کد خبر: 470143
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۹۱ - ۰۸:۰۰
پكن در پي به رسميت شناخته شدن است نه ايجاد بي‌ثباتي
ترجمه: صالح سليماني
اين حوادث، مداخله ناوهاي دريايي چين را به دنبال داشت و در ادامه نيز مقامات امريكايي مجدداً از حمايت خود از فيليپين و نيروي دريايي آن سخن گفتند. در حالي كه هر دو كشور در تنش هستند، برخي عقيده دارند كه چين مايل به گسترش قدرت دريايي خود در منطقه به منظور اكتشاف و دستيابي به منابع انرژي است.
هر چند اين اتفاقات در كشاكش رزمايش‌هاي دريايي چين و روسيه رخ داده اما نبايد بيش از حد در مورد چگونگي سياه‌نمايي رسانه‌اي به نيروي دريايي چين نگران بود. رزمايش دريايي چين و روسيه، تنش‌هاي درياي جنوب چين و تأسيس پايگاه احتمالي نيروي دريايي چين در خليج عدن، همه و همه تمايل دوباره چين براي به رسميت شناخته شدن را نشان مي‌دهد، خصوصاً توسط قدرت‌هاي امپرياليستي غربي كه ده‌ها مستعمره، پايگاه نظامي و كشورهاي حامي در سراسر اقيانوس آرام و اطراف آن دارند. علاوه بر اين، چين خواهان برقراري اتحاد و صلح در منطقه و فراهم كردن شرايطي پايدار براي تجارت كشتي‌هاي خود است.
دين تاريخي به پكن
غرور و افتخار تجارت دريايي و مبادلات چين در واقع قرن‌ها پيش از آنكه حاكمان غرب به فكر اكتشاف و بهره‌برداري از جهان بيفتند، كليد خورده بود. علاوه بر اين، غرب تمام توان دريايي و ناو‌هاي جنگي خود را مديون چين است چراكه بدون نوآوري چيني‌ها، هيچ كدام از اينها را هرگز به دست نمي‌آوردند. در اوايل قرن يكم، كشتي‌هاي چيني از كنار هند و عربستان و از طريق منطقه آفريقا و مديترانه به رم رهسپار شدند تا آيتم‌هاي لوكسي همچون ابريشم، سنگ‌هاي قيمتي و ادويه‌جات را براي تجارت ببرند. در آن زمان‌ها، مسيرهاي دريا بسيار ارزان‌تر و سريع‌تر و ايمن‌تر از مسيرهاي زميني بود.
اين سرمايه‌گذاري‌هاي دريايي نماد تجارت و بازرگاني چين بود و به توسعه تجهيزات ناوبري آنان كه بسياري از نقاط جهان را بهره مند مي‌ساخت، كمك فراواني مي‌كرد. در اوايل قرن پانزدهم، امپراطور ژو- دي، ژنگ- هي را به مقام فرماندهي ناوگان حمل گنج چين انتصاب كرد. ژنگ- هي كه در يك خانواده مسلمان بزرگ شده بود، به يكي از بزرگ‌ترين و ماهرترين دريانوردان تاريخ مبدل شد. هفت سفر بزرگ با همراهي صدها كشتي انجام شد؛ برخي از اين كشتي‌هاي عظيم ۳۰۰ الي ۴۰۰ پا طول‌شان بود و به ۹ دكل و ده‌ها كابين جادار مجهز بود.
كشتي‌هاي حمل گنج چيني نيز داراي پيچيده‌ترين نوع سكان بودند كه حتي تا اوايل عصر مدرن هم در اروپا ديده نمي‌شد. اين سرمايه‌گذاري دريايي موجب ايجاد ثبات در اوضاع بحراني تنگه مالاكا شد كه توسط دزدان دريايي اداره مي‌شد و در نتيجه تجارت و بازرگاني رونق گرفت. علاوه بر اين، چشم بادامي‌ها به گسترش ايده‌هاي جديد و نوآوري كمك شاياني كردند. چين قطب‌نما را با پادشاهان عرب و اروپايي به اشتراك گذاشت و تكنيك‌هاي بهبود ناوبري را به آنان آموخت. نمونه آن مهارت حركت به جلو و عقب با توجه به وزش باد و معرفي پاروهاي پهن قايقراني بود.
اما پيش از هر چيز و جدا از ميراث فرهنگي غني چين و اختراعات تكنولوژيكي‌اش، در يك مقياس بزرگ‌تر و زير ذره‌بين، احساس نياز چين براي به رسميت شناخته شدن به لحاظ موقعيت جغرافيايي خاص خود از سوي دول غربي بود كه چيني‌ها را به اكتشافات دريايي و ديپلماتيك سوق مي‌داد و تشويق مي‌كرد. (طبق گفته‌هاي برخي مورخان دريايي، ژنگ- هي در سفر ششم خود يعني در سال ۱۴۲۱ به امريكا، استراليا، نيوزيلند، سواحل اقيانوس اطلس در برزيل و جزاير كيپ‌ورد سفر كرده است. چنين سفري ۷۵ سال پيش از سفر كريستف كلمب بوده است.)
چين را به‌رسميت بشناسيم
به نظر مي‌رسد ايالات متحده و ديگر كشورهاي غربي از جمله فيليپين و ژاپن بيش از حد از فعاليت‌هاي نيروي دريايي چين در هراسند، ولي آنها بايد براي يادگيري چندين درس با ارزش به مطالعه تاريخ دريايي چين بپردازند. امپراطور ژنگ از سفرهاي عظيم خود بهره اقتصادي اندكي به دست آورد و براي كشتي‌سازي مقدار زيادي چوب و ديگر منابع ارزشمند را مصرف كرد ولي در عرض چند نسل، استبدادگران و انزوا‌طلبان هراسان چيني به سادگي اجازه دادند تا ناوگان تجاري‌شان پژمرده شود و حاصل قرن‌ها تلاش بر باد برود.
سلسله جديد، سلسله مينگ، از تجارت دريايي و بازرگاني عقب‌نشيني كرد و غارتگران ژاپني سواحل چين را چنان به سواحل تنش و ترور تبديل كردند كه تا همين امروز هم زنان استان فوجيان چهره‌هايشان را با روسري آبي رنگ مي‌پوشانند، روسري‌هايي در اصل در آن زمان طراحي شد تا از نگاه شهوت‌پرستانه راهزنان خارجي در امان بمانند. بريتانيا و فرانسه بعدها سلسله چينگ را وادار به تجارت مواد مخدر كردند كه در نهايت انحطاط تجارت چين را به دنبال داشت. ديگر قدرت‌هاي امپرياليستي مثل ايالات متحده، ژاپن و روسيه نيز چين را درگير حوزه‌هاي اقتصادي كردند كه در نتيجه شورش‌هاي متعدد و جنبش‌هاي مقاومت زيادي در چين به راه افتاد.
چين نه جنگ جهاني اول را از ياد برده است و نه جنگ جهاني دوم را. هر دو از نظر چيني‌ها به مثابه جنگ‌هاي داخلي اروپا بود. جنگ ايالات متحده در برابر نيروهاي كمونيست، حمله ژاپن به چين و جنگ‌هاي مقاومت، درگيري‌هاي نظامي متعدد غربي و جنگ‌هاي پيشگيرانه با همسايه‌هاي چين، اثرات منفي زيادي به چين وارد كرده است. شايد وقت آن رسيده است تا اجازه دهيم چين به دنبال نوعي تقويت خودش باشد تا در نتيجه منجر به توازن قدرت در منطقه اقيانوس آرام شود و كمك شود به برقراري ثبات و به ارمغان آوردن مجدد نوآوري در جهان.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار