کد خبر: 470327
تاریخ انتشار: ۰۹ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۷:۰۰
نيم‌نگاهي به گيشه و تأثير آن بر آثار تجاري در گفت‌وگوي «جوان» با كاظم راست‌گفتار، كارگردان فيلم سينمايي چك
تلخي مفرط فيلم فرهادي مرا از ادامه تماشا منصرف كرد
نگار حسيني | در چند سال اخير منتقدان نسبت به آثار كمدي معمولاً نقدهاي زيادي داشتند و معتقد بودند اين آثار باعث افت سطح آثار سينمايي مي‌شود و بعضاً آثاري كه در اين ژانر توليد مي‌شد را سخيف مي‌ناميدند اما در اين مسير كارهايي هم بودند كه به لحاظ ساختاري در سطح خوبي قرار داشتند. 
كاظم راست‌گفتار جزو آن دسته از كارگرداناني محسوب مي‌شود كه سعي داشت در همين مسير قرار بگيرد اما او هم گاهي دچار اشتباهاتي مي‌شود كه آن را پاي سرمايه‌گذاران كه صرفاً به فكر گيشه هستند، مي‌گذارد. اين روزها فيلم «چك» به تهيه‌كنندگي و كارگرداني او در حال اكران است.

ظاهراًً شما علاقه‌اي ويژه به ساخت فيلم‌هايي در فضاي كمدي داريد؛ ژانري كه اين روزها از سوي منتقدان با چالش‌ جدي روبه‌رو است.
به عقيده من انتخاب زبان طنز براي روايت قصه‌هايم بهترين گزينه است چراكه شما وقتي نقدي را به جامعه پيرامونتان داريد براي هرچه اثربخش‌ كردن آن بهتر است سراغ زبان طنز برويد هرچند كه ظاهراًً اين روزها اين زبان مورد انتقاد منتقدان قرار گرفته است. در هر حال من در مصاحبه‌هاي قبلي‌ام هم بارها به اين موضوع اشاره كردم كه بهترين شيوه بيان افكار و اعتقادات من زبان طنز است چرا كه اعتقاد دارم با اين شيوه حرف‌هايي كه به مخاطبانم منتقل مي‌كنم در ذهن آنها ثبت خواهد شد، ‌حالا ممكن است بنا به دلايلي اين شيوه فيلمسازي فعلاً مورد پسند منتقدان ما نباشد اما دليل نمي‌شود كه ما بخواهيم دور آن خط بكشيم و حذفش كنيم.
شما به نوعي با ساخت فيلم «عروس خوش‌قدم» پايه‌گذار ساخت فيلم‌هاي اينچنيني بوديد اما رفته‌رفته فضاي فيلمسازي در اين وادي تغيير كرد و رو به سخيف بودن قدم گذاشت.
زماني كه فيلم «عروس خوش‌قدم» هم ساخته شد با اينكه يك كمدي قابل دفاع بود اما ظاهراًً باز هم بسياري از منتقدان با آن مشكل داشتند و مي‌گفتند اثر قابل دفاعي نيست اما محتواي فيلم و زمان در درازمدت از آن دفاع كرد و به بسياري ثابت نمود كه مي‌توان يك كمدي شريف ساخت اما در اين ميان ظاهراًً بعضي از منتقدان ما فراي محتوا صرفاً با ژانر كمدي مشكل دارند و هر اثري كه در اين فضا ساخته مي‌شود را با يك چوب مي‌زنند كه اين موضوع خود يك بحث جدا و مفصلي دارد هر چند هيچگاه اين نظريات روي من اثرگذار نبوده است.
