
كش و قوسهايي كه با پايان يافتن دور اول انتخابات مجلس در دوازدهم اسفند شروع شد و رسانههاي خاص نيز آتش بيار اين معركه سياسي شده بودند؛ اما اين حرف و حديثها همزمان با رسيدن ايام آغاز به كار مجلس نهم به اوج خود رسيد، به طوري كه پس از برگزاري دو نشست جداگانه توسط طيفهاي مختلف اصولگرايي براي نظرسنجي از نمايندگان جهت تعيين هيئت رئيسه بعدي، رسانههاي اصلاحطلب بسيار كوشيدند اين اقدام را انشقاقي بزرگ در داخل جبهه اصولگرايي قلمداد كنند و از اين راه به تخريب چهره اصولگرايان بپردازند.
به عنوان نمونه، روزنامه آفتاب يزد، كه سردبير اسبقش مجتبي واحدي هم اكنون در خارج از كشور عليه نظام فعاليت ميكند، در گزارشي كه در صفحه اول خود و با تيتري بزرگ منتشر كرد نوشت:«صحن مجلس محل كشمكش اصولگرايان». علاوه بر اين روزنامه فرهنگ آشتي نيز از اين فرصت سوءاستفاده كرد و به شدت به تخريب غلامعلي حداد عادل يكي از كانديداهاي رياست مجلس پرداخت. اين روزنامه ويژه نامهاي ۳۲ صفحهاي را با عنوان فيلسوفي در قامت رئيس پارلمان به مناسبت انتخاب هيئت رئيسه مجلس نهم منتشر كرد.
در اين ويژه نامه ضمن بررسي سوابق دكتر علي لاريجاني و تبليغات گسترده براي وي، متأسفانه به تخريب دكتر حداد عادل پرداخته شده است.
سرسپردگي مجلس هفتم در برابر دولت، چشمپوشي حدادعادل در برابر اقدامات دولت، عدم شايستگي حداد عادل براي رياست هيچ قوهاي و. . . از جمله مهمترين خطوط تخريبي است كه عليه حداد عادل در اين ويژه نامه منتشر شده است. از طرف ديگر همين روزنامه با آوردن نام لاريجاني در صفحه نخست خود كه تماماًَ اختصاص به عكسي از افتتاحيه مجلس داشت، كوشيد به تعريف و تمجيد از علي لاريجاني بپردازد تا به اختلاف سليقه ميان وي و حدادعادل دامن بزند.
طرح اختلاف اصلاحطلبانه
تمام اين اقدامات رسانههاي اصلاحطلب در حالي صورت ميگيرد كه اين جريان به شدت نگران و عصباني از آن است كه نمايندهاي در مجلس نهم ندارد. اصلاحطلبان كه كوشيدند چراغ خاموش و بدون تابلو در انتخابات شركت كنند، با نه بزرگ از سوي مردمي مواجه شدند كه ملاكهاي خود براي انتخاب نمايندگانشان را به خوبي ميدانستند و همين موضوع خود عاملي شد كه اصلاحطلبان بدون تابلو يا به عبارت بهتر مهرههاي سفيد اين جريان از راه يافتن به مجلس باز بمانند.
از طرف ديگر كوبيدن بر طبل تحريم انتخابات از سوي بخش ديگري از اين جريان نيز خود دليل بزرگ ديگري شد كه اقبال عمومي از اصلاحطلبان برداشته شود و تنها هشت نفر به عنوان اصلاحطلبان راهي هرم بهارستان شوند؛ تعدادي كه حتي توان تشكيل يك فراكسيون ضعيف در داخل مجلس را نيز ندارند، از اين رو اصلاحطلبان با مشاهده اين وضع، تمامي تلاش خود را به كار بستند تا از طريق دميدن در آتش اختلاف اصولگرايان، باعث تضعيف مجلس مقتدر نهم شوند و از اين راه اقدام به امتيازگيري از حاكميت كنند. در همين ارتباط نگاهي به موضعگيري رسانههاي اصلاحطلب طي روزهاي اخير بيانگر اين واقعيت است كه بزرگنمايي اين اختلاف دروني اصولگريان در رأس برنامههاي آنان است.
اختلاف دروني امتياز بيروني
در اين ميان شايد مهمترين نكتهاي كه از چشم بسياري به ويژه رسانههاي اصلاحطلب دور مانده، نوع و ماهيت اين اختلاف است كه نه تنها عاملي براي تضعيف اصولگرايان نيست، بلكه زمينه ساز افزايش اتحاد آنان نيز خواهد شد. چراكه همين رقابت بر سر انتخاب رئيس مجلس در فضايي كاملاً دموكراتيك صورت گرفت و نيروهاي اصولگرايي كه به مجلس راه يافته بودند، آزادانه توانستند گزينه مورد نظر خود را براي نشستن بر كرسي رياست مجلس انتخاب كنند.
