مهري توكليان: از سال ۱۳۸۸ و با افتتاح شبكه بيبيسي فارسي، اين شبكه تلاش فراواني را آغاز كرد تا با انتشار اخبار و رويدادهاي ايران به شكلي خاص، خود را رسانهاي مستقل و دلسوز مردم ايران نشان دهد. اين شبكه در ماجراهاي تلخ پس از انتخابات سال ۱۳۸۸ چهره ديگري را از خود نشان داد كه به مرور با كاهش استقبال مخاطبان مواجه شد اما خيلي زود شبكه ديگري از لندن پخش خود را آغاز كرد. شبكه «من و تو» كه در قالب شبكهاي با محتواي سرگرمكننده فعاليت خود را آغاز كرد، در حركتي برنامهريزي شده و با پخش برنامههاي مختلف تلاش كرد علاقه مخاطبان ايراني به انگلستان و سياستهايش را برانگيزاند و در اين زمينه حساسيتزدايي كند.
بازپخش سريال معروف «دايي جان ناپلئون» كه در آن نفوذ انگلستان در ايران به سخره گرفته شده بود، يكي از حركتهاي اين شبكه تلويزيوني بود كه به واسطه آن تلاش شد حساسيت مخاطبان ايراني نسبت به استعمار پير كمرنگ شود. در ادامه فعاليتهاي اين شبكه، با پخش مستندهاي گوناگون، زندگي مردم لندن به مخاطبان ايراني معرفي و به شكلي جذاب به تصوير كشيده شد. در يكي از اين مستندها به زندگي طبقه اشرافي انگلستان پرداخته ميشود و در مستندي ديگر، مدارس و دانشگاههاي انگلستان به عنوان محلي مناسب براي تحصيل معرفي ميشود. در مستندي ديگر هم استقامت مردم لندن در مقابل ارتش خارجي با لحني حماسي و ارزشمند به تصوير كشيده ميشود و هيچ توجهي به اين مسئله نميشود كه لندن در همان زماني كه در مقابل دشمن خارجي مقاومت ميكرد، در حال چپاول ملتهاي شرق و تغيير نقشه خاورميانه و گسترش دامنه نفوذ استعماري خود بود.
به نظر ميرسد تماشاي چنين برنامههايي به مرور سبب كاهش حساسيت منفي ضد انگليسي در ميان مخاطبان شده است. اين اتفاق در شرايطي رخ ميدهد كه استعمار انگلستان سابقهاي بسيار سياه در كشور ما دارد و مشخصاً در جنگهاي جهاني اول و دوم، به واسطه طبع استعماري اين حكومت لطمههايي بسيار جدي به اقتصاد كشور وارد شده و مردم بيدفاع زيادي در مقابل اين هجمه استعماري به شهادت رسيدهاند.
در سالهاي اخير فيلمها و سريالهاي فراواني تلاش كردهاند تا تصوير واقعي استعمار انگلستان را نمايش دهند. در ميان اين آثار سريال موفق «دليران تنگستان» ساخته همايون شهنواز اثر ارزشمندي است كه در سالهاي پيش از انقلاب ساخته شد. اين سريال كه پس از انقلاب نيز پخش شد توانست تصويري واقعي و ملموس از نفوذ استعمار انگلستان در جنوب ايران ترسيم كند. نفوذي كه به قيمت به شهادت رساندن ايرانيان فراواني صورت گرفت و حتي امنيت كوچه و خيابان را نيز به خطر انداخت و تردد زنان در شهر را با مشكل مواجه كرد! در نهايت با مقاومت دليرانه مردم اين منطقه سرنوشتي حماسي پيدا كرد. اين سريال با لحن و روايتي حماسي نقشه انگلستان در جهت ايجاد تفرقه در ميان ملتهاي منطقه را نمايش ميدهد. يكي از نقاط اوج اين سريال جايي است كه رئيسعلي دلواري در جنگ با انگليسيها به جاي آنها با هنديها مواجه ميشود و پس از چندين بار شليك به سمت هنديها خطاب به انگليسيها ميگويد: «آهاي انگليسي! تو با من طرفي! بيا بيرون لعنتي!»
نقطه عطف ديگر اين سريال جايي است كه در آن گوينده متن در توصيف انگليسيها ميگويد:«ايراني را ميكشد، به حقوق سياسي و اجتماعي او تجاوز ميكند، هندي را ميكشد، به كشتن ايراني وا ميدارد، و به اين ترتيب در ميان دو قوم شرقي همسايه تخم كين ميپراكند، يعني از هر طرف كه شود كشته سود استعمار است.»
نگاه واقعبينانه و ضد استعماري سريال دليران تنگستان اين روزها نيازمندان فراواني دارد كه اگر تلويزيون دوباره همت كند و اين سريال را پخش كند، قطعاً موج «منفي زدايي از انگليس» كه چند سالي است در شبكههاي خارجي به راه افتاده به پايان راه خود خواهد رسيد.