
سهشنبه شب پرسپوليس در يك ديدار حساس موفق شد الشباب امارات را در ورزشگاه آل مكتوم سه بر يك شكست دهد تا دوباره روند رو به جلوي خود را از سر گيرد اما ضعفهاي مفرط برخي بازيكنان اين تيم حتي در اين ديدار هم نمايان بود؛ همانا كه نميتوانند همسو با بقيه حركت كنند يا نميخواهند همراه بقيه براي اعتلاي پرسپوليس كاري انجام دهند.
به بازي پرسپوليس مقابل الشباب دوباره نگاه كنيد؛ منهاي دو سه بازيكن كه از جان مايه ميگذارند و ۹۰ دقيقه تلاش ميكنند، بقيه عملاً حرفي براي گفتن ندارند و سوهان روحي براي هواداران تيم هستند. وقتي در ۱۵ دقيقه پاياني علي كريمي مجبور است پس از ۷۵ دقيقه دوندگي و توپ رساني و بازي مؤثر جور مدافعان آخر را پشت همه بازيكنان بكشد چه چيزي ميتوان گفت جز اينكه دفاع پرسپوليس به هيچ وجه قابل اتكا و اطمينان نيست.
شيث رضايي با نحوه بازياش، با عقبماندنهايش و حركات عجيب و غريبي كه از خود به نمايش ميگذارد هر لحظه اعصاب و روان همه را به هم ميريزد، نحوه بازي او مقابل الشباب اينگونه تداعي ميكرد كه او همه چيز را به سخره گرفته و در حالي كه پرسپوليس نيازمند پيروزي در اين بازي حساس بود گويا براي او تفاوتي نداشت كه كجا بازي ميكند و چگونه بايد مقابل حريف ظاهر شود.
عليرضا نورمحمدي و سامان آقازماني مدتهاست كه نشان دادهاند حتي براي نيمكت ذخيرههاي پرسپوليس هم اضافه هستند چه برسد به اينكه براي تيم به ميدان آيند. به اين جمع اضافه كنيد شكوري را كه هر چند هرازگاهي پا به ميدان ميگذارد اما اينقدر ناهماهنگ هست كه دلمان براي بازي كردنش تنگ نشود. محمد نصرتي هم كه داستان خودش را دارد.
البته قصه خط دفاع تيم داستان غمانگيزي است كه از چارچوب دروازه شروع ميشود كه در طول ليگ با حضور دروازهباناني چون حقيقي، معمارزاده و هوشيار به فاجعه و تراژدي تبديل شد، هر چند كه در رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا با حضور آبدوكيچ بسيار بسيار بهتر شد.
بگذريم در خط هافبك وجود بازيكنان اضافي و بيانگيزهاي چون مازيار زارع و برخي ديگر جاي هيچ دفاعي ندارد و بايد كاري كرد كه كمربند خط هافبك پرسپوليس براي فصل آينده و بازيهاي حساس پيش رو محكمتر و با تعصبتر بسته شود.
هادي نوروزي، مهرداد اولادي و جواد كاظميان در فصلي كه گذشت يا اصلاً نبودند يا اگر هم بودند باز نبودند تا امروز همه مهر تأييد بزنند بر اينكه آنها بازيكناني اضافه براي پرسپوليس هستند. دوباره به بازي پرسپوليس و الشباب نگاه كنيد، آبدوكيچ، علي كريمي، ايمون زايد، مهرداد پولادي و با اغماض محمد نوري و غلامرضا رضايي را فاكتور بگيريد.
اگر دوندگيها و تلاشهاي بيامان چهار نفر اول نبود بيترديد امروز پرسپوليس از جمع صعودكنندگان ليگ قهرمانان آسيا حذف شده بود. سؤال اينجاست كه تيم دنيزلي تا كي بايد روي كاكل سه يا چهار بازيكن و با تعصب و غيرت آنها پيش برود و تا كي بايد چوب كمكاريها و عدم توانمندي بقيه را بخورد؟
پرسپوليس راه سخت و دشواري را پيش رو دارد، يك بازي سخت با الاتحاد كه بايد با همت همين تعداد كم و شايد بقيه از آن سربلند بيرون آيد و در ادامه فصلي را پيش رو دارد كه هوادار نميخواهد تا هيچ شباهتي به ليگ يازدهم و اتفاقات و نتايج تلخ آن داشته باشد و اين نكتهاي است كه كار رويانيان به عنوان مديرعامل، دنيزلي به عنوان سرمربي و حتي بازيكنان باتعصب فعلي پرسپوليس را براي فصل آينده دشوارتر ميكند. پرسپوليس بايد درست بازسازي شود تا دوباره همان تيم بزرگسالهاي گذشته شود.