
سجاد سلامت: سعوديها که پس از شکستهاي استراتژيک و پياپي خود در ماجراي نبرد ۳۳ روزه حزب الله و مقاومت ۲۱ روزه حماس در غزه، اين روزها خود را آماده شکست ديگري در مسئله سوريه ميکنند ميکوشند تا از طريق مداخلات قيم مآبانه خود جغرافياي سياسي منطقه را از خود متأثر کنند. لذا در هفته گذشته شاهد آن بوديم که رسانههاي جهان به نقل از شاهزاده نايف بن عبدالعزيز، وليعهد و وزير کشور عربستان نوشتند: رياض «تهديد» عليه کشورهاي عرب حوزه خليج فارس را «تحمل» نخواهد کرد. نايف بن عبدالعزيز اعلام کرده: «هرگونه آسيب به کشورهاي ما، لطمه به همه ماست.»
مقامات سعودي در اظهارات غير ديپلماتيک و مخرب خود بارها انگشت اتهامات خود را به سوي تهران اشاره رفتهاند و از تشکيل اتحاديه منطقهاي در جهت مقابله با ايران سخن به ميان آوردهاند. شاهزاده نايف بن عبدالعزيز در اين زمينه گفته است: «تأكيد ميکنيم که عربستان سعودي و بقيه کشورهاي عضو شوراي(همکاري) متحد و يکپارچه براي حفظ ثبات و حاکميت در کنار بحرين و امارات متحده عربي ايستادهاند و مسئله امنيت آنها را به مثابه بخشي از امنيت شوراي (همکاري) به عنوان يک پيکره واحد به حساب ميآورند.»
البته ناگفته نماند که کشورهاي عربي در حالي ايران را به دخالت در بحرين متهم ميکنند که در گزارش رئيس کميسيون تحقيق ناآراميهاي اخير بحرين که در سال گذشته منتشر شده، تأكيد دارد براساس اسناد ارائه شده به اين کميته، «شواهد و مدارک صريحي دال بر دخالت داشتن جمهوري اسلامي ايران در حوادث بحرين در دست نيست.»
از سوي ديگر مقامات سعودي سناريو تلاش ايران براي ترور سفير عربستان در قاهره را مطرح کردهاند که به مراتب مضحکتر از سناريو نافرجام ترور سفير عربستان در امريكا است اما به واقع چرا عربستان در منطقه مسير اختلاف افکني و مقابله با ايران را در پيش گرفته است؟ اين سؤالي است که براي پاسخ به آن بايد به چند نکته توجه داشت:
۱- ايران کشوري است که به لحاظ گستره جغرافيايي، توانمندي اقتصادي، قدرت نظامي و ميزان جمعيت شرايط به مراتب بهتري از دولت سعودي دارد و از آنجا که بخش عمدهاي از اين دستاوردهاي غير قابل انکار در فرآيندي تاريخي محقق شده، دولت سعودي اميدي به دست يافتن به موقعيت ايران حداقل در سالهاي نزديک ندارد. از اينرو ترجيح ميدهد با ارائه تصويري مخرب از نقش ايران در تحولات منطقه صورت مسئله را پاک کند.
۲- در پي تظاهرات شماري از معترضان روبهروي نمايندگيهاي ديپلماتيک عربستان سعودي در مصر، رياض سفير خود را از قاهره براي مشورت فرا خواند و سفارتخانه و کنسولگريهاي خود را در مصر به طور موقت تعطيل کرد. خبرگزاري دولتي سعودي به نقل از يک مقام مسئول گزارش داد:«در نتيجه اعتراضهاي بيدليل در مقابل نمايندگيهاي ديپلماتيک سعودي در جمهوري عربي مصر، تلاش براي حمله به اين نمايندگيها، تهديد امنيت و سلامت کارکنان مصري و سعودي اين مراکز و سر دادن شعارهاي هتاکانه، رياض تصميم گرفت سفير خود را از قاهره براي مشورت فرا خواند و سفارتخانه و کنسولگريهاي خود را در اسکندريه و سوئز به طور موقت تعطيل کند.»
اين در حالي است که سفارتخانه عربستان سعودي در قاهره و کنسولگريهاي اين کشور در اسکندريه و سوئز، طي روزهاي گذشته شاهد تجمع صدها نفري حقوقدانان، وکلاي مدافع و شهروندان مصري بوده که خواستار آزادي احمد الجيزاوي وکيل مدافع مصري بازداشت شده در جده بودند. برخي فعالان مصري از جمله همسر الجيزاوي ميگويند اين وکيل مدافع مصري به محض رسيدن به عربستان سعودي براي انجام مراسم عمره، دستگير شده است.
گفته ميشود دليل اين دستگيري آن بوده که او پيشتر و به صورت غيابي به اتهام توهين به پادشاه سعودي، به يک سال حبس و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده بود. لذا دولت سعودي که در اين مسئله هم احساس خسران و زيان ميکرد کوشيد با فرافکني داستان ديگري را مطرح و اعلام کند يک گروه تروريستي «مورد حمايت ايران» قصد ترور سفير اين کشور در مصر را داشتهاند. خبري که نخستين بار روزنامه سلفي الحيات آن را منتشر کرد اما خيلي زود از جانب مقامات مصري رد شد.
