
به گزارش «جوان» مردم روز ۱۵ ارديبهشت براي تكميل حضورشان در روز ۱۲ اسفند، پاي صندوقهاي رأي حاضر شدند و تكليف خود را انجام دادند. اينك نوبت نمايندگان مجلس است تا با كنار گذاشتن تبليغات به فكر عملي كردن شعارها و تبديل رقابتها به رفاقت باشند.
تكاليف و حقوق متقابل مردم و مسئولان
انتخابات در ايران يكي از نشانههاي مردمسالاري ديني و نشانه حمايت ملت از نظام جمهوري اسلامي است. با وجود انتقاداتي كه به عملكرد برخي از مسئولان وجود دارد، اما در لحظه انتخابات و هر لحظه ديگري كه نياز به حضور مردم در صحنه بوده، اين نياز برطرف شده است. تجربه تاريخي ملت در طول ۳۳ سال عمر انقلاب اسلامي به روشني حاكي از رشد سياسي و فهم و درك ملت از شرايط داخلي و خارجي است. در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي نيز تجربهاي از سوي ملت تكرار شد كه بارها در اين زمينه مردم امتحان خود را پس دادهاند. مردمي كه روز گذشته پاي صندوقهاي رأي حاضر شدند، همان مردمي هستند كه با وجود گلايهها و انتقاداتشان از عملكرد برخي مسئولان، اما انجام وظايف ملي خود را فارغ از اين گلايهها ميدانند، زيرا به خوبي مطلع هستند كه انتقادات آنان فقط برخي از مسئولان را در بر ميگيرد و حضور آنان در انتخابات حمايت از كليت نظام جمهوري اسلامي را شامل ميشود، بنابراين به هيچوجه حاضر نميشوند كليت يك نظام مقدس را به پاي چند مسئول خطاكار بسوزانند. بر اين اساس يكي از درخواستهايي كه مردم پس از مشاركتهاي عمومي خصوصاً در انتخابات داشتهاند و با اميد به آينده پيگير آن بودهاند، توجه مسئولان به نيازهاي آنان و سوزانده نشدن اميدها و خواستههايشان به پاي دعواهاي سياسي و رقابتهاي غيرمسئولانه برخي از مسئولان براي پرش به پله بالاتر قدرت بوده است. اين حداقل حقوق متقابلي است كه بين مردم و مسئولان وجود دارد و اكنون نوبت منتخبان ملت است كه رفاقت را جايگزين رقابت كنند و در اداي حق ملت كمترين كوتاهي نداشته باشند.
اختلافات سليقه زير چتر تفاهم كلي
پيش از برگزاري انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي، بسياري از نامزدهاي انتخاباتي خصوصاً در مرحله دوم كه از ميان اصولگرايان بودند، در دستهبنديهاي «جبهه پايداري» و «جبهه متحد اصولگرايان» در برخي از نقاط به تقابل با يكديگر رسيدند.
اين دو دسته با آنكه هر دو زير يك مفهوم خود را تعريف ميكردند و تنها در برخي از نظرات و نگاهها با يكديگر اختلاف سليقه داشتند، هر كدام در مسيري كوشيدند تا بيشترين كرسيهاي مجلس را در اختيار گيرند. اختلافات ميان اين دو دسته را البته نميتوان به طور مطلق منفي دانست و حتي بايد اعتراف كرد كه در برخي از نقاط به گسترش مشاركت مردمي نيز منجر شد. حال با توجه به آنكه ۲۵ كرسي از ۳۰ كرسي مجلس مربوط به تهران، از ميان ۵۰ كانديداي راه يافته به مرحله دوم انتخابات در تهران اختصاص خواهد يافت و از ميان اين ۵۰ نفر نيز اكثريت آنان يا در ليست جبهه پايداري بودهاند يا در ليست جبهه متحد اصولگرايان يا در هر دو ليست، طبيعي است كه اين ۲۵ نفر و تمامي نمايندگان مجلس با هر نوع نگاه سياسي پس از ورود به خانه ملت بايد روي نقاطي تمركز كنند كه منجر به نشاط و اميد بيشتر مردم به آينده شود. تمامي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي پس از تشكيل مجلس نهم، اگر اختلافاتي در نظر و سليقه با يكديگر دارند كه به گفته مقام معظم رهبري امري طبيعي و مايه پيشرفت است، بايد آن را زير «چتر تفاهم» تعريف كنند.