منظورتان از نظريات، نقد‌هاي منتقداني است كه برايتان مهم نيست و اين در حالي است كه حتي فيلمسازان برجسته هم همواره در كارهايشان احتياج به حمايت‌هاي اينچنيني دارند؟
موضوع ميل به تشويق شدن و چيز‌هايي كه در واقعيت‌ جامعه وجود دارد دو مبحث جدا از هم است، من هم شايد مثل بسياري از كارگردان‌هاي ديگر ميل به شنيدن نقد‌هاي مثبت دارم اما وقتي مي‌بينم نقد‌هايي كه در جامعه ما مطرح مي‌شود صرفاً جهت‌دار است ترجيح مي‌دهم بي‌اعتنا به اين نوع نقدها به كار خودم ادامه دهم و هيچ وقت دنبال ساخت اثري نباشم كه صرفاً منتقدان با ديدن آن، من را مورد تشويق قرار دهند بلكه به دنبال ساخت اثري هستم كه از هر جهت مورد پسند منتقدان قرار گيرد.
شما در فيلم «چك» سعي داريد به شيوه جديد و مدرني كه همان حفظ حرمت و احترام به عقايد ديگران است اجتماع را مورد نقد قرار دهيد. 
اصلاً چه شد كه تصميم گرفتيد فيلمي در اين فضا بسازيد؟
من در كل آدم وطن‌دوستي هستم، از آن آدم‌هايي هستم كه هر لحظه دوري از وطن‌ برايشان به اندازه يك عمر مي‌گذرد، اما متأسفانه بنا بر اقتضاي شرايط مجبور شدم مدتي در كشور مالزي زندگي كنم. مردم آن كشور به جهت آنكه مسلمان هستند اشتراكات فرهنگي زيادي با ما دارند به همين خاطر از بعضي جهات مي‌توانيم آنها را به راحتي با خودمان مقايسه كنيم اما در زمان اقامتم در اين كشور مسلمان به اين نتيجه رسيدم كه آنها در عين تفاوتي كه با هم دارند چطور به يكديگر احترام مي‌گذارند و اجازه نمي‌دهند منافع فردي‌شان به منافع جمعي آنها غلبه كند. همين رفتار آنها اولين جرقه شكل‌گيري قصه «چك» را در ذهنم زد.
با اين اوصاف چرا بين بازگشت و اقدام به ساخت فيلم «چك» تا اين حد فاصله افتاد؟
متأسفانه در كشور ما اين تهيه‌كننده و سرمايه‌گذار است كه به يك فيلم جهت مي‌دهد، به همين خاطر شما نمي‌توانيد به راحتي براي قصه‌ ايده‌آلتان تهيه‌كننده پيدا كنيد. در طول اين سال‌ها هم مجبور شدم تن به خواسته گيشه بدهم اما همواره مترصد فرصتي براي ساختن اين فيلم بودم.
شما در صحبت‌هايتان به اين موضوع اشاره كرديد كه موضوع «چك» يك نقد اجتماعي- ارزشي است، چرا شما شكل انتقاد نصيحت‌گونه‌تان را با موضوع چك مطرح كرديد؟
چون در كشور ما چك يك مسئله معتبر و تا حدي ارزشي است و اكثر مردم در طبقه‌هاي مختلفي كه قرار دارند به نوعي براي آن ارزش قائلند به همين خاطر بهانه خوبي بود كه چند نفر را با تفكرات و اعتقادات مختلف كنار هم قرار دهم كه براي اين موضوع تا حد زيادي ارزش قائل هستند. آنها با حفظ اعتقاداتشان پاي منفعت مشتركي كه داشتند هم ايستادند.
جايي از قول شما خوانده بودم كه فيلم «چك» نقد اجتماعي خود را با زاويه سياسي مطرح مي‌كند. در شرايط كنوني اين اظهارنظر به عقيده شما به نفع فيلم‌تان تمام مي‌شود يا ضررش؟
زماني كه تصميم گرفتم ساخت اين فيلم را شروع كنم در اين باره با برخي مسئولان وارد مذاكره شدم و نكته جالب اينجاست كه آنها خودشان به من پيشنهاد كردند براي گرفتن مجوز فيلم به آن نگاهي سياسي و اجتماعي بدهم، اين موضوع همان چيزي بود كه مدت‌ها به دنبالش بودم، به همين خاطر بدون درنگ اين پيشنهاد را پذيرفتم و سعي كردم با نگاه متفاوتي به نقد جامعه از نگاهي سياسي و اجتماعي بپردازم.