خبرگزاري دولتي الشرق الاوسط مصر و همچنين تلويزيون دولتي اين کشور، به نقل از يک «مقام مسئول» که خواسته نامش فاش نشود، گزارش روزنامه الحيات در خصوص کشف و خنثي شدن توطئه ترور احمد عبد العزيز قطان، سفير عربستان سعودي در قاهره را رد کرده و گفته است: «آنچه درباره چنين خبري منتشر شد، عاري از صحت است. سفير سعودي در مصر، از روز آغاز به کار خود و تا روز ترک قاهره در روز شنبه گذشته، در معرض هيچ توطئه تروري قرار نگرفته است.»
در همين زمينه، مجتبي اماني، رئيس دفتر حافظ منافع ايران در قاهره نيز با تکذيب شايعات و خبرسازيها گفته: علاوه بر اينکه شخص سفير عربستان اين مسئله را تکذيب کرده خود او نيز از هيچ مقام مسئولي نشنيده که اين ادعا را تأييد کرده باشد. لذا به نظر ميرسد نسخه مقامات سعودي براي حل بحرانهاي خارجي در سالهاي اخير فرافکني و اتهام زني به ايران شده است.
۳- حمايت دولت سعودي از حملات اسرائيل به غزه و نقش اين رژيم در تعميق و تداوم حضور اسرائيل در منطقه مسئلهاي نيست که بر کسي پوشيده باشد. از اينرو مقامات سعودي در ادامه خوش خدمتيهاي خود به رژيم جنايتکار اسرائيل، ميکوشند بر خلاف برادر کوچکتر خود قطر که اقدام به راه اندازي دفتر حافظ منافع اسرائيل کرده، مشي ديگري را در ياري رساندن به اين رژيم بازي کنند و آن جايگزين کردن يک کشور ديگر به جاي اسرائيل در سيبل حملات جهان عرب است و چه کشوري بهتر از ايران.
۴- ناآراميهاي داخلي عربستان و اعتراضات اجتماعي به تبعيضات طبقه حاکم سبب شده تا مقامات سعودي براي جلوگيري از سرايت ناآراميها از تاکتيک دشمن تراشي خارجي بهره بگيرند. سعوديها ميکوشند با بزرگ جلوه دادن نفوذ ايران در منطقه و طرح اتهام مداخله ايران در امور داخلي کشورهاي عربي منطقه هر گونه خيزش مردمي را با اتهام و برچسب پرده گرداني ايران در نطفه سرکوب کنند. البته به نظر نميرسد اين استراتژي در بلند مدت دوام چنداني بياورد. گسترش ارتباطات جمعي امروزه مرزهاي زماني و مکاني را در هم نورديده و تودههاي مردمي را نسبت به گذشته هوشيارتر ساخته است. مردم خواستههاي مشخصي دارند و آنها را تا تحقق کامل پيگيري خواهند کرد. به عنوان مثال در گزارش وبسايت انجمن مدافعان حقوق بشر آورده شده در عربستان، بيش از ۳۰ هزار زنداني سياسي وجود دارند که به گفته فعالان حقوق بشر، بيشتر اين افراد بر اساس اتهامات نادرست و صرفاً به دليل سوءظن در بند هستند.
حال بايد پرسيد چگونه ميتوان مردمي که ۳۰ هزار هموطن دربند، آن هم به اتهامات واهي سياسي دارند را با اتهام وابستگي به ايران از خواستههاي اعتراض آميز خود منصرف کرد؟
۵- رفتار شناسي جامعه سياسي عربستان نشان ميدهد که عملگرايي سلفي به عنوان دکترين رفتاري سعوديها، الگويي موفق در عربستان شناخته ميشود. تمايل آلسعود در به کارگيري روشهاي انتحاري سبب شده آنها از مقوله مهمي چون آينده نگري در کشورداري محروم بمانند و اين همان پاشنه آشيل نظام سياسي آنها در آينده خواهد بود.
به عنوان مثال در ماجراي سوريه يا بحث تحريم نفتي ايران، دولت عربستان آنچنان شتابان و بيمحابا وارد ميدان شده که گويا اين معضلات مقطعي، بناست هميشگي و ماندگار باشند. در موضوع سوريه که اکثريت مردمي حامي دولت از يک سو و عزم جامعه جهاني در سوي ديگر مهمترين موانع موجود در مسير تحقق اهداف سعوديها به نظر ميرسند. در بحث ادعاي عربستان براي پر كردن جاي ايران در صادرات نفت هم بهرغم گمانه زنيهاي رسانهاي بعيد است که سعوديها چنين توانمندي داشته باشند ضمن آنکه فرض استخراج نفت و مسائل فني آن تنها بخشي از ماجراست. موضوع اصلي راهکارهاي انتقال امن انرژي به بازارهاي مصرف است که در آينده ميتواند محور چالشها در منطقه باشد.
اين نکتهاي است که عربستان از آن غفلت کرده چه آنکه اگر چنين نبود در يک سال گذشته دستکم دو بار براي پر کردن جاي خالي نفت ايران در بازارهاي جهاني اعلام آمادگي نميکرد.