در اين ميان از همه مهمتر تمكين طيف مقابل اصولگريان به خواست همگروهيهاي خود بود؛ ماجرايي كه باعث شد اصولگرايان خيلي راحت سليقه يكديگر را بشناسند و بيشك اين شناخت در آينده مجلس نيز تأثيرگذار خواهد بود. علاوه بر اين بايد به اين موضوع نيز اشاره كرد كه اختلاف دروني شكل گرفته ميان اصولگرايان نتوانسته عاملي براي فراموش كردن هدف و ميثاق اصلي اصولگرايان باشد و تمامي اصولگرايان بدون توجه به خواست فرديشان، بر آرمانهاي اصلي خود همچنان تأكيد ميكنند؛ آرمانهايي نظير دفاع از حريم ولايت، پايبندي به قانون، موضعگيري عليه فتنه، تقابل با جريان انحرافي، ايستادگي در برابر جبهه استكبار، حركت بر اساس چشمانداز در دهه پيشرفت و عدالت، اشتياق به خدمتگزاري به مردم و دهها آرمان ديگر كه خود ميتواند مانيفستي كامل براي يك جريان باشد.
توصيهاي به برادران اصولگرا
در مجموع آن چيز كه ميتوان از گفتههاي اين نوشتار دريافت كرد، تأكيد بر پايبندي هميشگي اصولگرايان بر خواست جرياني بدون توجه به اختلاف سليقه آنان است، اما اين تعريف و تمجيد نميتواند برخي اشتباهات فاحش رفتاري اصولگرايان را لاپوشاني كند، چراكه در بسياري از اين موارد، اصولگرايان به جاي آنكه اختلاف سليقههاي خود را در جلسات دوستانه با يكديگر حل و فصل كنند، آن را به سطح اجتماع ميكشانند و با رسانهاي كردن موارد اختلافي خود، عملاً بهانه براي تخريب به دست رقباي سياسي خود ميدهند.
تمامي اين موضوعات در حالي است كه رهبر معظم انقلاب اسلامي نيز بارها بر اهميت وحدت در جامعه تأكيد كردهاند، اما همچنان وحدت مورد نظر تحقق نيافته است. بيشك اصولگراياني كه اكنون با پيروزي در انتخابات مجلس نهم، در آستانه انتخابات بزرگ رياست جمهوري هستند و در حالي كه از ديگر سو جريان اصلاحطلب ميكوشد تا اثبات كند كنارهگيرياش از معادلات سياسي هزينههاي سياسي براي نظام به دنبال خواهد داشت، اين اصولگرايان هستند كه بايد با پشت سر گذاشتن موانع تحقق وحدت در ميانشان، اثبات كنند كه هنوز توانايي پيروزي با حداكثر مشاركت ممكن در انتخابات را دارند. از ديگر سو با توجه به اينكه امروز اصولگرايان ادارهكننده اصلي كشور هستند، اين وحدت حزبي ميتواند كمك بزرگي براي وحدت در ميان مسئولان كند و محققكننده سخنان رهبري پيرامون وحدت در جامعه باشد. معظمله در ديدار با كارگزاران نظام به مسئله لزوم ايجاد وحدت در سطوح مسئوليتي بالا اشاره ميكنند و به صراحت ميفرمايند:«من روى اتحاد تكيه ميكنم. اتحاد و همدلى بين مسئولان كشور يك فريضه است.
تعمد در مخالفت با آن، امروز يك خلاف شرع است، به خصوص در سطوح بالا. همه به اين توجه داشته باشند. دشمن از اختلافات كوچك، يك مسئله بزرگ ميخواهد بسازد، نبايد بگذاريد. اينجور نيست كه هر اختلافى بين دو مسئول يا بين دو دستگاه، فاجعهاى باشد، نه، بالاخره ممكن است مجلس در يك زمينهاى جهتگيرىاى داشته باشد، دولت جهتگيرى ديگرى داشته باشد، عقايدشان، سلايقشان مختلف باشد، اينها فاجعه نيست اما اين اختلافات را تبديل كردن به شكافهاى غيرقابل پرشدن و زخمهاى غيرقابل علاج، خطاى بسيار بزرگى است.»