
اين سريال در اطراف شهر اصفهان و با همكاري بازيگران اين شهر ساخته شده و به نوعي توليد اين سريال لبيكي است به بحث بينتيجه تمركززدايي توليد از مركز كه البته مخاطب عام هم فضاي سبز و طبيعت چشمنواز اين سريال را به فضاي گلخانهاي و پر دود و دم تهران ترجيح ميدهد اما آنچه وجه مضاعف سريال در جذب مخاطب محسوب ميشود، بازي بازيگران پيشكسوت و جوانان خلاق اصفهاني است كه غالباً در آثار كميك حضور داشتهاند و بخشي از مهمترين موقعيتهاي كميك اين سريال را به دوش كشيدهاند، از همين رو با شاخصترين بازيگر اين شهر يعني «حسن اكليلي» گفت وگويي ترتيب دادهايم كه در سريال پشت كوههاي بلند ايفاگر نقش حاكم است. اين كمدين اصفهاني به موازات فعاليت پيوسته در حوزههاي نمايش به تهيهكنندگي و بازي در سريالهاي تلويزيوني اهتمام دارد.
جناب اكليلي فكر ميكنم آخرين همكاريتان با آقاي احمدجو بازي در سريال «تفنگ سرپر» بود. آيا بعداز تفنگ سرپر در كار ديگري با آقاي احمدجو همكاري داشتهايد؟
راستش من آقاي احمدجو را از ساليان خيلي دور ميشناسم يعني از زمان «روزي روزگاري» و «شاخههاي بيد» خدمت ايشان ارادت داشتم و پيوسته با هم گفت و شنود داشتيم. راجع به كارهاي ايشان اما در تفنگ سرپر همكاري نزديكي با ايشان داشتم و از اين بابت خوشحالم كه در خدمت آقاي احمدجو بودهام چون همكاري در كارهاي ايشان تنها يك همكاري و يك بازي مثل بازيهاي ديگر نيست بلكه كار با ايشان يك دنيا تجربه به همراه دارد، اما در مجموع حرف شما درست است. من بعد از تفنگ سرپر همكاري جدياي با ايشان نداشتم و بعداز تفنگ سرپر توفيقي دست داد كه در سريال پشت كوههاي بلند با بازي در نقش حاكم در خدمت ايشان و گروهشان باشم.
شخصيتپردازي نقش حاكم در فيلمنامه و بازي شما خيلي خوب با هم جفت شده است، به طوري كه به نظر ميرسد آقاي احمدجو نقش حاكم را براساس مختصات بازي شما نوشته است. با اين اوصاف بفرماييد كه در چه مقطعي به پروژه پشت كوههاي بلند پيوستيد؟
كاملاً درست گفتيد. راستش طبق صحبتهايي كه من و آقاي احمدجو با هم داشتم، ايشان از همان ابتدا نقش حاكم را براي من لحاظ كرده بودند و با شناختي كه ايشان از بازي بنده داشتند، نقش حاكم را شخصيتپردازي و نوشته بودند، البته شناخت بازي من براي ايشان تنها با همكاري در تفنگ سرپر ميسر نشده بلكه آقاي احمدجو هميشه به بنده لطف داشتند و براي ديدن نمايشهاي من ميآمدند و كارهايم را با دقت ميديدند و همين مسئله باعث شده كه به چند و چون و نقاط ضعف و قوت بازي من كاملاً اشراف پيدا كنند.
كنار هم قرار گرفتن سام شاه (با بازي محمودپاكنيت) و حاكم با بازي شما قدري براي بعضي از مخاطبان دور از ذهن است، به اين مفهوم كه هر دو كاراكتر سام شاه و حاكم را پادشاه ميدانند و ارتباط اين دو با هم مشخص و روشن نيست، با اين همه شخصيت حاكم چگونه شخصيتي است و چه جايگاهي در قصه دارد؟
اساساً بهانه آقاي احمدجو براي توليد و نگارش سريال پشت كوههاي بلند، سرك كشيدن به آداب و رسوم و سنتهاي مردم ايرانزمين در بخشهاي مختلف بود و ازطرفي خود آقاي احمدجو روي فرهنگ، زبان و لهجه، فولكلور و سنتهاي اقوام و شهرهاي ايران، تسلط و اشراف خاصي دارند، از طرفي حكايت سريال، داستان نيست قصه است؛ قصهاي كه معمولاً ريشه در اعماق افسانهها دارد، مثل قصه سلطان و شبان يا افسانههايي كه درباره عشق و عاشقي دختر پادشاه و جوان فقير يا پسر پادشاه و دختر فقير و كارهايي از اين دست وجود دارد و اين قصه به حالت متل و مثل است و اين حاكم قصه ما حكومتي در اصفهان داشته و اين حكومت البته در عرصه افسانه است و سنديت تاريخي ندارد. به هر حال حاكم شخص مدير، مدبر و خوش اخلاقي است كه در منطقه اصفهان حكمراني ميكند.
