هرچند وضعيت فرهنگي در روستاها و مناطق محروم كشور هنوز به شرايط حاد و بحراني نرسيده است، اما براي آنكه چنين شرايطي كنترل شود بايد نا بهنجاريهاي شكل گرفته را اكنون كه در آغاز راه است متوقف كرد.
اردوهاي جهادي كه طي سالهاي اخير توسط جوانان بسيجي و ساير گروههاي متعهد دانشجويي در مناطق محروم برگزار ميشود، فرصتي طلايي است تا از طريق اين گروهها كه چشمان بيناي دستگاهها در اين مناطق به حساب ميآيند، نيازها و كمبودهاي مردم محروم اين روستاها و مناطق را شناسايي و رصد كنند و براي بهبود وضعيت آن گامهاي اساسي بردارند.
بخش قابل توجهي از جمعيت كشور روستاييان هستند، اما هنوز برنامههاي فرهنگي مدوني براي ارائه در روستاها از سوي متوليان امر ارائه نشده است و خلأ اين موضوع به طور كامل حس ميشود.
بسياري از كارشناسان معتقدند كه براي حل معضلات اجتماعي بايد به راهحلهاي فرهنگي روي آورد و با فرهنگسازي، ذهنيت عمومي جامعه را به سمت و سويي سوق داد كه تخلف از قانون يا هر مشكل اجتماعي ديگري تبديل به يك ناهنجاري نشود و افراد جامعه با اختيار و نه به خاطر اجبارهاي قانوني از خطا بپرهيزند. هر چند برخي آسيبهاي اجتماعي در روستاها نسبت به شهرها در حداقل ممكن قرار دارد، اما گستره روستانشينان را نميتوان بينصيب از برنامههاي ترويج فرهنگ عمومي دانست و بيترديد با اهمال در برنامههاي فرهنگي، تهاجم فرهنگي روستانشينان را هم هدف خواهد گرفت. در اين بين پر واضح است كه دولتمردان براي جلوگيري از چنين رخدادي و هجوم تهاجم فرهنگي به روستاهاي كشور بايد هرچه زودتر دست به كار شوند و اقدامات زير را انجام دهند.
۱- بهبود وضعيت معيشتي: وضعيت معيشتي در روستاهاي محروم بيترديد نگرانكننده است. نبود آب آشاميدني، گاز و از اين دست امكانات اوليه موجبات سختتر شدن زندگي در اين مناطق را فراهم ميآورد. اشتغال زايي و رفع بيكاري و به وجود آوردن امكانات اوليه بيشك ميتواند آرامش و احساس كرامت را در چنين مناطقي ايجاد كند.
۲- احداث مدارس: برپا كردن مدارس در روستاها نقش انكار ناپذيري در بهبود فرهنگ روستايي دارد؛ مدارسي كه خود ميتوانند جهت ارتقاي سطح فرهنگي مناطق محروم مشكل گشا باشند.
۳- احداث بيمارستان: بيمارستانها يا حتي خانههاي بهداشت يكي از مشكلات بسيار قديمي روستاهاي محروم است كه به نظر ميآيد همچنان بر قوت خود باقي مانده است.
۴- مساجد: مساجد هم نقش غيرقابل انكاري در ارتقاي معنويت و فرهنگ در شهرها و جوامع روستايي ايفا ميكنند. مساجد در روستاها يك مهره گم شده به حساب ميآيند و با فراهم كردن شرايط ايجاد يك مسجد در هر روستا بيشك ميتوان پاي بسياري از جوانان را به اين مساجد باز و از اين راه از رشد انحراف جلوگيري كرد.
۵- احداث فرهنگسرا: با احداث فرهنگسراهاي كوچك ميتوان هنجارهاي فرهنگي را منتقل و فاصله فرهنگي بين شهرها و روستاها را پر كرد.
۶- اعزام روحانيون تمام وقت: با آنكه حوزههاي علميه همت زيادي براي اعزام طلاب در ماههاي محرم و صفر و رمضان به مناطق محروم دارند، ولي بسياري از روستاهاي محروم كشور از اين خدمات فرهنگي در ساير ماهها بيبهره هستند. جدا از آن، روستاهاي محرومي هم وجود دارند كه به هيچ عنوان روحاني را در هيچ ماهي مشاهده نميكنند و در بسياري از موارد ، سختي راهها علت اصلي اين غيبتها تلقي ميشود. در اين بين لازم است روحانيوني تمام وقت براي اين مناطق در نظر گرفته شود تا با ارتباط تنگاتنگ مبلغان ديني با مردم اين مناطق به ويژه جوانان، انحرافها كاهش يابد.
۷- آنتن رسانه ملي: داشتن آنتنهاي تلويزيون يكي از ابتداييترين امكانات به شمار ميآيد كه نبود آن در بسياري از روستاها سبب شده بسياري به ماهواره روي بياورند؛ دراين ميان كوچكترين انتظاري كه ميتوان از دولتمردان داشت اين است كه با كمك رسانه ملي شرايطي فراهم آيد تا اين مشكل هرچه زودتر برطرف شود. جنگ نرم نه به شهرها رحم ميكند نه به روستاها. پس تا دير نشده بايد كاري كرد. بسياري از نخبگان و استعدادها از دل همين روستاهاي محروم بيرون ميآيند.