
محب پاياني: همه همت ما بايد اين باشد كه روحيه مطالبه، خواستن و مدعا داشتن در زمينههاي گوناگون را در نسل جوان كشورمان ـ به خصوص جوان علمي ـ گسترش بدهيم...
اين جملات بخشي از سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با دانشجويان نخبه و برتران كنكور در تاريخ ۱۷/ ۷/ ۱۳۸۶ ميباشد. اما نكته اينجاست كه ما اگر به اين سخنان عمل ميكرديم سطح فرهنگ دانشگاهها وابسته به عدهاي خاص نميشد و همه استعدادهاي جوان ما كه نه فقط در زمينههاي علمي بلكه در فرهنگ، هنر، ادبيات و. . . روحيه فعال و ذهن پرسشگر دارند در اين امر مهم تأثير گذار بودند.
متأسفانه بستري فراهم نشده تا دانشجويان به راحتي بتوانند طرح مسئله كنند و فكر ميكنند كه وظيفهشان فقط طرح سؤال و پرتاب كردن شعار در فضاي فرهنگي است و نه فراتر.
بارها پيش آمده كه عدهاي از دانشجويان خوب و بيادعاي دانشگاه كه عضو هيچ نهاد و گروه خاصي نبودند جمع ميشدند و با چند بار ملاقات حضوري با يكي از مسئولان، طرح موضوع ميكردند ولي چون مدون و مستمر نبود بيجواب ميماندند و از خواسته خود دست ميكشيدند؛ خواستهاي كه اگرچه فقط تعدادي از دانشجويان آن را مطرح ميكردند اما حرف دل اكثر دانشجويان و دانشگاهيان بود.
دانشجويان با استعدادي كه گاه در زمينههاي شعر و ترجمه و داستان و مقاله و موسيقي و فيلم و گرافيك صاحب آثار و دستاوردهايي بودند كه ميشد به تنهايي يك نمايشگاه باشند، عليالخصوص اينكه دانشجويان اين چنين بيهيچ ادعا و منفعت شخصي پا در اين عرصه حساس فرصت و تهديد ميگذارند و دست به خلق اثر ميزنند، اما فيلترها و پيچيدگيهاي بوروكراتيك دانشگاهها خواسته بيادعا و پاك آنها را تباه ميكند و بدتر از آن انگيزه كار را نيز از آنها ميگيرد. دانشجو در شرايطي است كه بايد بياموزد و ياد بگيرد تا وقتي وارد جامعه بزرگتر و زندگي شخصي شد صاحب تجربه باشد.
براي مثال در مورد نشريات دانشجويي، بعضي از دانشگاهها اعلام كردهاند كه اگر يك نشريه مطالبي راجع به بعضي موضوعات خاص مورد علاقه دانشگاه (آن هم نه علاقه واقعي، بلكه علاقه بخشنامهاي!) در نشريه بنويسد، از طرف دانشگاه كمك هزينهاي ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار توماني دريافت ميكند. اما ميدانيم كه نشريه چندين برابر اين رقمها هزينه دارد.
اول اينكه اگر هدف و مبنا را بر جنگ نرم ميگذاريم بايد بدانيم با ۱۰۰ هزار تومان نميتوانيم در مقابل تهاجم فرهنگي ايستادگي كنيم. دوم اينكه سؤال پيش ميآيد چرا فقط نشرياتي كه مطالب ديني و موضوعات خاص دارند؟ آيا نشريهاي كه موضوع گرافيك يا ادبيات دارد و به بالا رفتن سواد فرهنگي و اعتقادي دانشجويان كمك ميكند حق دريافت مساعدت دانشگاه را ندارد؟ سوم اينكه آيا واقعا ارزش آن موضوعات و مفاهيم ديني و ارزشي كه بيشك و ترديد از مهمترين هدفها و از والاترين مطالبات خود دانشجويان است، فقط ۱۰۰ هزار تومان است؟
نميتوانيم انكار كنيم كه هركدام از اين موارد به تنهايي ميتوانند موضوع بحث و نشست باشند. يكي از خاصيتها يا راحتتر بگويم، ويژگي رايج دوران دانشجويي شوق و هيجان كار فرهنگي است.
هر دانشجويي كه به نوعي علاقهاي به فرهنگ داشته باشد و دلي براي هنر بسوزاند يا دستي در ادبيات داشته باشد، در هر سطحي كه هست وارد گروهها و جمعهاي صميمي دانشجويي در دانشگاه خود ميشود، اين جمعها نقش بسزايي در روند روحيه و انگيزه دانشجويان دارد، اما باز هم يك مشكل دانشگاهها اين است كه هيچگونه تبليغاتي براي فعاليتهاي دانشجويي ندارند و اطلاع رساني خوبي صورت نميگيرد.
علاوه بر آن مسير و روند جانفرساي انجام كارهاي اداري دانشجويان براي انجام يك كار فرهنگي مثلاً يك نشست فرهنگي يا انتشار يك نشريه دانشجويي يا برگزاري سلسله جلسات هفتگي فيلم و تئاتر و شعر و . . . تمام انگيزه و شوق دانشجويان را ميگيرد و آنها را خسته ميكند تا جايي كه درسشان هم دچار لطمه بزرگي ميشود، اميدوارم دانشگاهها با توجه بيشتر به دانشجويان و اهداف آنها و با بهرهگيري از رهنمودها و سخنان مقام معظم رهبري بتوانند تأثير و تدبير خوب و سازندهاي در اين امر مهم داشته باشند چراكه نميتوانيم سخن بزرگ امام خميني را مبني بر اينكه دانشجويان سرمايه ايران و اسلام هستند فراموش كنيم.