اين روزها در فضاي سينماي كشور ما باب شده است هر فيلمسازي كه قصد ساخت اثر اجتماعي دارد به سياه‌نمايي روي مي‌آورد اما در اثر شما خبري از اين نگاه منفي نبود؟
من به شدت از اين طرز نگاه گريزان هستم. به عقيده من رسالت يك فيلمساز اين نيست كه صرفاً سياهي و زشتي موجود در جامعه را با ذره‌بين چند برابر كند و نشان دهد و به واسطه اين نمايش پز روشنفكري بدهد و بگويد من دغدغه ساختن كار اجتماعي دارم. با وجود احترامي كه براي اصغر فرهادي قائل هستم بايد بگويم وقتي فيلم او را در سينما مي‌ديدم در اواسط فيلم احساس كردم ساختار فيلم به همراه قصه‌اش كه پر از تلخي است و من را دچار نوعي سرگرداني مي‌كند به همين خاطر نتوانستم آن را تا انتها ببينم و از سينما خارج شدم. به عقيده من ديگر وقت آن رسيده كه ما نسبت به هم و اتفاقاتي كه در جريان كشورمان رخ مي‌دهد، منصف باشيم و چيز‌هاي ديگري را هم در مقابل مشكلاتي كه وجود دارد، ببينيم، چرا كه اين موضوع باعث لطمه زدن به صنعت فيلمسازي ما در دنيا مي‌شود.
يعني شما فكر مي‌كنيد اين سياه‌نمايي باعث مي‌شود كه جدا از وجهه كلي كشور وجهه فيلمسازي ما هم لطمه ببيند؟
صددرصد، ‌متأسفانه ما هر وقت مي‌خواهيم فيلمي را براي جشنواره‌هاي خارجي بسازيم فوري به سراغ روستاها يا خانه‌هاي متروكه مي‌رويم و از آنجايي كه اين روزها بسياري از كشورها خودشان را به واسطه آثارشان به ديگر كشورها مي‌شناسانند اين جنس كارها باعث مي‌شود كه كشور‌هاي ديگر فكر كنند ما به شكل عقب‌مانده‌ها در حال زندگي هستيم، در حالي كه خدا را شكر با وجود برخي كاستي‌ها بسياري از امكانات در كشور ما فراهم است. مردم در رفاه نسبي قرار دارند اما خب، وجود اين فيلم‌ها باعث مي‌شود وقتي با خارجي‌ها برخورد مي‌كنيم آنها از دانش و نحوه زندگي ما تعجب كنند چون در آثارمان دائم چيزهاي ديگري را نشان مي‌دهيم، در حالي كه هيچ كشور ديگري به اندازه ما در سياه‌نمايي بزرگنمايي نمي‌كند.
يكي از حسن‌هاي فيلم شما شكل روايي قصه مي‌باشد كه تاحد زيادي ساده و سرراست است. از طرفي ديگر كاراكترهايتان به خوبي شخصيت‌پردازي شده بودند.
فيلمسازان بزرگ دنيا هم اين روزها به اين نكته ارزشمند پي برده‌اند كه يكي از نكات مهم در ديده شدن يك اثر، قصه‌گويي درست و ساده براي مخاطب است. متأسفانه اين روزها بعضي‌ها فكر مي‌كنند هر چقدر قصه‌هايشان را پيچ و تاب دهند و به نوعي از سر و ته آن بزنند و به اصطلاح فيلم‌هاي مدرن بسازند قصه‌هايشان جذابيت بيشتري دارد غافل از اينكه مخاطب تشنه ديدن و شنيدن يك قصه خوب است، از طرفي من فكر مي‌كنم طراحي كاراكترها بايد به گونه‌اي باشد كه مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار كرده و احساس كند يكي از نزديكان اوست. من هميشه تلاش كردم در هنگام شخصيت‌پردازي افراد قصه‌ام به موضوع باورپذير بودن آن هم فكر كنم و اينكه اين افراد چقدر در جامعه ما پررنگ هستند.
