل گرفت.
در يك سوي قضيه به اعتقاد برخي كارشناسان رواديد، دغدغه اصلي گردشگران خارجي براي ورود به ايران نيست و در سوي ديگر نيز اسامياي چون كيپ ورد، كومور، جيبوتي، ماداگاسكار، سيشل، تانزانيا، توگو، اوگاندا، بوليوي، دومنيكن، هائيتي، لائوس، ماكائو، مولداوي، نپال، تيمور شرقي، كوزوو، جزاير كوك، ايالات فدرال ميكرونزي، نيووي، پالائو، ساموآ و تووالو به حدي ناشناخته يا كمتر شناخته شده هستند كه به رغم دهان پر كن بودن عنوان اين طرح ، شك و ظن عمومي را در قبال ميزان اثرگذاري آن در جذب گردشگر افزايش دهد.
در كشوري كه به واسطه جاذبههاي گردشگري خود در رتبه دهم جهاني قرار دارد، جايگزين كردن صنعت نفت با صنعت گردشگري ولو در حد شعار نيز ارزشمند است. آمارهاي رسمي سازمان جهاني جهانگردي حاكي از اين است كه گردشگران خارجي روزانه ۶۳۷دلار در كشور مقصد هزينه ميكنند و درآمد ورود هر گردشگر نيز معادل فروش ۴۰ بشكه نفت است.
چندي پيش نيز سازمان ميراث فرهنگي با انتشار گزارشي اعلام كرد كه چنانچه شيرهاي نفت كشور ما به سوي كشورهاي اروپايي كه فقط ۱۷ درصد از درآمد صادراتي نفتي ما را به خود اختصاص ميدهند، بسته شود و در مقابل، درهاي كشور به سوي ۶۰ كشور ديگر با لغو رواديد گشوده شود، با توجه به ارزآوري ۶۳۷ دلار روزانه هر گردشگر در سطح بينالمللي به صورت حداقلي، نه تنها اين سهم جبران ميشود بلكه موجب اشتغالزايي پايا نيز خواهد شد، در اين شرايط اسامي ۱۹ كشور از ۶۵ كشوري كه جزو خطوط قرمز كشورمان نبودند و در طرح لغو رواديد ايران جاي ميگرفتند، اعلام شد؛ اسامياي كه اكثر آنها تا حدودي با گوشها و چشمها نامأنوس بودند و اين شائبه را در ذهن ايجاد ميكردند كه آيا گردشگر جهان سومي از كشورهاي ناشناخته نامبرده ميتواند از پس خرج هزينهاي معادل رقم ياد شده در گزارش سازمان ميراث فرهنگي بر بيايد.
اين موضوع در كنار ضعفهاي اطلاع رساني و تبليغاتي گردشگري كه كشورمان را به مقصد ناشناخته و نا امن گردشگري در كشورهاي توسعه يافته تبديل كرده است، لزوم اجراي طرح لغو رواديد با ۶۵ كشور را در هالهاي از ابهام فرو ميبرد، با اين وجود رئيس فراكسيون گردشگري كشور در گفتوگو با «جوان» نظر ديگري دارد. اسدالله عباسي با اشاره به طرح ويزاي شينگن و تسهيل امكان سفر به تمامي كشورهاي اروپايي از طريق اين ويزا ميگويد: «ما نميگوييم كه همه راهبردها به اين طرح ختم ميشود اما يكي از راههاي مهم و اساسي اجراي اين طرح است تا به نوعي گردشگران علاقه مند را به سفر به ايران و آشنايي با ويژگيهاي امنيتي و فرهنگي كشورمان آشنا كند.»
عباسي با ياد كردن از طرح لغو رواديد با ۶۵ كشور دنيا به عنوان گامي در جهت تحقق اهداف چشمانداز گردشگري ۱۴۰۴ به تبليغات سوء عليه ايران در غرب و نيز بحث راه اندازي سيماي گردشگري و لزوم تقويت خطوط ارتباطي هوايي، زميني، دريايي و ريلي اشاره ميكند و در عين حال ميگويد: براي جذب گردشگر به كشور نميتوان تنها يك عامل را در نظر گرفت. عوامل مختلفي كه در رونق گردشگري دخيل هستند، حلقههاي به هم پيوستهاند و در دسته بندي اين مؤلفهها طرح لغو رواديد با ۶۵ كشور دنيا يكي از مهمترين راهكارهاست.
اگرچه از نظر عباسي كشورهاي آسيايي، خاورميانه، خاور دور و بلوك شرق و كشورهايي كه از نظر فرهنگي قرابت بيشتري با ايران دارند، جزو اين ۶۵ كشور به شمار ميآيند، اما اكثر اسامي كه تاكنون اعلام شده است ناآشنا هستند و ميزان موفقيت و اثرگذاري اين طرح در توسعه گردشگري را در هالهاي از ابهام فرو ميبرد.
به رغم نظر مثبت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و رئيس فراكسيون گردشگري مجلس، يك كارشناس برجسته در زمينه گردشگري اعتقاد دارد كه راه حل توسعه گردشگري ايران لغو رواديد نيست و اين طرح به احتمال فراوان توان عملياتي شدن نخواهد داشت.
به عقيده اردشير اروجي، كارشناس برنامهريزي گردشگري و ميراث فرهنگي و استاد دانشگاه در اين مقطع زماني اين طرح به هيچ عنوان تأثير آنچناني بر توسعه گردشگري ايران نميگذارد.
ارو جي ميگويد: گردشگري ايران از فقدان يك برنامهريزي استراتژيك كه راهبردهاي توسعه گردشگري را مشخص كند، رنج ميبرد، در صورتي كه كشور، وزارتخانهها و مسئولان بايد اين برنامه راهبردي را به عنوان يك ميثاق ملي تلقي كنند.
به گفته اين كارشناس گردشگري، اگرچه در لغت طرح لغو رواديد با ۶۵ كشور دنيا مطرح ميشود اما اين طرح در عمل با مشكلات متعددي مواجه است، چنانچه الزاماً دستگاههاي مختلفي بايد اين موضوع را تأييد كرده و مورد توجه قرار دهند.
اروجي ادامه ميدهد: بعيد است كه اين طرح به عمل بينجامد و ضمن آنكه اگر عملي هم شود تأثير آنچناني در توسعه گردشگري كشور ندارد چراكه مشكل فعلي گردشگري ما رواديد نيست.
طرح لغو رواديد در حالي مطرح ميشود كه سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در تدارك جذب ۵/۷ميليون گردشگر در سال جاري است؛ هدف بزرگي كه برخي رسانهها در واكنش به آن سنگ بزرگ را نشانه نزدن دانستند.
يك كارشناس ارشد در زمينه برنامهريزي توريسم در گفت و گو با «جوان» طرح لغو رواديد با كشورهاي مختلف را براي افزايش روند ورود گردشگران بينالمللي بسيار مفيد و سودمند ارزيابي ميكند اما در عين حال ميگويد: بايد تلاش شود كه لغو رواديد با كشورهاي مهم و هدف گردشگري كشورمان صورت گيرد. در غير اين صورت لغو رواديد با كشورهاي ضعيف از لحاظ اقتصادي يا كشورهايي كه فرستنده عمده گردشگر نيستند، فايده زيادي براي توسعه گردشگري كشور ايجاد نخواهد كرد و حتي ممكن است موجب افزايش روند سفر شهروندان كشورمان به آن كشورها نيز شود. در اين راستا لغو رواديد با كشورهاي اروپايي، كشورهاي حاشيه خليج فارس و ساير كشورهاي مطرح اقتصادي دنيا توصيه ميگردد.
سعيد اميريان با ياد كردن از هدفگذاري براي جلب ۷ميليون گردشگر در سال جاري يا ايجاد مناطق آزاد گردشگري زيارتي و همينطور لغو رواديد با ۶۵ كشور به عنوان هدفگذاريهاي نسبتاً غيرواقعي در بخش گردشگري كشور ادامه ميدهد: گرچه تعيين اينگونه اهداف فيالنفسه ميتواند مفيد باشد و ايجاد انگيزه نمايد ولي اعلام ارقام دور از دسترس است و بيان ارقام نجومي باعث عدم اطمينان صاحبنظران و فعالان بخش به مسئولان شده و شائبه عوامفريبي و گمراهكنندگي را با خود به همراه ميآورد.
با توجه به مراتب فوق، توصيه ميگردد در تعيين اهداف و شعارهاي حوزه گردشگري، ضمن در نظر گرفتن واقعيتهاي موجود در داخل و خارج از كشور، جهتگيريهاي اسناد بالادست بخش گردشگري را نيز مورد توجه قرار دهند. به عقيده بسياري از كارشناسان گردشگري و برنامهريزي توريسم، اگرچه با توسعه و رونق گردشگري ميتوان به بستن چاههاي رو به اتمام نفت اميد بست اما طرح لغو رواديد با ۶۵ كشور دنيا كه اكثر آنها اوضاع بد اقتصادي دارند، اميدها براي جذب گردشگر از كريدور لغو رواديد را كمرنگ ميكند.