اصولگرايان چه در مجلس، چه در دولت و چه در هر نهاد و سازمان و اداره ديگري بايد به اوضاع و شرايط آگاه باشند و بيش از آنكه با توجيهات و بهانههاي خيالي، بر اختلافات دروني دامن بزنند، بايد مراقب غلبه اين اختلافات بر تفاهمات و از هم پاشيده شدن دايره اصولگرايي باشند. فلسفه كسب قدرت در ميان اصولگرايان اگر در مسير خدمت معنا ميشود كه قطعاً اينچنين است، بايد اين را در عمل هم نشان دهند تا از سوي عدهاي به جنگ قدرت محكوم نشوند. بر اين اساس در شرايط فعلي و در مجلس نهم، اختلافات ميان جبهه متحد اصولگرايان و جبهه پايداري در صورت بقا، زماني ميتواند مثبت و مؤثر ارزيابي شود كه همگي زير يك چتر باشد و بر اساس «گفتمان، ميثاق و تفاهم كلي اصولگرايي» صورت بگيرد.
در واقع اگر «تفاهم» و «اختلاف» را در دو كفه ترازو قرار دهيم، زماني ارزش هر دو نمايان ميشود كه هر كدام وزني عيان داشته باشند و البته طبيعي است كه «اختلافات» زماني موجب رشد ميشود كه به عنوان چاشني در «ظرف تفاهم» به كار رود و اگر اختلاف بر تفاهم غلبه كند، آنوقت بايد منتظر عواقب كلي، جزئي، عمومي و خصوصي آن بود.
طبق اين معيارها كه بر اساس وزن تفاهم و اختلاف و درجهبندي آنها جهت تأثيرگذاري مثبت هر دو عنوان شد، اصولگرايان در مجلس نهم بايد اين مقياسها را درون خود واكاوي كنند و بنگرند كه ميزان اختلاف و تفاهم ميان آنها بر چه اساس و در چه درجهاي است؟ اصولگرايان براي ماندگاري گفتمان اصولگرايي در آينده نيز بايد به اين واكاوي اهميت دهند و درجه تفاهم و اختلاف را در جبهه خودي، تنظيم كنند تا پيچ سوپاپ اطمينان در ميان افكار مردم نسبت به اصولگرايان محكم شود. طبيعي است كه در صورت بر هم خوردن تنظيمات اختلافي و تفاهمي اصولگرايان در زمينههاي مختلف، بهترين فرصت براي اصلاحطلبان و ديگر رقباي اصولگرايان فراهم ميشود تا با تنظيم درجه اختلاف و تفاهم ميان خود، خلأ تفاهم ميان اصولگرايان را به نفع خود پر كنند و آن وقت است كه گردش افكار عمومي به سمت اصلاحطلبان ميچرخد و اصلاحات جان دوبارهاي ميگيرد، براي روي كار آوردن مجلسي به مانند مجلس ششم و دولتي به مانند دولت هفتم و هشتم.
توصيههاي امام و رهبري به مسئولان
در خصوص اين اصول و تكاليف مسئولان براي كنار گذاشتن اختلافات شديدي كه منجر به نابودي اميد مردم به آينده ميشود، بارها از سوي بنيانگذار انقلاب اسلامي و رهبر معظم انقلاب تذكراتي داده شده است.
امام خميني (ره) در توصيهاي نه فقط براي ديروز كه امروز هم بسيار كاربرد دارد، به مسئولان ميفرمايند:«اگر همه با هم مجتمع باشيد، اگر سران همه با هم مجتمع باشند، ايراد نگيرند به هم (كه) آن به او اشكال كند، او به آن اشكال كند در يك همچو موردى، در يك همچو موقعى كه ما داريم، كارها همه اصلاح مىشود. همهتان با هم باشيد. پشت و پناه هم باشيد، ملت خوب است، ملت يك ملت روشنى است، يك ملت خوبى است. شماها هم همه با هم مجتمع بشويد. دولت و ملت، اركان دولت، رئيسجمهورش، مجلسش، همه اينها با هم مجتمع باشند در يك همچو موقع خطيرى كه همه گرفتار هستيد. يك قدرى بيدار بشويد. يك قدرى توجه كنيد به مسائل. اين قدر تو سرهم نزنيد، اين قدر به هم نپريد.»
رهبر معظم انقلاب نيز طي توصيهاي به مسئولان در اوضاع و شرايطي از كشور كه به اوضاع امروز بسيار شباهت دارد، فرمودند: «بعضيها بايد اين بحثهاى سياسىِ تشنجآور را رها كنند و به كارهاى اساسى و عملى بپردازند، مردم از مسئولان اين انتظار را دارند. مرتب دعواى سياسى مىشود. انتخابات بود، تمام شد، اين اختلافات، اين دودستگيها، اين به هم پريدنها، اين مچگيريهاى دروغين و واهى، اين بهانهسازى اين عليه آن و آن عليه اين را رها كنند، بهخصوص مسئولان - چه نمايندگان مجلس، چه مسئولان دولتى - اين موارد را كنار بگذارند و به كارهاى اساسى اين كشور و اين مردم بپردازند.»