در اين بيانيه اگر چه سعي شده است مبتني بر تغيير لحن ماههاي اخير نظام سلطه از طرح اتهامات بياساس گذشته پرهيز شود و صرفاً به نگراني از برنامه هستهاي ايران اكتفا كرده و خواستهاند كه ايران به سؤالاتي كه به ابعاد احتمالي نظامي برنامه هستهاي ايران مربوط ميشود پاسخ گويد، اما از واژههاي تهديدآميز گذشته اثري نيست و نشاني نيز از خط و نشان كشيدنهاي قبلي ديده نميشود و تأكيد ميشود كه ما خواهان يك راهحل صلحآميز و مذاكره در رابطه با نگرانيهاي موجود هستيم.
اما بهرغم آن در انتهاي بيانيه فصل جديدي گشوده شده است و آن تكرار اتهامات قبلي در زمينه موضوع حقوق بشر است. در اين بند آمده است: « ما از ايران ميخواهيم تا علاوه بر اين از تعهدات بينالمللي خود در زمينه رعايت حقوق بشر و آزاديهاي اساسي از جمله آزادي مذهب، پايان دخالت در امور رسانهاي، اعدامهاي خودسرانه، شكنجه و ساير محدوديتهاي حقوقي و آزادي پيروي كند.»
بزرگنمايي موضوع حقوق بشر در شرايطي كه به دليل اعتمادسازي و پايداري ايران در موضع بحق فناوريهاي صلحآميز هستهاي، ابزارهاي غرب در سوءاستفاده از آن كند شده است بيانگر اين واقعيت است، كه چالش غرب و نظام سلطه با ايران اسلامي بهرغم حل شدن مسئله هستهاي در ابعاد و اتهامات ديگر غرب ادامه داشته و خواهد داشت و اين فضاسازيها را در آينده در ابعاد ديگر بايد پيگير باشيم.
آنچه در روند تعامل ايران با آژانس انرژي اتمي و قدرتهاي غربي در سالهاي اخير بروز يافته و سبب شده است كه موقعيت ايران روز به روز در مقابل نظام سلطه تقويت شده و در كنار پيشرفتهاي علمي و صنعتي در اين عرصه كه به افتتاح پروژههاي جديد نظير مركز فردو و... انجاميده است، موقعيت ايران در عرصه ديپلماسي هستهاي نيز تقويت شود، همانا پايداري بر اصول مقررات بينالمللي در اين عرصه و به اتكاي ظرفيتهاي داخلي دانشمندان هستهاي ايران است كه نظام اسلامي را به نقطه بدون بازگشت رسانده و واقعيت هستهاي ايران را بر دشمنان نظام اسلامي تحميل كرده است و بدون اغراق ميتوان آن را نشانه پيروزي ملت ايران همچون عرصههاي دفاع مقدس دانست، بنابراين همانگونه كه از مسئولان و مذاكرهكنندگان انتظار ميرود، نبايد ذرهاي عقبنشيني از حقوق قانوني ايران در عرصه هستهاي صورت گيرد. اگرچه اعتمادسازي در مورد فعاليتهاي صلحآميز هستهاي در قالب مداليته مورد توافق با آژانس به عنوان بخشي از راهبرد كلان هستهاي كشور پذيرفته شده است. طي روزهاي گذشته بهرغم لحن بيانيه جي هشت و مواضع اوباما، لابي صهيونيستي در امريكا و به ويژه در كنگره اين كشور، مجدداً سناريوهايي را در جهت افزايش تحريمها و حتي فشار بر اوباما براي عدم پذيرش ايران هستهاي آغاز كرده و براي تصويب و تشديد تحريمها تحركاتي را آغاز كرده است. در اين عرصه اگرچه آنها بر ناكارآمدي اين فشارها در تسليم ايران در برابر غرب اذعان دارند ولي ترديدي نميتوان داشت كه در عرصه عمليات رواني، آنها افكار عمومي جامعه ايران را هدف گرفتهاند تا به زعم خود از تبعات اجتماعي اين سناريوها بهرهمند شوند و اين نكتهاي است كه نبايد از منظر مسئولان ديپلماسي و به ويژه ارباب جرايد و رسانههاي ديجيتالي مغفول واقع شود كه با اطلاعرساني غلط خود تنور مورد نياز دشمن را گرم نكنند.
از سوي ديگر سران نظام سلطه با اين هماهنگي تبليغاتي و رسانهاي تلاش دارند تا هزينههاي خود را از چالش هستهاي با ايران به حداقل رسانده و بر اختلافات داخلي خود و اختلاف ميان امريكا و اروپا و اختلاف با صهيونيستها فائق آيند. طبيعي است كه اين فرصت نبايد به آساني در اختيار آنها قرار گيرد. بحران اقتصادي غرب، نياز آنها به آرامش در عرصه بازار انرژي جهت مديريت تحولات آينده، فرصتهاي ذيقيمتي را براي ما ايجاد كرده است كه با اتخاذ استراتژي مناسب قادر خواهيم بود چالشي را كه دشمنان براي اثرگذاري بر فرآيندهاي اقتصادي و سياسي ما طراحي كردهاند به خودشان منتقل كنيم.
نظام سلطه به دليل مشكلات داخلي خود نيازمند گرفتن زمان از ماست تا برخي تحولات مهم نظير انتخابات امريكا و يا چالشهاي دروني رژيم صهيونيستي را حل كند و از همين روست كه ثبات و پايداري ايران اسلامي و اهتمام ملي بر موضوع حقوق حقه ايران كه همچون دوران دفاع مقدس مستلزم همراهي همه دستگاهها و مردم و توليدگران و تجار و... كشور است، ميتواند اين عرصه را همچون سوم خرداد ۶۱ به عرصهاي ديگر از اعتماد و عزت ايران اسلامي تبديل كند كه البته تحقق اين دور از انتظار نيست. اينبار نيز با حمايت ملي و همكاري هوشيارانه بخشهاي مختلف جامعه، پيروزي ديگري در انتظار مردم ايران است كه نشانههاي آن البته از هماكنون ديده ميشود.