
عبدالحسين پاكنژاد: او كه مدتي به طور آزمايشي براي اين تيم بازي ميكرد، درست از همان جا براي توپچيها در يك بازي دوستانه گل زد و دقيقاً از همين جا بود كه در ديدار تعيينكننده اين هفته برابر نيوكاسل براي منچسترسيتي دو گل به ثمر رساند.
سيتي در عبور از دفاع منسجم نيوكاسل به مشكل خورده بود و بعد از دقيقه ۶۰ روبرتو مانچيني تصميم مهمي گرفت، سمير نصري را بيرون كشيد و نايجل دييونگ را به زمين فرستاد و اين يعني مجوز حركت رو به جلوي توره صادر شد. حالا سيتي يك برد ديگر در خانه برابر كويينزپارك رنجرز ميخواهد تا بعد از ۴۴ سال قهرمان ليگ انگليس شود.
بيش از هر كس ديگري توره نماد برتري اخير سيتي بر منچستريونايتد است؛ او گل پيروزي آبيها برابر رقيب همشهري در نيمه نهايي جام حذفي فصل گذشته و همچنين در بازي فينال مقابل استوك را زد و اين آغاز اشتياق سيتي براي رسيدن به جامهاي مختلف بود.
بازي او در خط مياني چيزي است كه يونايتد در اين فصل نداشته نه فقط به خاطر گلهايش- او در اين فصل ۹ گل زده در حالي كه كل خط مياني يونايتد ۱۸ گل زده- بلكه به خاطر شرايط فيزيكي كه باعث عقب كشيدن رقبا ميشود و دويدنهاي با قدرتش به سمت دروازه حريف كه مدافعان را خواب ميكند. يكي از اين حركات را در پيروزي يك-۲ سيتي برابر چلسي انجام داد و گري نويل كه مفسر شبكه اسكاي بود از اينكه چهار بازيكن چلسي مقابل خود را چطور دور زد و پاس گل را به سرخيو آگرو داد، انگشت به دهان ماند.
آرسنال تنها تيمي نيست كه حسرت فرصت از دست رفته را ميخورد. آنها به خاطر نداشتن اجازه كار در انگليس توره را نگرفتند. پاريسنژرمن هم او را ميخواست و قصد داشت به باشگاه بورن بلژيك قسطي پول بدهد در حالي كه متالورگ اوكراين پول خوبي پرداخت.
بيشتر جاي تعجب از بارسلوناست كه حاضر شد دو سال پيش او را با ۲۴ ميليون پوند به سيتي بفروشد؛ درست است كه او خيلي به تيكي تاكاي معروف بارسلونا نميخورد اما جاي خالياش واقعاً در برنامه جايگزين كاتالانها يا همان پلان B به چشم ميخورد. سال اولش در نوكمپ با فرانك رايكارد و بينظميهايي كه رونالدينيو به وجود آورده بود، همزمان شد. آمدن پپ گوارديولا در تابستان ۲۰۰۸ همه چيز را عوض كرد و توره يكي از بازيكنان كليدي فصل اول رؤيايي تيم بود.
بارسلونا در هر شش جامي كه حاضر بود قهرمان شد، لاليگا، جام حذفي، سوپرجام اسپانيا، ليگ قهرمانان اروپا، سوپرجام اروپا و جام جهاني باشگاهها. او ۴۰ بازي كرد و خودش به روزنامه اكيپ ميگويد: «من يكي از عناصر اصلي بودم، من و ژاوي هيچ وقت كم نياورديم.» فصل ۲۰۱۰-۲۰۰۹ داستان متفاوتي داشت، سرخيو بوسكتس از لاماسيا سر درآورد و خيلي زود جايش را در تيم اصلي باز و جاي توره را تنگ كرد. توره واكنش بدي نسبت به گوارديولا داشت: «دليلش را نميفهميدم. من از جسم و روحم مايه گذاشته بودم و يك دفعه بدون هيچ علتي كنار گذاشته شدم. پپ يكسال تمام با من حرف نزد.» اواخر فصل كه ژاوي مصدوم شد، توره آمد و در هشت بازي آخر فصلي كه دوباره به قهرماني منجر شد به ميدان رفت اما ديگر خيلي دير شده بود و روبرتو مانچيني او را متقاعد كرده بود كه در سيتي لازمش دارد آن هم با دستمزد هفتگي ۲۰۰ هزار پوند: «من براي او مهم بودم چون ميخواست يك تيم بسازد و بازيكنان بزرگ ديگر را جذب كند. داويد سيلوا و ماريو بالوتلي هم آن سال آمدند.» مانچو اين فصل او را متفاوت و با درايت به كار گرفته، ابتدا در نقش هافبك دفاعي به جاي دييونگ و بعد به عنوان بازيكن مؤثر وقتي تيمش به يك گل نيمه دوم نياز دارد(يا مثل بازي هفته قبل با يونايتد بايد از برترياش دفاع كند). اين خيلي خوب جواب داده و او علاوه بر گلهايش هفت پاس گل نيز داده است.
گفتن «اگر» فايدهاي ندارد اما در سال ۲۰۰۶ آرسنال دوباره توره را ميخواست، برادرش، كولو براي توپچيها بازي ميكرد و اين دو قرار بود يك بار ديگر پس از سالها كه در ساحل عاج با هم همبازي بودند، در كنار هم قرار گيرند. اين اتفاق نيفتاد اما چهار سال بعد در سيتي به هم رسيدند. وقتي يحيي به سيتي آمد، كولو گفت: «جالبترين موضوع درباره او تكنيكي است كه با وجود فيزيكش دارد. هر بار كه پا به توپ ميشود كارهايي ميكند كه به ذهن من هم نميرسد. تنها ضعفش اين است كه نميگذارد سرش داد بزنم!» البته اين مشكل را مانچو حل كرده و فقط در هشت بازي كولو را در تركيب اصلي قرار داده است.
توره در ميان شش بازيكن نامزد جايزه بهترين بازيكن سال ليگ برتر قرار نگرفت اما بيش از هر كسي در سوق دادن سيتي به سوي قهرماني نقش داشته است.
اين واقعاً هواداران آرسنال را آزار ميدهد: كسي كه در آكادمي آبيجان زير نظر ژان مارك گيلو-كه به قول توره پدر معنوي ونگر است- كار كرده، كسي كه پابرهنه تمرين ميكرده تا توپ را بهتر كنترل كند و كسي كه هر شب تا دير وقت تمرين ميكرد تا تكنيكهايش بهتر شود در حالي كه فقط ۱۳ سال داشت، هيچ وقت به آرسنال نيامد. او خودش گفته: «هميشه دوست داشتم به آرسنال بروم اما اين فرصت را از دست دادم.» اما اگر او ناراحت است ناراحتي ونگر هم كمتر از او نخواهد بود.