فيلم شما اولين كاري بود كه توانست دوربين را به نمازجمعه ببرد. بسياري انتظار داشتند كه شما از فرصت به‌وجود آمده نهايت استفاده را برده و تصوير بكر و خلاقانه‌اي نشان دهيد، در حالي كه خيلي راحت از كنار آن گذشتيد؟
بايد ديد اين استفاده را چطور و چگونه بايد از موقعيت به وجود آمده برد. فيلم ما در فضاي كمدي رقم مي‌خورد و درست به همين خاطر ما نمي‌توانستيم آن انتظاري كه مي‌رفت را از اين فضا داشته باشيم. احساس مي‌كردم اگر حضور ما طولاني‌تر شود شايد به قداست آن محيط گزندي وارد كند، به همين خاطر ترجيح دادم مختصر و مفيد در آن مكان باشيم.
فيلم شما از ريتم نسبتاً تندي برخوردار است؛ اين ريتم را چطور در فضاي كار ايجاد كرديد؟ در قصه وجود داشت يا به كمك فيلمنامه به اين ضرباهنگ رسيديد؟
نه، اين ريتم در قصه وجود داشت و اين طور نبود كه ما بخواهيم در تدوين به وجود آوريم. ديالوگ‌نويسي و روند قصه ما به گونه‌اي بود كه مخاطب را خسته نمي‌كرد. به عقيده من مخاطب در شرايط كنوني و زندگي روزمره كه بسيار پرريتم شده است و سرعت در آن حرف اول را مي‌زند ديگر حال و حوصله ديدن سكانس‌هاي طولاني با ديالوگ‌هاي زياد را ندارد و ترجيح مي‌دهد فيلمي ببيند كه از سرعت مناسبي برخوردار باشد و در يك زمان كوتاه اطلاعات مفيد و خوبي به او بدهد.
شما هدايت يكي از پرحاشيه‌ترين فيلم‌هاي چند سال اخير يعني «نقاب» را بر عهده داشتيد. اين اثر در قياس با ديگر كارهايتان اثر متفاوتي بود و نقد صريحي نسبت به اتفاقات موجود در اجتماع داشتيد.
فيلم «نقاب» در نوع خود اثر قابل تأملي بود و نقد اجتماعي نسبتاً صريحي را با لايه‌هايي از طنز در خود داشت. منتها مشكلاتي كه بر سر اكران اين فيلم پديد آمد و عواقب بعدي‌اش باعث شد من ديگر سراغ فيلمسازي در آن سبك نروم چون به واسطه ساخت آن اثر نتوانستم چهارسال، كاري بسازم تا اينكه سرانجام به من ساخت فيلم «پسر تهروني» پيشنهاد شد و من از سر ناچاري آن را پذيرفتم و توانستم با ساخت آن اثر تا حدي به دنياي فيلمسازي برگردم.
شما تهيه‌كنندگي فيلم «چك» را خودتان بر عهده گرفتيد. ظاهراً اين كار را به اين خاطر پذيرفتيد كه كمتر كسي حاضر مي‌شد روي كاري با اين شرايط سرمايه‌گذاري كند، به نظر شما علت اين موضوع چيست؟
متأسفانه شرايط كنوني ما به گونه‌اي است كه اكثر تهيه‌كنندگان‌مان ترجيح مي‌دهند صرفاً روي يكسري از فيلمنامه‌هاي خاص كه صرفاً براي گيشه ساخته مي‌شود سرمايه‌گذاري ‌كنند، به همين دليل اين انتظار نمي‌رفت كه بخش خصوصي بخواهد روي سوژه اينچنيني سرمايه‌گذاري كند به همين خاطر از آنجا كه ساختن فيلمي با اين موضوع همواره دغدغه‌ام بود تصميم گرفتم كه اين فيلم را سرانجام با سرمايه شخصي‌ام جلوي دوربين ببرم و عواقب و ريسك آن را خودم تقبل كنم، در هر حال من به نتيجه كارم تا حد زيادي مطمئن هستم و اميدوارم بتوانم اين موضوع را جا بيندازم كه مي‌توان به فيلمنامه‌هايي از اين دست اعتماد كرد.
