
قاسم غفوري: ديدار از چين، سنگاپور و فيليپين محور اين سفر بوده است. اين سفر در حالي صورت گرفت كه بررسي استراتژي امريكا نشانگر تلاش اين كشور براي نفوذ در شرق آسياست.
در اين حوزه امريكا چند محور را در دستور كار دارد. در حوزه اقتصادي امريكا براي خروج از بحران اقتصادي نيازمند كشورهاي شرق آسيا به ويژه چين ميباشد چراكه اروپا ديگر تأمينكننده اهداف اقتصادي امريكا نميباشد و به نوعي همگام با آن حركت نميكند.
امريكا تلاش دارد تا با توسعه مناسبات با شرق ضمن بهرهگيري از اين كشورها براي اقتصاد داخلي به نوعي با اعمال قدرت بتواند جايگاه دلار را در عرصه جهاني حفظ نمايد.
بسياري تأكيد دارند كه بخشي از چالش اقتصادي امريكا افول قدرت دلار در جهان است كه موجب ميشود تا اين كشور نتواند خواستههاي خود را به جهانيان تحميل نمايد.
محور ديگر خواستههاي امريكا اجراي اهداف سياسي سياستهاي جنگطلبانه و نيز ناتواني در حفظ ادعاي ناجي بشريت بودن است كه موجب افول جايگاه سياسي امريكا در عرصه جهاني شده است به گونهاي كه در بسياري از مقاطع امريكا ديگر توان ديكته كردن خواستههاي خود به ديگران را ندارد.
با توجه به اينكه به اذعان جهانيان صحنه قدرت به سوي شرق در حال حركت است امريكا تلاش دارد تا با تكرار حمله پيشدستانه، ارتباط خود با اين مناطق را گسترش و نفوذ خود را مستحكم نمايد.
امريكا نگران آن است كه هنگام گرايش كشورهاي بزرگ به سمت شرق نتواند در كورس رقابت چندان دستاوردي داشته باشد لذا به دنبال نفوذ پيشدستانه در منطقه است.
نكته مهم ديگر اهداف نظامي امريكا ميباشد. اساس دكترين امريكا را نظاميگري تشكيل ميدهد. واشنگتن بر اين عقيده است كه حركتهاي نظامي ميتواند منافع اقتصادي و سياسي خود را نيز تأمين كند.
بر اساس اين نگرش، امريكاييها دو محور را در سياست شرقي خود تدوين كردند. اولاً امريكا به دنبال نفوذ گستردهتر نظامي در شرق آسياست كه نمود آن را در توسعه پايگاههاي نظامي در كرهجنوبي و ژاپن و تحرك براي بازگشت به فيليپين و اندونزي و ويتنام تشكيل ميدهد.
ثانياً امريكا طرح ايجاد اختلافات مرزي ميان كشورها با محوريت ايجاد رقابت تسليحاتي را در دستور كار داد.
امريكا تلاش ميكند تا روابط همسايگان به ويژه در حوزه درياي چين را متشنج كرده تا در وراي آن بتواند اهداف سياسي، نظامي و اقتصادي خود را اجرايي سازد.
در اين عرصه امريكا دو هدف اصلي را در دستور كار دارد. نخست آنكه طرح محاصره و به چالش كشاندن چين را اجرايي سازد. دوم آنكه با اختلافافكني از ايجاد اتحاد منطقهاي ميان شرقيها جلوگيري كند.
بسياري تأكيد دارند كه امريكا كه آن را هدف قرار دارد تا با تزلزل آن از ايجاد قطب اقتصادي و سياسي بزرگ در شرق جلوگيري نمايد.
سفر هيلاري به شرق در حالي صورت گرفت كه زنجيرهاي از اين اهداف محور سياست خارجي امريكا را تشكيل ميدهد و وي بايد براي تحقق آنها گام بردارد.
محور قرار گرفتن كشورهايي مانند چين و فيليپين و سنگاپور در سفر وي نشانگر آن است كه امريكا اين سياستها را همزمان در دستور كار دارد.
در اين ميان امريكا سياست چماق و هويج را در دستور كار قرار داده است به گونهاي كه از يكسو از ارتباط سخن ميگويد و از سوي ديگر با چالش كشاندن امنيت منطقهاي و جايگاه منطقهاي كشورها به دنباليابي ديگري از آنان است.
نمود عيني اين رويكرد را در سفر هيلاري به چين ميتوان مشاهده كرد. امريكا در حالي بر توسعه مناسبات و اصطلاحاً «تعامل» تأكيد دارد كه همزمان با تحريك تبت و تايوان و با تبديل شدن سفارتخانهاش به پناهگاه معارضان و نيز ايجاد فضاي بحران منطقهاي براي پكن به دنبال باجگيري از اين كشور است.
در اين ميان هيلاري براي اجراي اهداف امريكا با يك چالش اساسي مواجه است و آن اينكه پكن پذيرنده تهديد امنيت ملي خود نميباشد و با مجموعهاي از مؤلفههاي اقتصادي و جهاني در برابر امريكا قرار ميگيرد كه ميتواند ابهاماتي را در نتايج سفر كلينتون به منطقه به همراه داشته باشد.