اين حاكم مقداري بلندپرواز است و دوست دارد گستره حكمرانياش وسيعتر شود و مقامش به شاهنشاهي برسد، براي همين ما در ابتدا ميبينيم كه حاكم دارد قشون و لشكر آماده ميكند اما از روي بدشانسي نيرو كم ميآورد و آنطور كه انتظار دارد برايش نيرو جمع نميشود و از نظر مالي هم ورشكسته ميشود.
در اينجاست كه سام شاه با خدم و حشم و نزديكانش به محل حكومت حاكم ميآيد كه با آمدن شاه دست حاكم در پوست گردو ميماند و به خاطر موقعيتي كه برايش پيش آمده نميتواند عليه شاه اقدامي بكند. در اينجاست كه مشكلات حاكم دو صد چندان ميشود و حضور خود شاه و هزينهاي كه روي دست حاكم گذاشته يكي از موارد مهمي است كه حاكم را به زحمت مياندازد. خلاصه قصه در هر قسمت پيش ميرود تا به شكلي حاكم به شاه نزديكتر ميشود كه بايد ديد.
همانطور كه ميدانيد مباحث اخلاقي و پند و اندرزها در قصهها و متل و مثلها عموماً جايگاه ويژهاي دارند، آيا سريال پشت كوههاي بلند از اين ويژگي برخوردار است يا خير؟
بله به جز محور قصه كه برخورد پادشاه و حاكم است، شاخ و برگهايي در اين سريال وجود دارد كه هر كدام حاوي پند و اندرز و به قول شما مباحث اخلاقي است.
در ابتدا قرار نبود بازيگران به جز سامشاه كه لهجهاي مثل حسام بيگ دارد، لهجه خاصي داشته باشند، با اين وجود كاربرد لهجه اصفهاني در زمان اجرا چگونه شكل گرفت؟
چون قصه در اصفهان اتفاق ميافتد بايد از اين لهجه استفاده ميشد و به جز حاكم افرادي هم كه زير مجموعه حكومت حاكم هستند همه با لهجه اصفهاني صحبت ميكنند و تقريباً اكثر بازيگران به جز حاكم و چند بازيگر كه در طول قصه به كار ميپيوندند، همگي با لهجه اصفهاني حزف ميزنند.
به نظر ميرسد در بين كاراكترها و گويشهاي مختلف سريال، كاراكترها و گويش اصفهاني مقدمات كميك را فراهم ميكنند، آيا اينطور است و اگر اينطور است چرا؟
بله، اتفاقاً برداشت شما، برداشت خيلي از مخاطبان و دوستان ديگر هم بود اما گذشته از موقعيتهاي كميك اصفهانيها بايد گفت كه شخصيت نمكين و شوخ كار كه تلخك (با بازي محمد فيلي) است لهجه شيرازي دارد و يك طنز خاص دارد و بعد يواش يواش كه كار پيش ميرود كاراكترها هر كدام يك لهجه كميك پيدا ميكنند و هر كدام به نوعي بانمك هستند، اما با اين وجود نظر شما در مورد شادي و موقعيت طنزي كه لهجه اصفهاني به كار وارد كرده، كاملاً درست است. ولي راستش تا به حال به چرايي اين موضوع فكر نكرده بودم، شايد لهجه اصفهاني از لحاظ زيباشناسي بيشتر در اين كار اثر گذاشته است، اما با اين حال من فكر ميكنم هر لهجه مشتري خاص خودش را پيدا ميكند.
با توجه به تنوع درگويشها و اختيار واژگان متنوع توسط كاراكترها، آيا خود شما هم مجذوب يك گويش و لهجه خاص قرار گرفتهايد؟
بله. اتفاقاً خود ما اصفهانيها معتقديم شيرازيها قشنگ حرف ميزنند و لهجه زيباتري دارند و در برخوردهايي كه در اين مورد با شيرازيها داشتهام آنها هم ميگفتند لهجه شما اصفهانيها زيباتر است.
از آنجايي كه به گفته نويسنده و كارگردان پشت كوههاي بلند، ادامه سريال روزي روزگاري است، آيا شما به عنوان يك مخاطب اين ارتباط و تداوم را حس ميكنيد؟
بله. من خودم كه سريال را رصد ميكنم، همان حال و هوا و رنگ و بوي روزي روزگاري را حس ميكنم، مثلاً بعضي از كاراكترها مثل كاراكتر خاله (با بازي ژاله علو) در روزي روزگاري را در پشت كوههاي بلند هم داريم گرچه نقش خاله را ديگر خانم علو بازي نميكنند اما با اين همه به نظر من اين حس تداوم به مخاطب القا ميشود.