ظاهراً اين فيلم در روزهاي ابتدايي‌اش به فروش خوبي هم دست پيدا كرده است و شما به نوعي مي‌توانيد اين موضوع را اثبات كنيد كه مي‌توان به اين جنس قصه‌ها اعتماد كرد.
در هر حال من نسبت به آينده اين فيلم بسيار خوشبين هستم و معتقدم كه اين فيلم حتي اگر در گيشه هم به فروش قابل توجهي دست نيابد بعدها از آن به عنوان يك فيلم خوب و تأثيرگذار ياد مي‌كنند چرا كه من در اين اثر سعي كردم به جزئيات هم توجه داشته باشم و همه مسائل را زير نظر بگيرم. اميدوارم با اين فيلم تا حد زيادي معادلات آثار گيشه‌اي تغيير و ارتقا پيدا كند.
شما در انتخاب سوژه فيلم‌تان سراغ فضايي رفتيد كه ناخودآگاه اين انتظار مي‌رفت كه با لبه تيز سانسور مواجه شويد، با اين وجود چطور اين ريسك را پذيرفتيد و قصه‌اي با اين حال و هوا را جلوي دوربين برديد؟
همانطور كه قبلاً هم اشاره كردم ما يك فيلم اجتماعي ساختيم كه در آن طعنه‌هاي سياسي هم وجود داشت اما واقعيت اين است كه ظرفيت نقدپذيري در كشور ما بسيار بالاست و مسئولان ما ظرفيت شنيدن انتقادها را دارند. شايد يكي از بزرگ‌ترين مشكلات ما اين باشد كه بيش از آنكه با خط قرمزها مواجه شويم خودمان اين خط قرمزها را براي خودمان در نظر مي‌گيريم و از مسائلي كه شايد كوچك‌ترين تنشي به دنبال داشته باشد دوري مي‌كنيم در حالي كه در كشور ما در مورد موضوعي كه در چارچوب باشد مي‌توان به راحتي صحبت كرد.
گويا فيلم شما هم دچار مميزي شد و چند دقيقه از آن اصلاحيه خورد، اين موضوع به انتقال مفهوم قصه‌تان لطمه‌اي وارد نكرد؟
همانطور كه خودتان هم اشاره كرديد فيلم ما نزديك به ۱۱ مورد با اصلاحيه مواجه شد اما خوشبختانه اين اصلاحيه‌ها به گونه‌اي نبود كه بخواهد فيلم را از ريتم خارج كند بالاخره در هر جايي ممكن است اثري با يكسري مميزي مواجه شود كه اگر به مفهوم فيلم لطمه وارد نكند مورد چندان مهمي نيست.
اكثر كاراكترهاي فيلم شما در روايت قصه دچار نوعي تغيير مي‌شوند اما اين تغيير آنقدر آرام صورت مي‌‌گيرد كه مخاطب به واسطه آن اذيت نمي‌شود.
ما نمي‌خواستيم كاراكترهاي فيلم‌مان به طور ناگهاني تغيير كنند چون اساساً چنين تغييرات سريعي با ذهنيت مخاطب در تضاد است و آنها آن را نمي‌توانند باور كنند به همين خاطر در طول فيلم نشان مي‌دهيم كه اگر تغييري هم به سراغ سرهنگ مي‌آيد آرام و تدريجي است طوري كه مخاطب حس مي‌كند او در حال خروج از پيله تنهايي‌اش است و آهسته آهسته با جهان پيرامونش آشنا مي‌شود و ارتباطات اجتماعي اش شكل مي‌گيرد، اين اتفاق در مورد كاراكتر شاهرخ استخري هم در فيلم رخ داد. او هم اعتماد به نفسش به تدريج بالا مي‌رود، از طرفي نقشي كه آئيش آن را ايفا كرد هم متوجه مي‌شود براي اينكه بتواند به زندگي‌اش راحت‌تر ادامه دهد بايد به مخاطب احترام بگذارد.
