
«مسعود مهرابي»، روزنامهنگار پيشكسوت سينمايي و از دستاندركاران اصلي ماهنامه فيلم، كتاب «پشت ديوار رويا» را با اين تعبير آغاز ميكند. كتابي كه سه سال قبل منتشر شده و حاوي سفرنامه اين روزنامهنگار به جشنوارههاي مختلف خارجي طي سالهاي گذشته است. مهرابي در اين كتاب تأكيد ميكند كه «جشنوارههاي فيلم محلي براي تبادل انديشهها و فرهنگها و همچنين محلي براي ديدن آثاري نخبهگرا هستند كه كمتر شانس نمايش عمومي پيدا ميكنند».
به گفته مهرابي بيش از ۳ هزار جشنواره سينمايي در دنيا وجود دارد كه برخي از آنها مانند كن، برلين و ونيز متكي بر تجارت هستند و با هزينههايي بسيار بالا برگزار ميشوند و برخي ديگر جشنوارههايي كوچك و خاص هستند. سينماي ايران از سال ۱۳۷۷ رسماً پايش به اين جشنوارهها باز شده است. باز شدن پاي سينماگران به معناي باز شدن پاي مسئولان هم بوده است اما اگر امروز به عنوان يك علاقهمند يا فيلمساز بخواهيد اطلاعاتي درخصوص اين جشنوارهها كسب كنيد، به جز همين كتاب و چند منبع شفاهي ديگر و احتمالاً چند مصاحبه پراكنده در نشريات تخصصي، اطلاعات ديگري از اين رويدادها در دست نيست.
سفرهاي مخفيانه به جشنوارهها
حضور در جشنوارههاي سينمايي هميشه مسئله مورد علاقه فيلمسازان بوده و اغلب آنها حتي از حضور در جشنوارههاي درجه چندم و زيرپلهاي، آنقدر سر ذوق ميآمدند كه اين حضور را در حد شركت در معتبرترين فستيوالها بزرگنمايي ميكردند. برخلاف سينماگران، مسئولان سينمايي همواره در سكوت خبري راهي اين جشنوارهها ميشدند تا حرف و حديثهاي احتمالي و جنجالهاي مطبوعاتي «نان جشنوارهاي» آنها را آجر نكند. جالب است بدانيد برخلاف عرصههاي ديگر مديريت سينمايي، مديريت بينالملل و جشنوارهاي سينمايي ايران براي سالهاي پس از انقلاب براي مدتي طولاني در مديريت «عليرضا شجاع نوري» و سپس «برادران اسفندياري» بوده و حتي جابهجايي معاون سينمايي اين مديران را تغيير نداده است اما آيا حاصل اين حضور طولاني مدت به جز كسب تجربه توسط اين افراد و ايجاد ارتباطهايي كه بعدها خود اين افراد بتوانند از آن استفاده كنند، فايده قابل لمس ديگري براي سينماي ايران داشته است؟
حضور در جشنوارهها و بازارهاي بينالمللي معمولاً با دو هدف «تماشاي فيلم» يا «حضور در بازار خريد و فروش» صورت ميگيرد. تماشاي فيلمها قرار نيست براي شركتكنندگان جنبه سرگرمكنندگي داشته باشد و معمولا يا با هدف انتخاب فيلمهاي خارجي براي نمايش در داخل كشور صورت ميگيرد يا انتخاب فيلم براي جشنواره كودك و بخش بينالملل جشنواره فجر. اين نقل قول را بارها از مسئولان بينالملل فارابي شنيدهايم و گاه از دهان اين دوستان در رفته كه امسال مثلاً جشنواره كودك پُرباري داريم چون فيلمهاي خوبي را در كن بازبيني و خريداري كردهايم!
در زمينه اكران داخلي نيز تعداد آثار خارجي به نمايش درآمده در سينماها آنقدر ناچيز است كه شايد نيازي به حضور پُرتعداد مسئولان سينمايي در جشنوارههايي از نوع كن نباشد. انگيزه حضور در بازار هم اغلب براي شركتكنندگان «خريد آثار» است تا فروش! خريد هم معمولاً از سوي سازمان صدا و سيما صورت ميگيرد و شايد در معدود مواردي هم فروش اتفاق بيفتد. البته براي خريد و فروش، حضور فيزيكي در چنين رويدادهايي لازم است و اين مسئله ميتواند فروش آثار سينمايي را تسهيل كند. اتفاق مهم ديگري كه در چنين بازارهايي ميتواند رخ دهد بحث و مذاكره با هدف «توليد مشترك» است كه متأسفانه تاكنون اطلاعرساني درستي در اين زمينه صورت نگرفته است. وجه ديگر چنين سفرهايي، اطلاع از شيوه و نحوه برگزاري چنين رويدادهايي است كه ميتواند تجربيات خوبي براي نمونههاي داخلي همراه داشته باشد.
قرار و مدارهايي كه ناديده گرفته شد در ابتداي حضور جواد شمقدري در معاونت سينمايي، قرار بود همراه با سياست خارجي كشور كه حوزه امريكاي لاتين و كشورهاي اسلامي را مورد توجه قرار ميداد، سينماي ايران هم بازارهاي جديدي را به جز بازارهاي اروپايي متداول كشف كند اما بعد از گذشت سه سال حتي با وجود بال و پر دادن به مؤسسه رسانههاي تصويري براي فعاليت موازي با فارابي در بخش بينالملل، اين اتفاق رخ نداده و همچنان هم فيلمها و هم مسئولان سينمايي علاقهمندي بيشتري به حضور در رويدادهاي اروپايي از خود نشان ميدهند. شايد اگر امروز از مسئولان سينمايي بخواهيد فعاليتهاي واقعي سه دهه گذشته خود را در حوزه بينالملل بنويسند، نتوانند به تعداد كلمات اين گزارش فهرستي از اين فعاليتها ارائه كنند.
حضور در جشنوارههاي خارجي حتي منجر به كسب تجربه براي برگزاري يك جشنواره ايده آل از جنس فجر و كودك ـ حداقل در شكل اجرايي ـ هم نشده است و همچنان اين دو جشنواره مهم با وجود شركت چند باره دستاندركارانش در رويدادهاي خارجي، هنوز شكل ايدهآلي براي برگزاري ندارد. علت همه اينها يك چيز است و آن اينكه مسئولان در سفرهاي خود به چنين جشنوارههايي به جاي روحيه تحقيق، پژوهش و كسب تجربه، حالات و احوالات پادشاهان قاجار در سفرهاي اروپايي را دارند كه به جاي كسب علم و دانش، از تماشاي پيشرفتها فقط ذوق زده و هيجان زده ميشوند؛ درست مانند ايرانياني كه بازگشت از سفرهاي خارجي، از رانندگي خوب و صحيح خارجيها صحبت ميكنند و حسرت آن را ميخورند اما در مقام عمل، باز هم هنگام رانندگي به شيوه قبلي رانندگي ميكنند.