
نيلوفر اماني: ماجراي برچيده شدن مدارس كپري در ايران مثل ماجراي آن بنده خدايي است كه خودش دروغي را ميگويد و بعد خودش باور ميكند راست گفته!
سالها بود مدارس كپري مثل تاولي بر چهره آموزش و پرورش كشور نقش بسته بودند و در حالي كه حداقلهاي آموزش را نداشتند، رسالت سوادآموزي را بر دوش ميكشيدند؛ هرچند از آنچه داشتند كم هم نميگذاشتند.
بعد از آن سالها، سالهاست كه مسئولان آموزش و پرورش از برچيده شدن مدارس كپري ميگويند، از اينكه وجود مدارس كپري شايسته آموزش و پرورش كشور اسلامي ايران نيست.
فردا يعني ۲۵ ارديبهشت، سالگرد اين جمله مرتضي رئيسي، معاون عمراني وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان نوسازي، توسعه و تجهيز مدارس كشور است كه در پاسخ به خبرنگاران اعلام كرد: همه مدارس كپري شناسايي شده جمعآوري شد و اكنون هيچ مدرسه كپري در كشور وجود ندارد. وي در آن گفت و گو اظهار كرد: شمار كلاسهاي درس كپري در مناطق مختلف كشور حدود يك هزار و ۲۰۰ بوده كه هم اكنون كلاسهاي جديد، جايگزين آن شده است.
مدارس كپري هستند؟ نيستند؟ بايد باشند؟
اما داستان مدارس كپري و برچيده شدن آنها آنقدر بيان شده و آنقدر در فهرست برنامهها و اقدامات سازمان نوسازي مدارس آمده كه جذابيت خود را از دست داده است.
براي اينكه يك بار براي هميشه اين مدارس لااقل از رسانهها برچيده شوند، موضوع بايد از دو منظر مورد بررسي قرار گيرد. يكي اينكه تعداد مدارس كپري در كشور يا آنقدر زيادند كه حذف آنها از صورت آموزش و پرورش كشور مستلزم صرف وقت و هزينه فوق العاده است كه در آن صورت بايد فكر اساسي در مورد آنها شود و طولاني شدن حذف اين مدارس طبيعي است يا آنقدر كم است كه كسي براي اين موضوع ارزش صرف وقت قائل نيست و در آخر سؤال اينجاست كه اگر اين مدارس همچنان هستند، چرا هنوز نقشي در آموزش و پرورش كشور ايفا ميكنند؟
چه كسي ميخواهد زير سقفهاي كپري درس بخواند؟!
اين در حالي است كه معاون عمراني وزير آموزش و پرورش به عنوان موثقترين مرجع پاسخگويي به اين ماجرا هرگز وجود اين مدارس را نفي نكرده و در عين حال در گفت و گوي سال گذشته خود اذعان داشته كه وجود شمار محدودي كلاس درس كپري در كشور مربوط به وقوع خشكسالي در برخي مناطق و كوچ نشيني عشاير است.
نكتهاي كه محمدرضا حافظي، رئيس جامعه خيرين مدرسه ساز اينطور آن را بيان داشت: اگر در برخي از روستاها هنوز مواردي از اين مدارس ديده ميشود تنها به واسطه فرهنگ مردمان آن منطقه است و شايد در برخي از روستاها مدارس نامطلوب شبيه مدارس كپري ديده شود، اما اين موضوع به بحث مدرسهسازي در مناطق محروم از سوي خيرين بازنمي گردد و خود مردمان آن منطقه علاقه مند هستند كه زير سقفهاي كپري ادامه تحصيل دهند.
وي ادامه داده است: با توجه به توسعه مشاركتهاي مردمي و فعاليتهاي خيرين مدرسهساز، بهزودي بساط مدارس كپري در كشور برچيده ميشود، اما فرهنگ برخي از مردم و اهالي روستاهاي كشور اجازه نميدهد كه فرزندانشان در مدارس تازه ساخت و زيبا تحصيل كنند.