شما پايان به نسبت بازي را براي فيلم‌تان انتخاب كرديد و به نوعي آن جمع‌بندي كه انتظار مي‌رفت را براي فيلم‌تان در نظر نگرفتيد؟
به نظرم اگر من به شكل ديگري فيلم را به پايان مي‌بردم هرگز نمي‌توانست آن اثرگذاري را كه بايد، نشان دهد. ما به مخاطب نشان داديم كه اگر فردي وارد اين مسير شود چه مشكلاتي سر راهش قرار دارد. در هر حال در پايان با وجود همه اتفاقاتي كه رخ داد نشان دادم كه سارقان همچنان دور و بر بانك پرسه مي‌زنند تا فردي را پيدا كنند كه آن را مورد طعمه قرار دهند.
شما به سينماي فريدون گله علاقه‌مند هستيد و اين علاقه‌مندي به حدي بوده است كه تصميم گرفتيد فيلم «چك» را به عنوان اداي دين به ايشان تقديم كنيد.
من به سينماي فريدون گله بسيار علاقه‌مندم و احساس مي‌كنم ايشان از جنس سينما بودند و اين حرفه را به خوبي مي‌شناختند و با همه وجودشان فيلمسازي را درك مي‌كردند به همين خاطر همواره دوست داشتم كارهايم را به ايشان نزديك كنم. ايشان دغدغه اجتماعي داشتند و ديدگاهشان از جامعه‌اي كه در آن زندگي مي‌كردند نشأت مي‌گرفت، درست به همين خاطر است كه بعد از گذشت سال‌ها همچنان فيلم‌هاي ايشان براي مخاطب جذاب است و بسياري هنوز با ديدن آن فيلم‌ها تحت تأثير قرار مي‌گيرند. مسلم است الگو قراردادن چنين فيلمسازي باعث ارتقاي سطح كاري هر فردي مي‌شود.
ظاهراً علاقه بيش از اندازه شما به جنس كارهاي ايشان باعث اظهارنظرهاي جالب و متفاوتي از جانب شما شده است مثل اينكه گفته‌ايد مهرجويي و بيضايي دغدغه‌شان صرفاً سينما نبوده است و در حوزه‌هاي ديگر مشغول به كار هستند و به اندازه گله دغدغه فيلمسازي ندارند؟
من قبلاً در صحبت‌هايم به اين موضوع اشاره كردم كه گله تلفيق درام و قصه را به خوبي مي‌دانست. او بيشتر از آنكه محو به رخ كشيدن ساختار سينمايي باشد سينما را در آثارش ذوب مي‌كرد. من براي سينماي بهرام بيضايي و داريوش مهرجويي ارزش قائل هستم و در مصاحبه قبلي‌ام به طور مفصل به اين موضوع اشاره كردم كه بسياري از افرادي كه در سينما فعاليت مي‌كنند دغدغه اصلي‌شان فيلمسازي نبوده. مثلاً بهرام بيضايي سال‌ها در حوزه تئاتر فعاليت مي‌كرد، داريوش مهرجويي هم فيلسوف بود. آنها صرفاً به امور فيلمسازي نمي‌پرداختند و در حوزه‌هاي ديگر هم فعاليت مي‌كردند ولي خب، گله از بطن سينما بود و به چيزي جز آن فكر نمي‌كرد.
اين روزها سينما به يكي از ابزارهاي گسترش فرهنگ بدل شده است، به نظرتان چقدر به كمك اين رسانه مي‌توان در اين زمينه موفق عمل كرد؟
من براي اين رسانه ارزش زيادي قائل هستم و معتقدم كه به كمك سينما مي‌توان به راحتي اشاعه فرهنگ كرد و جامعه خود را به ساير كشورها شناساند و حتي فراي آن ايجاد فرهنگسازي كرد. شما به كمك يك فيلم خوب به راحتي مي‌توانيد با فرهنگ ساير ملل آشنا شويد بدون آنكه حتي به آنجا سفر كنيد. سال‌هاست كه كشورهاي پيشرفته آنچه دارند را در بوق و كرنا كرده و به ساير ملل صادر مي‌‌كنند اما متأسفانه ما از بستر به وجود آمده آنطور كه بايد استفاده نمي‌كنيم.
ظاهراً در سينماي ما پرداختن به سوژه يك فيلم اپيدمي شده است و هر بار ساخت فيلم‌ها با يك موضوع باب مي‌شود، ظاهراً امسال هم اكثر فيلم‌هايي كه قرار است در سينما اكران شود موضوعيت‌شان پيرامون خيانت است و همين قضيه هم موجب اعتراض برخي شده است.
همانطور كه در قسمت بالا هم اشاره كردم با وجود آنكه در چند سال اخير فيلمسازي در فضاي اجتماعي باب شده است اما متأسفانه آنطور كه بايد هيچ گاه به فضاي اجتماعي پرداخته نمي‌شود و تنها يك ديدگاه يكسويه نسبت به آن دارند، در هر حال به نظر من آثاري كه الهام گرفته شده از فضاي اجتماع است تأثير متقابلي را نسبت به آن دارد و به همين دليل اگر ما موضوعيت‌هاي اينچنيني را در آثارمان نشان دهيم بيشتر از آنكه بخواهيم روي جامعه اثر مثبت بگذاريم اثر منفي مي‌‌گذاريم. فعلاً‌ از سوي مسئولان فضاي خوبي در جامعه حاكم شده است و اكثر آنها دوست دارند آثار توليدي ما در همين فضا توليد شود اما ما آنطور كه بايد از بستر به وجود آمده استفاده نكرديم.
سال گذشته فيلم سينمايي «زنان مريخي، مردان ونوسي» به كارگرداني شما در سينماها اكران شد، شما در هنگام اكران اين فيلم ادعا كرده بوديد كه اگر زن و شوهرها به تماشاي فيلم شما بروند آمار طلاق تا ۳۰ درصد كاهش مي‌يابد.
هنوز هم روي حرف خودم صحه مي‌گذارم چرا كه فكر مي‌كنم بزرگ‌ترين مشكل زوج‌ها اين است كه دچار سوء تفاهم مي شوند و آنطور كه بايد حرف همديگر را متوجه نمي‌شوند و همين موضوع باعث مي‌شود كه آنها مدام يكديگر را مورد قضاوت قرار دهند. عمده‌ترين دليل اين قضاوت هم آن است كه هر كدام با طرز تفكر زنانه و مردانه متفاوت‌شان همديگر را آناليز مي‌كنند، در صورتي كه شايد حق با هر دوي آنها باشد. تنها مهم اين است كه لحظه‌اي خودشان را به جاي هم قرار دهند و از دريچه نگاه هم با موضوع برخورد كنند.
متأسفانه در طول سال‌هاي اخير آن توجهي كه بايد به سينماي دفاع مقدس نمي‌شود و اين ژانر به نوعي مهجور واقع شده است. به نظر شما علت اينكه سينماگران جوان به ساخت چنين آثاري رونمي‌آورند چيست؟
متأسفانه با وجود اهميتي كه همگان براي اين ژانر قائل هستيم و معتقديم با ارتقاي آن سطح آگاهي مردم به ويژه جوان‌ها در مورد آن افزايش پيدا مي‌كند اما آثاري كه در طول سال‌هاي اخير در اين فضا توليد شده نتوانسته آن طور كه بايد مخاطب را جذب كند. ما بايد فضاي فيلمسازي دفاع مقدس را به اهلش واگذار كنيم يعني اجازه دهيم افرادي مانند ابراهيم حاتمي‌كيا كه از جنس فيلمسازان جنگ است به آن بازگردند و باز هم آثار ارزشمندي در اين ژانر توليد كنند و به نوعي در مقابل جريان افرادي كه هيچ توانايي در ساخت فيلم‌هايي از اين دست ندارند بايستند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار