کد خبر: 470611
تاریخ انتشار: ۱۱ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۶:۰۰

فرا رسيدن بيست و سومين سالگرد ارتحال ملكوتي رهبر كبير انقلاب اسلامي حضرت امام خميني (ره)، فرصت مغتنمي براي بازخواني آرا و انديشه‌ها، فلسفه قيام و دستاوردهاي انقلابي است كه آن عزيز سفر كرده به انجام رساند. انقلاب اسلامي، بدون ترديد بزرگ‌ترين تحول فكري – سياسي در تاريخ بشر در عصر حاضر به شمار مي‌آيد و آثار اين انقلاب در حوزه‌هاي گوناگون، يكي پس از ديگري در حال آشكار شدن است. 

تحول در نوع نگاه به دين و رابطه آن با سياست و زندگي اجتماعي انسان، يكي از دستاوردهاي ارزشمند انقلابي است كه حضرت روح‌الله آن را رهبري نمود و خود فرمود:« قيام ملت ما براي خدا و براي اسلام بود.» 

در حالي كه تا پيش از انقلاب اسلامي، مكتب سكولاريسم، دين را از صحنه اجتماع حذف كرده و به حاشيه رانده بود، اكنون با توجه به نوع نگاه‌هاي فراگير در جهان به نقش دين در تحولات جوامع بشري، نظريه ظهور عصر پسا سكولار و گسترش دين در جهان معاصر از سوي نظريه‌پردازان مطرح مي‌شود. چندي قبل وب‌سايت شبكه بي‌بي‌سي، مطلبي را مرتبط با موضوع مورد بحث، بدين صورت منتشر كرد:« برخلاف تحليلي مشهور كه دين بر اثر مدرنيزاسيون از ميان مي‌رود، اكنون معلوم شده كه نفوذ و نقش دين رو به گسترش است و نظريه‌پردازان از ظهور عصر پساسكولار سخن مي‌گويند. جامعه‌شناسان كلاسيك بر اين باور بودند كه دين بر اثر فرآيند مدرنيزاسيون از ميان مي‌رود يا به حاشيه رانده مي‌شود، اما امروز بيشتر پژوهشگران علوم اجتماعي تصديق مي‌كنند كه با پيشروي مدرنيته، دين نه از ميان رفته، نه به عرصه خصوصي محدود مانده و نه نفوذ اجتماعي خود را كاملاً از دست داده است. نظريه‌پردازاني همچون هابرماس از ظهور عصر پساسكولار مي‌گويند و به واكاوي نقش مضمر دين در نهادهاي غربي، از جمله نظام حقوقي آن و در ايجاد و تقويت حس شهود اخلاقي شهروندي و همبستگي مدني مي‌پردازند.» 

سكولاريسم نظريه و تفكرشايع، پذيرفته شده و حاكم در عصر جديد است. سكولاريسم از ريشه سكولار، به معني ناسوتي، دنيوي و بشري بوده و در اصطلاح رايج، به معني تنظيم امور معاش و زندگي انسان بدون دخالت دادن خدا و آخرت است، بنابراين جدايي دين از سياست يكي از شئون و ابعاد سكولاريسم است. در واقع سكولاريسم مدعي جدايي تمامي ابعاد زندگي اجتماعي انسان از دين مي‌باشد. 

ماكس وبر، سكولاريسم را به معناي جدا بودن جامعه ديني از جامعه سياسي مي‌داند و بر همين اساس معتقد است كه دولت حق هيچگونه اعمال قدرت در امور ديني را ندارد و كليسا هم نمي‌تواند در امور سياسي دخالت كند. اين نظريه، گرچه به دلايل گوناگون و از جمله نوع تفكر حاكم بر كليسا در غرب و عملكردهاي ناصواب كشيش‌هاي كاتوليك در دوران قرون وسطي، تا حدودي موجه به نظر رسيد، لكن به صورت حساب شده و براساس نقشه‌هاي استعمارگران وارد بلاد اسلامي شد و برخي از مسلمانان و انديشمندان اسلامي را تحت تأثير قرار داد. 

نهضت مشروطه كه با پيشكسوتي علما و روحانيون در ايران شكل گرفت، در نهايت مورد هجوم سكولارها قرار گرفت و انگليسي‌ها با كودتاي رضاخاني، سكولاريسم را بر ايران حاكم ساختند. 

ترويج مباني فكري غربي در دوره پهلوي اول و دوم در ايران، به ويژه در موضوع القاي تضاد و تباين بين علم و دين و ارتجاعي معرفي كردن انديشه‌هاي مذهبي و اينكه تعاليم ديني و تمسك به آموز‌ه‌هاي اسلامي، مانع اصلي بر سر راه توسعه و وصول به تمدن است، ذهنيت منفي نسبت به دين را در ميان تحصيلكرده‌ها روز به روز عمق بخشيد. 

پيروزي انقلاب اسلامي در ايران با ماهيتي صددرصد ديني، علاوه بر ابطال نظريه ماركسيسم، ليبرال دموكراسي و انديشه سكولارها را با چالش جدي مواجه ساخت. طرفداران مكتب سكولاريسم در ايران، بر اين اعتقاد بودند كه به دليل ناتواني ذاتي دين در اداره زندگي بشر، حكومت جمهوري اسلامي در ايران دوام نخواهد داشت و به زودي با چالش ناكارآمدي مواجه شده و به دست خود مردم ايران به زير كشيده خواهد شد. حضرت امام خميني (ره) با تبيين اسلام ناب محمدي (ص) و افشاي چهره اسلام امريكايي، موفق شدند ملت ايران را متوجه حقيقت اسلام نموده و اين اطمينان را در مردم انقلابي پرورش دهند كه اگر به اسلام واقعي عمل كنيم، دنيا و آخرتمان توأمان تأمين خواهد شد. 

اكنون در دهه چهارم انقلاب اسلامي هستيم. پيشرفت‌هاي شگرف در حوزه‌هاي گوناگون و اقتدار و عظمت ملت ايران در برابر دشمنانش، نشان مي‌دهد كه دين اسلام از چه ظرفيت‌هاي بالايي براي پيشبرد زندگي جوامع بشري برخوردار است. بيداري اسلامي در خاورميانه و شمال افريقا و تمايل ملت‌هاي مسلمان براي تشكيل حكومتي ديني در كشورهاي خود براساس احكام اسلام، به خاطر اثبات كارآمدي نظام ديني در ايران و آن هم در عصر حاكميت سكولاريسم در جهان است. 

كارآمدي نظام ديني در ايران اسلامي، تمامي نگاه‌ها را متوجه آن اسلامي نموده كه حضرت امام خميني (ره) تبيين نمودند و بر اساس آن انقلاب اسلامي را شكل داده و نظام جمهوري اسلامي را بنيانگذاري كردند. در چنين شرايطي است كه انقلاب اسلامي و نظام ديني برخاسته از آن به كانون الهام بخشي براي تمامي حق طلبان، آزاديخواهان و عدالت‌طلبان تبديل شده و از اين رهگذر به گونه‌اي شاهد رشد و گسترش تفكر ديني در جهان هستيم كه مروجين ديروز سكولاريسم، اكنون نظريه‌ ظهور عصر پساسكولار را مطرح مي‌سازند.
 
بدون ترديد در اين تحول بزرگ، بايد حضرت امام خميني (ره) را آغازگر عصري دانست كه خود غربي‌ها از آن با عنوان «عصر پساسكولار» ياد مي‌كنند. از اين عصر جديد در مكتب سياسي حضرت امام (ره) با عنوان «عصر اسلام» ياد مي‌شود. حضرت امام (ره) در بيش از دو دهه قبل با عباراتي چون، «قرن آينده، قرن اسلام است» والسلام سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد»، از ورود بشر به عصر جديد كه اصلي‌ترين مشخصه آن توجه بشر به دين و معنويت خواهد بود، خبر داده بودند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار