
در اين برنامه سعي ميشود با بيان نظرات مختلف، عشق از جنبههاي مختلف مذهبي و روانشناسي به مخاطبان معرفي شود و در واقع هدف اصلي برنامه ارائه اطلاعاتي است كه موجب بهبود و تحكيم نهاد خانواده ميشود.
عشق و به طور كلي هر آنچه مربوط به مناسبات عاطفي ميان افراد است، سوژه جالبي براي يك برنامه تلويزيوني ميتواند باشد اما چگونگي مطرح كردن آن نيز مهم است و بايد زبان درستي را براي بيان مفاهيم آن پيدا كرد و پيدا كردن اين زبان درست نيز در جامعه امروز ما كه همه مناسبات در حال تغيير هستند، بيش از هر چيز ميتواند به عهده رسانه ملي باشد و رسانه ملي در اين مورد به كمك خانوادهها و زوجهاي جوان بيايد؛ اينكه انگيزه ما از عشق چيست؟ چه زماني در ما عشق متولد ميشود؟ چه زماني عشق ميميرد؟ و دهها سؤال ديگر را دغدغه اصلي خانوادهها و جوانان براي مقابله درست با عشق و گريز از مهلكه خطرناكي به نام گمراهي ميداند. بر همين اساس «مشق عشق» با پرداختن به مسائل جوانان و با حضور كارشناسان سعي دارد با استفاده از زبان علمي و تخصصي به شيوهاي ساده و جذاب با مخاطب ارتباط برقرار كند.
شايد به دليل درك همين كاركرد رسانه باشد كه شبكه آموزش برنامه «مشق عشق» را روي آنتن خود برده است و اتفاقاً زماني مناسب را هم براي پخش در اختيار آن قرار داده است، روزهاي جمعه ساعت ۱۶ تا ۲۰ براي برنامهاي كه ميخواهد از عشق حرف بزند و به نوعي تمرين زندگي را براي خانوادهها فراهم كند و به دليل بازخوردهاي مناسب برنامه در روز جمعه در سال جديد شاهد هستيم كه «مشق عشق» روزهاي دوشنبه نيز روي آنتن ميرود و سعي ميكند اين آموزش راه و رسم زندگي را به زبان صريحتري مطرح كند.
در جامعه امروزي عوامل متعددي وجود دارند كه ميتوانند روابط جوانان را دچار مخاطره كنند و برنامه «مشق عشق» ميكوشد با بيان مباحثي در مورد مقوله عشق و پاسخگويي به سؤالات آنها از انواع دلبستگيها سخن بگويد تا تفاوت بين عشقهاي كاذب و عشقهاي حقيقي را با بيان كارشناسان مختلف برنامه از دو حوزه روانشناسي تئوري و همچنين از ديدگاه اسلام مورد بررسي قرار دهد.
از آنجا كه بخشي از هويت اين برنامه، گفتوگومحوري است، با حضور كارشناسان رفتاري و تربيتي و روانشناس و مشاور به طرح و بحث كارشناسانه موضوع برنامه پرداخته ميشود و از طريق ايميلها، مسائل عيني و واقعي كه مصاديق آن موضوع محسوب ميشوند، مورد تحليل و كارشناسي قرار ميگيرند. اين نامهها از ذهني و كلي شدن موضوع برنامه جلوگيري ميكنند و در عين اينكه جذابيت و تنوع بيشتري به آن ميبخشند، زمينه رواني را براي مخاطب ايجاد ميكنند تا با پيدا كردن يا همانندسازي و همذاتپنداري با آنها، مسائل خودشان را نيز به شكل علمي دنبال كنند. اساساً يكي از روشهايي كه به انسان كمك ميكند مسائل و مشكلات خود را بشناسد و آنها را حل كند، اين است كه متوجه شود ديگران نيز اين رخدادها را تجربه ميكنند و مشكل او ممكن است مشكل خيليهاي ديگر هم باشد.
واقعيت اين است موضوعاتي كه در حيطه روانشناسي و مسائل رفتاري قرار ميگيرند به واسطه عموميتي كه دارند براي بسياري از مخاطبان جذاب هستند و تماشاي آن را مفيد ميدانند. در واقع جذابيت اين جنس از برنامهها در موضوع آنها نهفته است. مشق عشق همچنين سعي كرده بدون برخي ملاحظات عرفي به طرح مسائلي بپردازد كه جامعه از طرح آنها در حوزه رسانهاي ميپرهيزد، در حالي كه بسياري از مسائل و مشكلات رفتاري ريشه در حل همين مسائل دارد.
بدون شك وجود برنامههايي مختلف كه بتوانند فارغ از ملاحظات غيرمعمول رسانهاي كه در بسياري از مواقع به خودسانسوري بيمورد منجر ميشوند، مباحث مربوط به روابط عاطفي را با بيان و ديدگاههاي مختلف مورد ارزيابي قرار دهد، بسيار مفيد است و به نظر ميرسد «مشق عشق» تمرين كوچكي براي رسانه ملي در اين زمينه ميتواند باشد، يعني هرقدر كه اين برنامه و بار علمي مباحث مطرح شده ميتواند براي جامعه مفيد باشد، پخش برنامههاي مختلف و متنوع در اين زمينه نيز ميتواند رسانه ملي را از گرداب ساخت و توليد برنامههاي مشابه و تكراري نجات دهد.